سوخت غیراستاندارد
این مساله پیامدهای مستقیم بر عملکرد ناوگان خودرویی، انتشار آلایندههای شهری و سلامت عمومی دارد. بررسی دادههای رسمی و پژوهشهای منتشرشده در سالهای اخیر نشان میدهد که استانداردهای جهانی حد مجاز گوگرد در گازوئیل را کمتر از ۱۰ ppm تعیین کردهاند؛ این در حالی است که بخش عمدهای از گازوئیل مصرفی در کشور دارای سطح گوگرد بسیار بالا، گاه تا حدود ۸۰۰۰ ppm یعنی ۸۰۰برابر حد استاندارد است؛ این اختلاف فاحش میان استاندارد و واقعیت به معنای تولید مقادیر عظیمی از دیاکسید گوگرد و ذرات ثانویه است که نقش تعیینکنندهای در تشدید بحران آلودگی هوا دارد. بنزین مصرفی کشور نیز اگر چه در برخی پالایشگاهها مطابق استانداردهای یورو ۴ یا ۵تولید میشود، اما کیفیت عرضهشده در شبکه توزیع کاملا یکدست نبوده و نمونههایی با گوگرد بیش از حد مجاز در برخی شهرها گزارش شده است. این وضعیت نشان میدهد که کیفیت سوخت در کشور نه تنها با استانداردهای بینالمللی فاصله داشته، بلکه در برخی مناطق حتی با الزامات اولیه استانداردهای زیستمحیطی داخلی نیز تطابق کامل ندارد.
پیامدهای فنی کیفیت پایین سوخت تنها محدود به انتشار مستقیم آلایندهها نیست، بلکه مجموعهای از اثرات زنجیرهای را در عملکرد خودروها و شبکه حملونقل ایجاد میکند. یکی از مهمترین این پیامدها، تخریب سیستمهای کنترل آلایندگی است. خودروهایی که مطابق استانداردهای یورو طراحی میشوند، برای عملکرد صحیح نیازمند سوخت کمگوگرد هستند. وجود گوگرد بالا در سوخت، کاتالیستها را مسموم کرده و کارآیی آنها را بهشدت کاهش میدهد. همچنین در خودروهای دیزلی، فیلترهای ذرات که وظیفه حذف دوده و ذرات ریز را دارند، با سوخت پرگوگرد بهسرعت دچار گرفتگی شده و عملا از مدار عملکرد خارج میشوند. از این رو حتی اگر خودروسازان داخلی بتوانند خودروهایی با استانداردهای آلایندگی روز تولید کنند، مصرف سوخت بیکیفیت، عملکرد واقعی این خودروها را پس از مدت کوتاهی از سطح استاندارد دور کرده و عملاً آلایندگی آنها بهمراتب بیشتر از سطح مورد انتظار خواهد شد.
از منظر انتشار آلایندهها، تاثیر کیفیت پایین سوخت بر تشکیل ذرات معلق ریز (PM۲.۵) قابل توجه است. گوگرد موجود در سوخت هنگام احتراق پس از تبدیل به دیاکسید گوگرد در اتمسفر با رطوبت و دیگر ترکیبات واکنش داده و سولفات گوگرد تولید میشود که یکی از اجزای اصلی ذرات معلق ریز محسوب میشود. ذرات معلق ریز، کوچکتر از ۲.۵میکرون، به دلیل قابلیت نفوذ به عمق ریه، موجب بیماریهای تنفسی، قلبی و حتی مرگ زودرس میشوند.
