فرصت تاریخی
گزارش بخش خصوصی درباره حکمرانی هوش مصنوعی در ایران چه میگوید؟
تحلیل دقیق وضع موجود در ایران و مقایسه آن با تجربیات موفق جهانی، بهروشنی نشان میدهد که ایران در نقطه عطف تاریخی در زمینه حکمرانی هوش مصنوعی قرار دارد. پتانسیلهای بینظیر علمی و انسانی از یکسو و چالشهای ساختاری و رویکردهای نامناسب از سوی دیگر، آینده هوش مصنوعی در ایران را در هالهای از ابهام فرو برده است.
یافتههای برجسته
گزارش تحلیلی اتاق بازرگانی ایران درباره «حکمرانی هوش مصنوعی در ایران: چالشها، فرصتها و توصیههای سیاستی» که در آبان ۱۴۰۴ منتشر شده، چهار یافته اساسی را آشکار میکند:
وضع بحرانی حکمرانی فعلی: حکمرانی هوش مصنوعی در ایران دچار بحران عمیق ساختاری است که در صورت ادامه، به عقبماندگی جبرانناپذیر کشورمان در انقلاب چهارم صنعتی منجر میشود. تناقضهای موجود در اسناد بالادست، تعدد نهادهای بیاختیار و حذف بخش خصوصی از معادله اصلی توسعه، سه معضل اصلی هستند که فوریترین اولویت را برای حل شدن دارند.
ظرفیت عظیم و استفادهنشده ایران: ایران با کسب رتبه ۱۵ جهانی در تولید علم AI اما رتبه ۷۰ در کاربرد، از شکاف عمیق «دانش تا عمل» رنج میبرد. این شکاف نه ناشی از فقدان ظرفیت علمی، بلکه نتیجه مستقیم ساختار نامناسب حکمرانی و عدم بهرهگیری از ظرفیت بخش خصوصی است.
ضرورت تغییر بنیادین رویکرد و شکل دادن بهجایگاه جدید بخش خصوصی: تجربیات موفق جهانی بهوضوح نشان میدهند که هیچ کشوری بدون مشارکت فعال، معنادار و محوری بخش خصوصی در هوش مصنوعی موفق نشده است. رویکرد «دولتی-متمرکز» فعلی ایران در تضاد کامل با این واقعیت جهانی قرار دارد و باید به سوی الگوی «مشارکتی-تسهیلگری» تغییر کند.
فرصت طلایی و محدود زمانی: ایران هنوز فرصت تبدیل شدن به قطب منطقهای هوش مصنوعی را دارد، اما این پنجره فرصت بهسرعت در حال بسته شدن است. کشورهای منطقه نظیر امارات، عربستان، و ترکیه با سرعت در حال پیشی گرفتن هستند و تاخیر بیشتر، این فرصت تاریخی را از دست میدهد.
ضرورت اصلاح
این گزارش، با هدف ارائه تصویری واقعبینانه و راهکارهایی عملیاتی، به تمامی تصمیمگیران و ذینفعان اصلی در حوزه هوش مصنوعی ایران پیامی روشن را منتقل میکند که اصلاح حکمرانی هوش مصنوعی در ایران نیازمند اراده سیاسی قوی و همهجانبه در بالاترین سطوح تصمیمگیری است. بدون حمایت و تعهد جدی مقام رهبری، رئیسجمهور، مجلس و دیگر نهادهای تصمیمگیر، هیچیک از اصلاحات پیشنهادی عملی نمیشود.
پذیرش صادقانه مشکلات: اولین گام، پذیرش صادقانه و بیپرده مشکلات موجود است. باید اذعان شود که وضع فعلی بهدلیل تناقضهای ساختاری، موازیکاری و ناهماهنگی، پایدار نیست و نیاز به اصلاح اساسی و فوری دارد.
تشکیل تیم ویژه و یکپارچهسازی: دومین گام، تشکیل فوری تیم ویژه با اختیارات کافی برای یکپارچهسازی اسناد و رفع تناقضهاست. این تیم باید فراجناحی، فراسازمانی و شامل نمایندگان تمامی ذینفعان (دولت، بخش خصوصی، دانشگاه، مجلس) باشد که اجماع ملی حول سند واحد شکل گیرد.
تعهد به پیادهسازی: سومین گام، تعهد به پیادهسازی سریع و جدی سند یکپارچهسازیشده است. این تعهد باید با تخصیص منابع کافی (مالی، انسانی، فناوری)، تعیین مسئولان مشخص با اختیارات روشن و ایجاد سازوکارهای پاسخگویی همراه باشد.
