تقاضای بازسازی مسکن می‌تواند چرخش اقتصادی اصفهان باشد؟

در روزهایی که غبار بحران آرام‌آرام فرومی‌نشیند، صدای کلنگ‌ها و ماشین‌آلات ساختمانی در شهری که نیمی از جهان خوانده می‌شود، معنایی متفاوت از گذشته دارد. اقتصاد مسکن در اصفهان پساجنگ، دیگر حول محور برج‌سازی در مناطق خوش‌آب‌وهوای جنوب شهر یا توسعه شهرک‌های اقماری جدید نمی‌چرخد. واقعیت‌های کف بازار و آمارها نشان می‌دهند که لوکوموتیو اقتصاد مسکن از ریل قبلی خود خارج شده و برای بازگشت به مسیر رشد، چاره‌ای جز تغییر کاربری و ورود به ایستگاه بازسازی و احیا ندارد.

برای درک چرایی این چرخش، باید ابتدا نگاهی به کالبد فعلی بازار مسکن اصفهان بیندازیم. این بازار که پیش از آغاز بحران نیز زیر بار تورم نهاده‌های تولید، فرونشست زمین و حجم عظیم بافت‌های فرسوده (بیش از ۲۳۰۰ هکتار) کمر خم کرده بود، اکنون با توقف کامل پروژه‌های توسعه‌ای روبه‌رو است. سازندگان در سایه ابهام قیمت‌ها دست از کار کشیده‌اند و خریداران نیز رمقی برای ورود به بازار ندارند. اما در دل این رکود تورمی، یک تقاضای خفته و بسیار قدرتمند شکل گرفته است: تقاضای بازسازی. در ادبیات اقتصادی، تقاضای مسکن معمولاً کشش‌پذیر است؛ یعنی با گران شدن مصالح، مردم خرید یا ساخت خانه را به تعویق می‌اندازند. اما برای خانواده‌هایی که در مناطق پیرامونی و آسیب‌دیده اصفهان سرپناه خود را از دست داده‌اند یا خانه‌هایشان به دلیل تکانه‌های بحران و تشدید فرونشست ناایمن شده، این تقاضا کاملاً بی‌کشش و فوری است. آن‌ها نمی‌توانند منتظر معجزه بمانند.

این تقاضای انباشته و تضمین‌شده، شامل ده‌ها هزار واحد مسکونی و تجاری در هسته مرکزی اصفهان و شهرهای اقماری مانند شاهین‌شهر و نجف‌آباد است. پاسخ به این نیاز، صرفاً یک وظیفه اجتماعی نیست، بلکه یک فرصت طلایی است که می‌تواند نرخ رشد منفی بخش ساختمان استان را به سرعت به مدار مثبت ۵ تا ۷ درصد بازگرداند.

تفاوت اصفهان با سایر کلانشهرهای آسیب‌دیده کشور در یک ویژگی بنیادین نهفته است: مزیت مطلق در زنجیره تأمین. اصفهان قطب بلامنازع تولید فولاد و سیمان خاورمیانه است. در حالی که پروژه‌های بازسازی در سایر نقاط کشور زیر بار هزینه‌های گزاف حمل‌ونقل مصالح له می‌شوند، هم‌جواری با غول‌های صنعتی چون فولاد مبارکه و ذوب‌آهن، هزینه تمام‌شده پروژه‌های عمرانی را در اصفهان به شکل معناداری کاهش می‌دهد.

این موقعیت ژئواکونومیک، اصفهان را به بهشتی برای پیمانکاران، شرکت‌های مهندسی مشاور و انبوه‌سازانی تبدیل می‌کند که سال‌ها درگیر خشکسالی پروژه‌های عمرانی بوده‌اند. ورود به حوزه ساخت‌وسازهای پیش‌ساخته، بومی‌سازی فناوری‌های مقاوم‌سازی و راه‌اندازی کارگاه‌های بازیافت نخاله‌های ساختمانی، از جمله فرصت‌های بکری است که نقدینگی‌های سرگردان را از بازارهای سفته‌بازی مانند طلا و دلار به سمت تولید واقعی و اشتغال‌زایی کلان هدایت می‌کند.

برای آنکه اقتصاد بازسازی اصفهان در مسیر درستی قرار گیرد، بازخوانی تجارب جهانی الزامی است. تاریخ اقتصاد شهری نشان می‌دهد که کلانشهرها چگونه از دل ویرانی‌ها، توسعه‌یافته‌تر بیرون آمده‌اند.شهر درسدن آلمان پس از جنگ جهانی دوم، الگویی بی‌نظیر از «بازسازی هویت‌محور» را به نمایش گذاشت. آن‌ها نشان دادند که چگونه می‌توان کالبد تاریخی شهر را با دقت میلی‌متری احیا کرد و همزمان زیرساخت‌های داخلی را با تکنولوژی روز ارتقا داد؛ درسی حیاتی برای اصفهان که بافت تاریخی آن خط قرمز توسعه شهری محسوب می‌شود. از سوی دیگر، کلانشهر توکیو در ژاپن به ما می‌آموزد که بازسازی باید مبتنی بر تاب‌آوری باشد. بهره‌گیری ژاپنی‌ها از تکنولوژی‌های ضدلرزه، امروز می‌تواند در قالب مهندسی ضدفرونشست در بافت‌های آسیب‌دیده اصفهان پیاده‌سازی شود. با این حال، تجربه واگذاری صفر تا صد بازسازی بیروت به یک شرکت خصوصی (سولیدر) هشدار می‌دهد که اگر نظارت حاکمیتی و مردمی غایب باشد، بازسازی می‌تواند به قیمت‌گذاری نجومی، اعیان‌سازی بی‌رحمانه و طرد ساکنان بومی محلات منجر شود.

با وجود تمام ظرفیت‌ها، مسیر پیش رو در اصفهان ناهموارتر از سایر شهرها است. بزرگترین چالش، تقابل سرعت بازسازی با محدودیت‌های میراث فرهنگی است. در هسته مرکزی شهر، استفاده از ماشین‌آلات سنگین می‌تواند به آثار تاریخی آسیب برساند که این امر سرعت کار را به شدت کاهش می‌دهد.

چالش بعدی، اما تنش آبی است. صنعت ساختمان تشنه آب است و در اصفهانِ پساجنگ که زاینده‌رود سال‌هاست با خشکی دست‌وپنجه نرم می‌کند، تأمین آب ده‌ها هزار کارگاه ساختمانی بدون استفاده از پساب‌های تصفیه‌شده صنعتی غیرممکن خواهد بود. همچنین خطر تورم بخشی (افزایش ناگهانی قیمت مصالح به دلیل هجوم تقاضا) در صورت عدم نظارت دستگاه‌های تنظیم‌گر، می‌تواند پروژه‌ها را پیش از رسیدن به سقف اول تعطیل کند. بازار مسکن اصفهان در آستانه یک دگردیسی تاریخی است. در صورت مدیریت هوشمندانه دوران بازسازی، چشم‌انداز پنج‌ساله اقتصاد شهری اصفهان بسیار روشن خواهد بود. این رویکرد نه تنها حباب‌های سفته‌بازی را در مناطق اشباع‌شده شهر تخلیه می‌کند، بلکه توزیع ثروت را به مناطق میانی و حاشیه‌ای که پتانسیل احیا دارند، بازمی‌گرداند.