بر اساس ارزیابیهای انجامشده در شهرهای بزرگ کشور، سهم قابلتوجهی از ذرات ریز ناشی از فرآیندهای مرتبط با احتراق سوخت حملونقل، بهویژه گازوئیل است. علاوه بر این، سوختهای نامرغوب اغلب دارای مقادیر بالاتری از ترکیبات آروماتیک و بنزن بوده که هم موجب افزایش انتشار ترکیبات آلی فرار شده و هم در تشکیل اوزون ایفای نقش میکنند. اوزون در سطح زمین یک آلاینده ثانویه خطرناک است که در دماهای بالا و در حضور نور خورشید تشکیل و با تحریک دستگاه تنفسی، موجب تشدید حملات آسم و بروز بیماریهای قلبی میشود. بنابراین کیفیت سوخت در کشور نهتنها در تولید آلایندههای اولیه موثر است، بلکه در تشکیل آلایندههای ثانویه نیز نقش عمدهای دارد.
ارتقای کیفیت سوخت در کشور با چالشهای ساختاری روبهروست. بسیاری از پالایشگاههای ایران فاقد واحدهای هیدروتریتینگ و هیدروکراکینگ مورد نیاز برای کاهش گوگرد در گازوئیل و بنزین هستند. راهاندازی این واحدها نیازمند سرمایهگذاری سنگین و انتقال فناوری است. علاوه بر این، نهتنها نظارت بر کیفیت سوخت در کشور به اندازه کافی دقیق و شفاف نیست، بلکه قیمت پایین سوخت انگیزه صرفهجویی و ارتقای کیفیت را نیز کاهش داده و بار مالی سنگینی بر دولت تحمیل میکند که بخشی از آن به صورت کاهش سرمایهگذاری در بخش پالایش نمایان میشود. در کنار کیفیت سوخت، نقش ناوگان خودرویی در شدت گرفتن آلودگی هوا نیز قابلتوجه است. خودروهای سواری با آنکه سهم کمتری نسبت به ناوگان سنگین در تولید ذرات دارند، اما به دلیل تعداد بسیار زیاد و استفاده گسترده در شهرها سهم قابل توجهی در انتشار انواع آلایندهها دارند. در مقابل، ناوگان دیزلی شامل اتوبوسها، کامیونها و خودروهای سنگین به دلیل ماهیت موتور و نوع سوخت مصرفی، سهم اصلی را در تولید ذرات معلق بر عهده دارند.
در حالت استاندارد، موتورهای دیزلی جدید در صورت مصرف گازوئیل کمگوگرد و بهرهگیری از فیلتر دوده و سیستمهای کاهنده اکسیدهای نیتروژن، میتوانند حتی از موتورهای بنزینی نیز پاکتر باشند. اما در کشور، به دلیل کیفیت پایین سوخت و نبود سیستمهای کنترل آلایندگی پیشرفته، ناوگان دیزلی یکی از مهمترین منابع تولید ذرات معلق و آلایندههای خطرناک محسوب میشود. در واقع، ترکیب ناوگان فرسوده و سوخت بیکیفیت موجب شده انتشار آلایندهها توسط وسایل نقلیه دیزلی به مراتب بیش از استانداردهای جهانی باشد. به این وضعیت باید نقش موتورسیکلتهای کاربراتوری و خودروهای فرسوده را نیز افزود که با وجود سهم نسبی کم در تعداد، آلایندگی بسیار بالایی داشته و حضور آنها در ناوگان شهری یک تهدید جدی برای سلامت عمومی محسوب میشود.
در کنار ارتقای کیفیت سوخت تولیدی در پالایشگاههای کشور این سوال مطرح میشود که آیا ارتقای کیفیت خودروهای داخلی در شرایط فعلی با هدف کاهش آلودگی هوا امکانپذیر است؟ از منظر تئوریک و فنی، صنعت خودروسازی کشور توان تولید خودروهایی با استانداردهای آلایندگی بالاتر را دارد. در سالهای اخیر برخی مدلها با استانداردهای یورو ۵ عرضه شدهاند و حتی پروژههایی برای تولید خودروهای هیبریدی و الکتریکی نیز کلید خورده است. اما این ظرفیت بالقوه در عمل با محدودیتهای جدی روبهروست. مهمترین محدودیت همان کیفیت پایین سوخت است. خودروهای استاندارد در صورت مصرف سوخت کمکیفیت کارآیی خود را از دست داده و آلایندگی آنها افزایش مییابد. به همین دلیل، ارتقای فنی خودرو بدون ارتقای همزمان کیفیت سوخت یک راهکار ناکارآمد و کماثر خواهد بود. زنجیره تامین قطعات پیشرفته از دیگر محدودیتهای این عرصه محسوب میشود.