جمعبندی نهایی
مشکلات ساختاری فعلی -تناقض در اسناد، موازیکاری نهادی، حذف بخش خصوصی و ضعف در اجرا میتواند این فرصت تاریخی را به تهدید بزرگ تبدیل کرده و کشورمان را از پیشرفت بازدارد. کشورهای رقیب منطقهای همانند امارات متحده عربی، پادشاهی عربستان سعودی و جمهوری ترکیه با سرعت بالایی در حال پیشروی هستند. آنها با سرمایهگذاریهای سنگین، جذب استعدادهای جهانی و حکمرانی کارآمد، در حال تبدیل شدن به قطبهای هوش مصنوعی منطقه هستند. اگر ایران نتواند بهسرعت اصلاحات ساختاری را انجام دهد، نهتنها در رقابت منطقهای عقب میماند، بلکه شکاف توسعهای آن با جهان تشدید و کشور از مزایای انقلاب هوش مصنوعی محروم میشود.
پیام نهایی این است که: ایران، بهرغم تمامی چالشها و محدودیتها، هنوز فرصتهای قابلتوجهی در عصر هوش مصنوعی دارد. نیروی انسانی متخصص، تجربه در فناوری اطلاعات و قدرت علمی قابلتوجه، سرمایههای ارزشمندی هستند که اگر بهدرستی بسیج شوند، میتوانند کشورمان را به جایگاه شایستهاش برسانند.
بخش خصوصی ایران، با وجود تمامی محدودیتها، نشان داده است که میتواند نوآوری کند و محصولات رقابتی تولید کند. شرکتهایی همانند دیوار، دیجیکالا، اسنپ، کافه بازار و دهها شرکت دیگر، موفقیتهایی بهدست آوردهاند که نشان میدهد اگر محیط مناسب فراهم شود، بخش خصوصی ایران میتواند در عرصه هوش مصنوعی نیز موفق باشد. دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی ایران با تولید هزاران مقاله علمی در سال، نشان دادهاند که قدرت علمی قابلتوجهی دارند. اگر این قدرت علمی با نیازهای صنعت ارتباط پیدا کند و سازوکارهای موثر برای تجاریسازی یافتههای تحقیقاتی ایجاد شود، میتوان شکاف میان تولید علم و کاربست را پر کرد.

جامعه ایران، بهویژه نسل جوان، علاقه و اشتیاق زیادی به فناوری و نوآوری دارد. هزاران دانشجوی ایرانی در دانشگاههای معتبر جهان در حوزه هوش مصنوعی تحصیل میکنند و بسیاری از آنها آمادهاند تا در صورت فراهمشدن شرایط مناسب، به کشور بازگردند و به توسعه ملی کمک کنند. آنچه کم است، حکمرانی کارآمد است. حکمرانی که بهجای ایجاد موانع، راه را هموار کند؛ بهجای تصدیگری، تسهیلگری کند؛ بهجای حذف بخش خصوصی، آن را بهعنوان شریک اصلی بپذیرد؛ بهجای پراکندگی و موازیکاری، هماهنگی و یکپارچگی ایجاد کند و بهجای سیاستهای کاغذی، به اجرا و عملیاتیسازی بپردازد.
اصلاح حکمرانی هوش مصنوعی در ایران نه انتخاب، بلکه ضرورت است. این اصلاح نهتنها برای توسعه صنعت هوش مصنوعی مهم است، بلکه برای آینده اقتصادی، علمی و استراتژیک کشورمان حیاتی است. هوش مصنوعی در حال تعیین نظم جهانی جدید است و ایران باید تصمیم بگیرد که میخواهد در این نظم جدید نقشی فعال داشته باشد یا فقط مصرفکننده منفعل باشد.
زمان برای اصلاحات محدود است. هر روز تاخیر در رفع تناقضها، هماهنگی نهادها و مشارکت دادن بخش خصوصی، شکاف ایران با جهان را عمیق میکند. اما اگر اراده سیاسی برای اصلاح وجود داشته باشد، اگر تجربیات جهانی مطالعه و اقتباس شوند و اگر تمام ذینفعان در تلاش ملی یکپارچه همکاری کنند، ایران میتواند نهتنها عقبافتادگی را جبران کند، بلکه به یکی از قدرتهای منطقهای در هوش مصنوعی تبدیل شود.
این گزارش با این امید نوشته شده که بتواند سهمی، هرچند کوچک، در روشن کردن مسیر اصلاح حکمرانی هوش مصنوعی ایران داشته باشد. راه دشوار است، اما ناممکن نیست. آینده ایران در عصر هوش مصنوعی به تصمیماتی که امروز گرفته میشوند، بستگی دارد. ایران میتواند در عصر هوش مصنوعی موفق شود، اما فقط با حکمرانی کارآمد، مشارکتی و عملیاتی. این گزارش، زنگ خطر است. اگر امروز عمل نکنیم، فردا دیگر فرصتی نداریم. اگر امروز متحد نشویم، فردا پراکنده و شکستخورده هستیم. اگر امروز به بخش خصوصی اعتماد نکنیم، فردا هیچ بخش خصوصی برای اعتماد نداریم.