۱- مدیران باهوش مدیریت می‌کنند، نه ریاست! آنها می‌دانند که چطور از امکانات موجود در زمان، مکان و بستر مناسب استفاده کنند. آنها می‌دانند که باید از نیروی انسانی مناسب در پست‌های متناسب خود استفاده کنند. اما رئیس‌ها نوعی دیکتاتوری نسبت به امکانات و شرایط دارند و به جای انعطاف‌پذیری و سازگاری، حکم می‌کنند که شرایط، امکانات و افراد طبق میل، صلاحدید و دستور آنها پیش بروند.

۲- مدیران باهوش تشویق‌کننده، تقویت‌کننده و الهام بخش هستند. رئیس‌ها علاقه خاصی به تحقیر، سرزنش و نگاه از بالا به پایین دارند. همچنین آنها علاقه زیادی به مچ‌گیری و تضعیف روحیه دیگران دارند، اما مدیران باهوش با شخصیت بالغ خود روحیه افراد را برای همکاری و پیشبرد اهداف تشویق و تقویت می‌کنند و شخصیت آنها الهام بخش کارکنان است. آنها هیچ‌وقت دیگران را از دیدگاه برتر نگاه نمی‌کنند و می‌دانند که وجود هر کسی در جایگاه خود ضروری است. آنها نیازی ندارند برای حفظ جایگاه خود و در دست داشتن کنترل امور، دیگران را تحقیر یا تضعیف کنند. روش آنها روش تقویت‌کننده و قاطع است.

۳- مدیران باهوش تعادل‌پیشه هستند. رئیس‌ها بر اساس تله‌های ذهنی خود معیار‌های کمال‌طلبانه، ایده‌آل و گاهی ناشی از خودشیفتگی دارند؛ آنها بسیار سختگیر، جزئی‌نگر و نفوذ‌ناپذیر هستند، در حالی‌که، مدیران میان کار، تفریح، سلامتی و روابط کارکنان تعادل را برقرار می‌کنند. یعنی ابعاد وجودی کارکنان نیز برایشان اهمیت دارد، نه اینکه صرفا به فکر اهداف و کارهای سازمان خود باشند. آنها انعطاف‌پذیر و سازگار هستند؛ اما در وقت مناسب خود نیز قاطعیت لازم برای پیش برد اهداف را دارند.

۴- مدیران باهوش در دسترس هستند. رئیس‌ها اغلب خود را از کارکنان دور نگه می‌دارند و اگر در معرض دید و در دسترس کارکنان باشند، احساس ضعف و کسر شأن می‌کنند. در حالی‌که، مدیران باهوش می‌دانند که گاهی دیده شدن و رسیدگی مستقیم به واحد‌ها می‌تواند به ارتقای عملکرد کارکنان کمک کند. آنها می‌دانند که با روبات سر و کار ندارند، بلکه با انسان‌هایی کار می‌کنند که روان و ذهنی هوشمند دارند و نیازمند تعامل هستند.