با توجه به فشار‌های مختلفی که بر شرکت‌های خودروساز وجود دارد، تعجبی ندارد که شرکت‌هایی نظیر فیات‌کرایسلر و رنو برای حفظ حیات به فکر مشارکت با هم هستند. تصمیم روز چهارشنبه گذشته شرکت فیات‌کرایسلر برای پس گرفتن پیشنهاد ادغام با شرکت رنو تحت‌فشار دولت فرانسه، نشانه‌ای دیگر از شرایط پیچیده‌ای است که خودروسازهای سنتی با آن مواجه هستند. پیشنهاد ادغام که می‌توانست سومین خودروساز بزرگ جهان را به‌وجود آورد، واکنشی بود به چالش‌های پیش‌روی صنعتی که نقشی بزرگ در اقتصاد ایالات‌متحده، ژاپن و اروپا دارد و تعداد بسیار زیادی از نیروی کار در آن مشغول فعالیت هستند.

توسعه فناوری‌های جدید در صنایعی نظیر سرگرمی، رسانه، مخابرات، ارتباطات و خرده‌فروشی دگرگونی‌های عمیق و فراگیری به‌وجود آورده و امنیت شغلی میلیون‌ها نفر را به خطر انداخته است. بدون تردید صنعت بعدی صنعت خودروسازی است. استاد دانشگاه میشیگان می‌گوید: «این می‌تواند بزرگ‌ترین دگرگونی در صد سال اخیر باشد و بدون تردید این دگرگونی حتی برای شرکت‌های بزرگ بسیار گران تمام خواهد شد.» تحلیلگران صنعت خودرو معتقدند شرکت‌های بزرگ خودروسازی طی ۵ سال آینده بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار صرف تولید خودروهای برقی مجهز به فناوری خودران خواهند کرد. آنها مجبور هستند خطوط تولید را متحول کنند، نیروی کار را آموزش دهند، شبکه‌های عرضه را از نو سازماندهی کنند و به تحولاتی که در آینده رخ خواهد داد، فکر کنند، از جمله افزایش استفاده از خدمات شرکت‌هایی نظیر اوبر و کاهش تمایل به خرید خودرو.

برای خودروسازهای بزرگ این سرمایه‌گذاری مساله مرگ و زندگی است، زیرا اگر آنها با تحولات بزرگ دنیای بیرون سازگار نشوند، از میان خواهند رفت. اما نکته نگران‌کننده این است که هیچ‌یک از این خودروسازان نمی‌دانند آیا مشتری‌ها حاضر هستند پول این فناوری جدید را پرداخت کنند و آیا این سرمایه‌گذاری سودده خواهد بود یا نه. رفتار سرمایه‌گذاران از پیش نشان داده کدام گروه از خودروسازها و فناوری‌ها در نهایت در این رقابت و تحول پیروز خواهند شد؛ شرکت تسلا تولیدکننده خودروهای الکتریکی، به‌رغم مشکلاتی که پیش‌رو دارد، هنوز نسبت به خودروسازهایی نظیر فیات،‌کرایسلر یا رنو ارزش بالاتری در بورس دارد و شرکت اوبر ارزشی بسیار بالاتر از مجموع ارزش دو شرکت یاد شده دارد. به این ترتیب به‌نظر می‌رسد مصرف‌کنندگان و سرمایه‌گذاران به افق شرکت‌های نوآور بسیار امیدوار هستند.

تحولات عمیق در صنعت خودروسازی جهان اثرات بزرگی در مصرف‌کنندگان و جامعه دارد. شرکت‌های بزرگ خودروساز نظیر فولکس‌واگن، تویوتا یا جنرال‌موتورز آخرین کارفرماهایی هستند که کارخانه‌های بزرگ در کشورهای مختلف دارند و در هر نوبت کاری هزاران کارگر وارد این کارخانه‌ها شده و از آن خارج می‌شوند. در سراسر جهان ۸ میلیون نفر به‌طور مستقیم برای کارخانه‌های خودروسازی کار می‌کنند و چند برابر این رقم نیروی کار برای کارخانه‌هایی کار می‌کنند که انواع قطعات و خدمات را به شرکت‌های بزرگ و کوچک خودروسازی ارائه می‌کنند. بدون تردید در آینده این شغل‌ها با خطرات بیشتری مواجه خواهند شد. سال گذشته فروش خودرو در جهان برای نخستین‌بار از سال ۲۰۰۹ کاهش یافت. اگرچه میزان کاهش اندک بود، اما این تحول می‌تواند نشانه‌ای از آغاز رکود در اقتصاد جهان باشد.