تولید خودرو با استاندارد یورو ۶ نیازمند استفاده از کاتالیستهای پیشرفته، سنسورهای دقیق و سیستمهای پیچیده مدیریت موتور است که بسیاری از این قطعات یا در داخل تولید نمیشوند یا کیفیت تولید داخلی آنها پایین بوده و برای واردات نیز محدودیتهای مرتبط با تحریم وجود دارد. این مساله موجب شده خودروهای داخلی، حتی وقتی در طراحی استاندارد هستند، در اجرا با محدودیت مواجه شوند.نبود برنامه جامع نوسازی ناوگان و اسقاط خودروهای فرسوده را نیز باید به عنوان یکی دیگر از عوامل موثر مدنظر قرار داد. خودروهای فرسوده اغلب چندین برابر یک خودروی جدید آلاینده تولید میکنند. در بسیاری از کشورها، سیاست اسقاط خودروهای فرسوده نقش کلیدی در کاهش آلودگی هوا داشته است، اما در کشور این سیاست به شکل گسترده و پایدار اجرا نشده و حجم قابلتوجهی از خودروها و موتورسیکلتها همچنان با استانداردهای گذشته یا بدون استاندارد در حال تردد هستند. بنابراین حتی اگر تولید خودروهای جدید با فناوری پیشرفته افزایش یابد، تاثیر آنها در کاهش آلایندگی ناچیز خواهد بود مگر اینکه برنامهای جامع برای نوسازی ناوگان قدیمی اجرا شود.
در کشورهای پیشرفته، توسعه حملونقل عمومی پاک که بر پایه اتوبوسهای برقی، مترو و خودروهای کممصرف است، نقش مهمی در کاهش آلودگی هوا داشته است. در کشور، کمبود زیرساختهای حملونقل عمومی و نوسازی محدود آن، موجب اتکای بیشتر مردم به خودروهای شخصی و افزایش مصرف سوخت شده است. این وضعیت فشار بیشتری بر شبکه توزیع سوخت بیکیفیت وارد کرده و انتشار آلایندهها را تشدید میکند. در نهایت میتوان نتیجه گرفت که کاهش آلودگی هوا در کشور نیازمند یک رویکرد جامع و چندجانبه است. نخستین و مهمترین گام، ارتقای کیفیت سوخت است؛ زیرا حتی خودروهای استاندارد نیز بدون سوخت مناسب نمیتوانند به عملکرد مطلوب دست یابند. ارتقای پالایشگاهها، تولید سوخت کمگوگرد، ایجاد نظام نظارتی شفاف و تشکیل آزمایشگاههای مستقل با هدف پایش کیفیت سوخت باید در اولویت قرار گیرد.
به موازات این اقدامات، برنامه نوسازی گسترده ناوگان فرسوده نیز اجرا شده و خودروسازان با دسترسی به فناوریهای پیشرفته قادر به تولید خودروهایی با استانداردهای جهانی شوند. فرهنگسازی و توسعه حملونقل عمومی پاک و اصلاح ساختار قیمتگذاری انرژی نیز از دیگر الزامات اصلی است. دستیابی به هوای پاک در کشور بدون این اصلاحات ساختاری امکانپذیر نبوده و آینده سلامت عمومی به تصمیمگیریهای امروز مسوولان در حوزه سوخت، صنعت خودرو و حملونقل وابسته است.
* عضو هیاتعلمی دانشگاه آزاد اهواز