عملکرد چهار متغیر کلیدی صنعت لبنیات بررسی شد
سود لبنی ها از رشد قیمتها
بررسی روند تولید صنعت لبنیات نشان میدهد شرکتهای بورسی این گروه طی ۱۵ سال گذشته به طور متوسط سالانه ۵۵۷ هزار و ۹۵۱ تن محصول تولید کردهاند و در این مدت، تولید به طور میانگین سالانه ۵ درصد رشد داشته است. با این حال، این روند از سال ۱۴۰۳ تغییر مسیر داد و صنعت وارد دورهای از افت تولید شد.
در سال ۱۴۰۴ مجموع تولید لبنیهای بورسی به ۵۸۶هزار و ۵۵۹ تن رسید. این رقم اگرچه همچنان بالاتر از میانگین بلندمدت صنعت است، اما نسبت به سال قبل از آن ۷ درصد کاهش نشان میدهد و از تداوم فشار بر فعالیت تولیدکنندگان حکایت دارد.
این وضعیت در بهار امسال نیز ادامه پیدا کرد. مجموع تولید صنعت در سهماه نخست سال به ۱۳۶ هزار و ۹۰۵ تن رسید که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۹درصد کمتر است. کاهش تولید در هر سه ماه فصل مشاهده میشود و بیشترین افت نیز در اردیبهشت ثبت شده است.
رشد بهای شیر خام، افت قدرت خرید خانوارها و تغییر الگوی مصرف باعث شده بخشی از شرکتها به جای افزایش حجم تولید، تمرکز خود را بر مدیریت سبد محصولات و تولید کالاهایی با ارزش افزوده بالاتر قرار دهند. این رویکرد اگرچه به حفظ درآمد کمک کرده، اما رشد تولید را محدود کرده است.
در میان شرکتهای این صنعت، غگلپا تنها شرکتی بود که برخلاف جریان عمومی حرکت کرد و با رشد ۴ درصدی، تولید خود را به ۸ هزار و ۷۷۸ تن رساند.

بازار مصرف در انتظار رونق
فروش نیز مسیر متفاوتی از تولید نداشته است. به دلیل فاصله کوتاه میان تولید و عرضه در صنعت لبنیات، تغییرات فروش معمولا همسو با تولید حرکت میکند.
بررسی عملکرد ۱۵ سال گذشته نشان میدهد میانگین فروش سالانه این صنعت ۵۵۵ هزار و ۵۹۲ تن بوده و مقدار فروش نیز به طور متوسط سالانه ۴ درصد افزایش یافته است.
اما این روند طی دو سال اخیر معکوس شده است. مجموع فروش صنعت در سال ۱۴۰۴ با افت ۸ درصدی به ۵۴۸ هزار و ۶۹۱ تن رسید و در بهار امسال نیز مقدار فروش با کاهش یک درصدی نسبت به مدت مشابه سال 1403 به ۱۳۹ هزار و ۷۷ تن رسید.
هرچند در خردادماه فروش صنعت با رشد ۲ درصدی همراه شد، اما این افزایش هنوز برای تغییر روند کلی بازار کافی نیست. افت قدرت خرید خانوارها همچنان مهمترین مانع رشد تقاضا در بازار لبنیات به شمار میرود و مصرفکنندگان بیش از گذشته به سمت کالاهای ارزانتر یا کاهش حجم خرید حرکت کردهاند.
در این میان، غگلپا بهترین عملکرد را در بخش فروش به ثبت رساند و توانست مقدار فروش خود را با رشد ۸ درصدی به ۸ هزار و ۷۲۴ تن برساند.