وضعیت صنعت خودرو چنان اهمیت دارد که تحولات در آن بر کل اقتصاد کشورها و جهان اثرات بزرگ می‌گذرد. عامل اصلی کاهش فروش خودرو، آغاز تنش‌های تجاری بین چین و آمریکا از اواسط سال قبل است؛ زیرا این تنش‌ها به اقتصاد چین، آمریکا و جهان لطمه وارد کرده و سبب کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان شده است چین بزرگ‌ترین بازار خودروی جهان است و کاهش نرخ رشد آن در کنار نگرانی‌ها درباره آینده سبب افت تقاضا برای خودرو شده است. تولیدکنندگان خودرو در آمریکا نیز از این تنش‌ها لطمه دیده‌اند. در سه ماه نخست سال‌جاری میلادی فروش خودروهای تولید شرکت فورد با ۳۶ درصد کاهش به ۱۳۶ هزار دستگاه رسید، البته روندهای بلند مدت نیز در تحولات یاد شده موثر هستند.واقعیت این است که سلطه چین بر بازار خودروی جهان در حال افزایش است و مسیر حرکت این صنعت از سوی چین تعیین می‌شود. در سال‌های اخیر رشد قابل‌ملاحظه تقاضای چین برای خودرو تقریبا تمامی رشد تقاضای جهانی را برای خود تشکیل داده است. سال گذشته میلادی چینی‌ها ۲۴ میلیون خودرو خریدند که بسیار بالاتر از هر کشور دیگری در جهان است. در ایالات‌متحده سال قبل ۱۷ میلیون خودرو به فروش رسید. شرکت جنرال‌موتورز در سه ماه نخست سال‌جاری ۹۴۷ هزار خودرو در آسیا فروخت و این رقم بسیار بالاتر از فروش این شرکت در آمریکاست.

فروش خودرو در آمریکا و اروپا هیچ رشدی ندارد و احتمال آنکه در آینده شاهد افزایش فروش خودرو در این دو بازار بزرگ باشیم، بسیار کم است. از دهه ۱۹۸۰ تاکنون تعداد جوانان آمریکایی که گواهینامه رانندگی می‌گیرند در حال کاهش بوده است. از سوی دیگر مالکیت خودرو بیش از آنکه یک نیاز باشد جنبه تجملاتی و لوکس پیدا کرده است. در مناطق شهری که جمعیت آن در حال افزایش است، مردم می‌توانند با استفاده از خدمات شرکت‌هایی نظیر اوبر یا لیفت یا اجاره ساعتی خودرو از پرداخت هزینه پارک و هزینه‌های بیمه‌ای اجتناب کنند.

تغییرات آب و هوایی بر ارتباط بین مصرف‌کنندگان و خودرو اثر گذاشته است. در حال‌حاضر موضوع تغییرات آب و هوایی موضوعی سیاسی است و در شهرهای بزرگ آلودگی‌ها در حال افزایش است. حمل‌و‌نقل یک‌پنجم گازهای گلخانه‌ای جهان را سبب می‌شود و سیاست‌گذاران در راستای عمل به خواسته‌های رای‌دهندگان مدت‌هاست تولیدکنندگان خودرو را به بهبود مصرف سوخت خودروها وادار کرده‌اند تا از میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای کاسته شود. در مقابل، قدرت مقاومت خودروسازها در سال‌های اخیر کاهش یافته است. در اتحادیه اروپا خودروسازها باید تا سال ۲۰۲۱ به استانداردهای بالاتر در مصرف سوخت خودروهای خود برسند در غیر این‌صورت با جریمه‌های سنگین مواجه خواهند شد. خودروسازهای اروپایی در اجرای مقررات عقب هستند در نتیجه در آینده نه‌چندان دور این شرکت‌ها با ۳۷ میلیارد دلار جریمه مواجه می‌شوند. در ایالات‌متحده نیز خودروسازان تحت‌فشار هستند تا از میزان مصرف سوخت در خودروهایشان بکاهند و آن را به صفر برسانند. به این ترتیب قانونگذاران و مصرف‌کنندگان حامی محیط‌زیست به‌تدریج خودروهای با موتور احتراق داخلی را به کلی منسوخ خواهند کرد.

چین، فرانسه و انگلستان در صدر فهرست کشورهایی قرار دارند که مصمم هستند تا سال ۲۰۴۰ استفاده از خودروهای بنزینی و گازوئیلی را به صفر برسانند و نروژ قصد دارد در سال ۲۰۲۵ به این هدف برسد. خودروسازهای بزرگ این دگرگونی‌ها را پیش‌بینی کرده بودند و در سال‌های اخیر برای آن آماده شده‌اند. برای مثال شرکت بی‌ام‌و از سال ۲۰۱۳ و شرکت نیسان از سال ۲۰۱۰ به تولید خودروهای برقی روی آورده‌اند، اما شرکت‌های بزرگ به‌رغم اندازه‌ای که دارند در مقابل شرکت‌های تازه‌وارد نظیر اوبر مزیت پایین‌تری دارند، زیرا هنوز هم بخش عمده درآمد آنها از فروش خودروها با موتور احتراق داخلی است.

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند