«شاه کوشش دارد ارتش را انضباط دهد و سازمان‌هایش را شبیه سازمان‌های ارتش‌های اروپایی کند ولی برای رسیدن به این منظور راه درازی در پیش دارد. ارتش ایران مرکب از ۶تا۷ هزار سرباز منظم است که حقوقشان را خیلی بد و بسیار نامنظم دریافت می‌دارند. سلاح نظامیان در وضع بسیار بدی است و غالب تفنگ‌ها نه فشنگ دارند نه سرنیزه. چند بار دولت ایران از افسران روسی یا انگلیسی خواسته است که به ارتش ایران نظمی بدهند و هنگ‌های منظمی ترتیب دهند. ولی نفع این هردو کشور در این است که همواره ضعیف و ناتوان باشد، بنابراین نتیجه سودمندی از این کار به دست نیامده است. ارتش غیرمنظم یا چریک ایران گاهی ممکن است بسیار قابل‌توجه باشد، ولی هرگز خطرناک نیست. شاهزاده یا شاه می‌تواند تمام اتباعش را زیر پرچم بخواند، ولی این در واقع یک بسیج عمومی است نه یک ارتش واقعی. در آن موقع هر کسی باید مایحتاج خود را برای حضور در این لشکرکشی فراهم کند. در این هنگام چاپیدن مردم جای حقوق سربازان را می‌گیرد. در محاصره هرات هزاران نفر از این فلاکت‌زدگان وارد سنگرها شدند تا علفی را که در آن روییده شده بود با ولع مخصوصی ببلعند.»

 منبع: سفرنامه کنت دوسرسی(۱۳۶۲) ترجمه احسان اشراقی.