بهشت بیخودروها کجاست؟
دنیایاقتصاد – گروه اقتصاد بینالملل : خودروها میتوانند مایه ایجاد مزاحمت باشند. کافی است از کسانی که هرروز در ترافیک بزرگراه M۲۵ لندن یا کیتی هیستون گرفتار میشوند، سوال کنید. تعداد بیشتر خودرو به معنای ترافیک و آلودگی بیشتر هواست. فضایی که برای حرکت، توقف و سوختگیری این خودروها اشغال میشود، میتواند برای اهداف خوشایندی مانند ساخت بوستان و مراکز تفریحی استفاده شود. پس جای تعجب نیست که بسیاری از کارشناسان دوراندیش شهری ایده «قابلیت پیادهروی» یا آنچه گاهی «شهر ۱۵ دقیقهای» خوانده میشود، را تبلیغ میکنند. این ایده که اواسط عصر کرونا، در پاریس مطرح شد و جلو رفت، به معنای آن است که شهروندان بتوانند بدون رانندگی، اغلب نیازهای خود را برطرف کنند.

با وجود این براساس مقاله جدید اکونومیست، به نظر میرسد دنیا از ترک عادت پیادهروی ناتوان است. یک مطالعه جامع نشان میدهد که از میان حدود ۸۵۰ میلیون شهروند در ۷۹۴ شهر جهان، بیش از نیمی از پاسخدهندگان هنوز برای رفت و آمد به محل کار از خودرو استفاده میکنند. بررسیها حاکی از آن است که تفاوت در نحوه رایج حملونقل از الگوهای منطقهای پیروی میکند. مطالعه مذکور در نوع خود یکی از بزرگترین مطالعات در زمینه «قابلیت پیادهروی» شهرها محسوب میشود. محققان این مطالعه تنها سفرهای شهری به محل کار را مورد بررسی قرار دادهاند و نظرسنجیها پیش از سال ۲۰۱۹ انجام شده است (به دلیل حذف اثر محدودیتها و تدابیر ویژه در دوران همهگیری کرونا، که شهرهای مختلف را به صورت متفاوتی تحتتاثیر قرار داد). نظرسنجیها نشان داد که در کدام مناطق مردم از فعالترین نوع سفر یعنی پیادهروی استفاده میکنند. ۱۰۰ شهری که کمترین گرایش به فعالترین نوع سفر در آنها مشاهده شد، همگی در آمریکای شمالی بودند، که نتیجه دههها اجرای سیاستها و ارائه یارانهها در حمایت از خودروسواران است. کمتحرکترین شهر خارج از آمریکای شمالی، بیرمنگام در بریتانیاست، منطقهای که مرکز صنعت خودروی این کشور محسوب میشود. و فعالترین شهر، بندری کوچک در موزامبیک است. بقیه شهرهایی که در لیست ۱۰ شهر برتر از نظر رواج پیادهروی قرار دارند، همگی در اروپا هستند. هلند و اسپانیا هرکدام با دو شهر بیشترین سهم را در این لیست در اختیار دارند.
فاکتورهای تعیینکننده
یکی از فاکتورهای موثر در میزان قابلیت پیادهروی در شهرها، اندازه جمعیت است، به طوری که شهرهای بزرگتر معمولا از شهرهای کوچکتر کمتحرکتر هستند. مردم در شهرهای کوچکتر میتوانند با پیادهروی یا دوچرخهسواری به سرعت مسافتهای کوتاه را طی کنند. فاکتور درآمد نیز مهم است: در شهرهای ثروتمند، میزان سفر با خودرو بیشتر است. در واقع، بررسیها نشان میدهد که اگر همه فاکتورها را ثابت درنظر بگیریم، با دوبرابرشدن درآمد یک شهر، سفر خودرویی در آن ۳۷درصد افزایش پیدا میکند.
مقامات منتخب در کشورهای ثروتمند گرایش روزافزونی به حمایت از کنارگذاشتن خودرو به نفع گزینههای ارزانتر، سالمتر و سبزتر، نشان میدهند. مناطقی مانند سنگاپور و پاریس، طی چند دهه، سیاست «چماق و هویج» را برای تشویق مردم به کنارگذاشتن خودرو، بهکار بردهاند (مثلا با احداث پیادهراهها یا اخذ هزینه برای ورود به مناطق پرترافیک). تنها ۳۰درصد افراد در سنگاپور و ۲۰درصد شهروندان در پاریس برای رفتن به محل کار از خودرو استفاده میکنند. حتی به نظر میرسد شرایط در آمریکا نیز درحال تغییر است: نسلهای جوانتر تمایل کمتری به رانندگی دارند و محلههای مناسب برای پیادهروی در شهرهای بیشتری درحال ساخت هستند. البته فراهم کردن قابلیت پیادهروی در محلات حومهای وسیع در جاهایی که برنامهریزی شهری براساس استفاده از خودرو صورت گرفته است، ساده نیست.
تعداد خودرو درجهان رو به افزایش است. همزمان ترافیک نیز افزایش مییابد. این شرایط موجب به رسمیت شناختن نیاز به تغییر شده است. پیک خودروسواری، یعنی نقطهای که بعد از آن تعداد وسایل نقلیه موتوری در جهان رو به کاهش میگذارد، ممکن است خیلی دور نباشد.