درآمد از مسیر قیمت رشد کرد
برخلاف متغیرهای مقداری، درآمد شرکتها همچنان در مسیر رشد قرار دارد. بررسی روند بلندمدت نشان میدهد درآمد صنعت لبنیات طی ۱۵ سال گذشته به طور متوسط سالانه ۴۰ درصد افزایش یافته است.
در سال ۱۴۰۴ مجموع درآمد صنعت با رشد ۵۷ درصدی به ۴۶ هزار و ۵۸۴میلیارد تومان رسید. این رشد ۱۷ واحد درصد بیشتر از میانگین تاریخی صنعت است و نشان میدهد ارزش فروش شرکتها با سرعتی بیشتر از روند معمول افزایش یافته است.
این روند در سال جاری نیز ادامه پیدا کرد. مجموع درآمد صنعت در سهماه نخست سال به ۲۱ هزار و ۴۱۹میلیارد تومان رسید که نسبت به بهار سال گذشته ۱۲۹ درصد افزایش دارد. درآمد هر سه ماه فصل بیش از دو برابر مدت مشابه سال قبل بود و در خرداد نیز با رشد ۱۵۲ درصدی به ۷ هزار و ۵۸۹میلیارد تومان رسید.
این ارقام نشان میدهد موتور اصلی رشد درآمد، افزایش مقدار فروش نبوده است. اصلاح نرخ محصولات در پی افزایش بهای شیر خام و رشد هزینههای تولید، ارزش ریالی فروش شرکتها را افزایش داده و اثر کاهش تیراژ را تا حد زیادی پوشش داده است.
در میان شرکتهای بورسی، غگیلا با رشد ۱۵۲ درصدی درآمد و ثبت فروش یک هزار و ۱۴۳میلیارد تومان، بهترین عملکرد درآمدی بهار را به نام خود ثبت کرد.

سودآوری آرام آرام ترمیم شد
اثر افزایش نرخ فروش تنها در درآمد شرکتها دیده نمیشود و سودآوری صنعت نیز از آن بینصیب نمانده است. میانگین حاشیه سود صنعت لبنیات طی ۱۵ سال گذشته حدود ۸ درصد بوده، اما این نسبت در سال ۱۴۰۴ به ۱۰ درصد رسید.
در مقیاس فصلی نیز میانگین تاریخی حاشیه سود ۹درصد است و این شاخص در زمستان سال گذشته به ۱۰درصد افزایش یافت. هرچند این بهبود چشمگیر نیست، اما نشان میدهد شرکتها توانستهاند بخشی از فشار ناشی از افزایش هزینههای تولید را از طریق اصلاح قیمت محصولات جبران کنند.
البته رشد سودآوری به اندازه رشد درآمد نبوده است. افزایش بهای شیر خام، هزینه بستهبندی، حملونقل و سایر هزینههای عملیاتی باعث شده بخش قابلتوجهی از درآمدهای جدید صرف جبران هزینهها شود. به همین دلیل، حاشیه سود صنعت تنها اندکی بالاتر از میانگین تاریخی قرار گرفته و هنوز نشانهای از جهش سودآوری در کل صنعت
دیده نمیشود.
رشد قیمت، جای رشد بازار را گرفته است
مرور چهار متغیر اصلی صنعت نشان میدهد لبنیسازان در ماههای اخیر بیش از آنکه از رونق بازار مصرف منتفع شوند، از اصلاح نرخ فروش سود بردهاند. کاهش تولید و فروش نشان میدهد تقاضای واقعی هنوز به سطح مطلوب بازنگشته، اما افزایش قیمت محصولات توانسته درآمد و تا حدی سودآوری شرکتها را حفظ کند.
این الگو البته ظرفیت محدودی دارد. در اقتصادی که قدرت خرید خانوارها تحت فشار است، امکان تداوم رشد درآمد تنها از مسیر افزایش نرخ فروش وجود ندارد. پایداری رشد صنعت زمانی محقق خواهد شد که بازار مصرف دوباره رونق بگیرد و افزایش درآمد شرکتها با رشد مقدار تولید و فروش همراه شود. در غیر این صورت، شکاف میان عملکرد مالی و عملیاتی صنعت عمیقتر خواهد شد و رشد درآمد بیش از آنکه نشانه توسعه فعالیت شرکتها باشد، بازتابی از افزایش قیمت محصولات خواهد بود.