دو پاسخ معماری به «سبک زندگی»

از جمله مصادیقی که در این نشست به آن اشاره شد، افزایش نیاز به فضای خصوصی درمیان اعضای خانواده است و همچنین اینکه فشارهای اقتصادی، تورم و ناتوانی زوج‌‌‌‌های جوان در خرید یا حتی اجاره مسکن مستقل، باعث‌شده که بسیاری از زوج‌‌‌‌ها پس از ازدواج، برای مدتی در خانه پدری یا خانوادگی زندگی کنند. این هم‌‌‌‌زیستی نسلی، در کنار تغییرات سبک زندگی، پرسش‌های تازه‌‌‌‌ای را پیش‌روی معماران مسکن قرار می‌دهد؛ چگونه می‌توان واحدهای مسکونی را به‌‌‌‌گونه‌‌‌‌ای طراحی کرد که هم امکان زندگی مشترک چند نسل فراهم شود و هم حریم خصوصی زوج‌‌‌‌ها و سایر اعضای خانواده حفظ شود؟

در کنار این موضوع، تغییر الگوی کار نیز بر معماری اثر گذاشته‌است. بخشی از مشاغل، چه پیش از دوران کرونا و چه پس از آن، به داخل خانه منتقل شده‌اند. این مساله نیاز به فضاهایی را ایجاد‌کرده که بتوانند همزمان کاربری مسکونی و کاری داشته‌باشند. همچنین کاهش بر‌‌گزاری مهمانی‌‌‌‌های خانگی و انتقال بخشی از تعاملات اجتماعی به فضاهای عمومی شهری، باعث شده‌است که کارکرد سنتی «پذیرایی» در آپارتمان‌‌‌‌ها کمرنگ‌‌‌‌تر شود و در مقابل، فضاهای شخصی اهمیت بیشتری پیدا کنند. با وجود طرح این موضوعات، پرسش اصلی همچنان باقی‌است؛ معماری با چه مصادیق مشخصی می‌تواند به سبک جدید زندگی خانواده ایرانی پاسخ دهد؟ آیا باید انتظار داشت که فضای پذیرایی در آپارتمان‌‌‌‌ها حذف یا کوچک شود؟ آیا اتاق‌‌‌‌خواب‌‌‌‌ها باید بزرگ‌تر شوند یا به سرویس‌های بهداشتی مستقل مجهز باشند؟ و آیا می‌توان فضاهایی را طراحی کرد که در دوره‌‌‌‌ای از زندگی، پاسخگوی هم‌‌‌‌زیستی زوج‌‌‌‌های جوان با خانواده باشند و در دوره‌‌‌‌ای دیگر، کاربری متفاوتی پیدا کنند؟

تغییر الگو، نه تغییر ارزش‌ها

کامران صفامنش، معمار و پژوهشگر تاریخ معماری و شهرسازی، در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» برای پاسخ به این پرسش تاکید می‌کند؛ ارزش‌های اصیل خانواده ایرانی قرار نیست تغییر کنند. از نگاه او، آنچه امروز به‌عنوان «تغییر» مطرح می‌شود؛ در واقع بازتاب شرایط بیرونی و اجتماعی است که به زندگی خصوصی خانواده نفوذ ‌کرده‌است. آنچه دگرگون‌شده، بیش از آنکه ارزش‌ها باشد، الگوی زیست و استفاده از فضا است. به گفته صفامنش، نیاز به فضای خصوصی در خانه‌‌‌‌های ایرانی پدیده‌‌‌‌ای است که طی ۱۰ تا ۱۵ سال‌گذشته به‌‌‌‌تدریج شکل‌ گرفته‌است. پیش‌‌‌‌تر، اتاق‌‌‌‌خواب‌‌‌‌ها معمولا در کوچک‌ترین و فشرده‌‌‌‌ترین حالت ممکن طراحی می‌شدند و تمرکز اصلی بر فضای عمومی خانه، به‌ویژه پذیرایی بود، اما امروز، اتاق‌‌‌‌خواب برای اعضای خانواده حتی کودکان به فضایی با معنا و کارکرد مستقل تبدیل شده‌است. کودکان و نوجوانان بخش قابل‌توجهی از زمان خود را در فضای شخصی‌‌‌‌شان می‌‌‌‌گذرانند و جامعه نیز به‌‌‌‌نوعی این الگو را تقویت می‌کند، خانواده‌‌‌‌ها نیز ناگزیر این تغییر را پذیرفته‌‌‌‌اند.

صفامنش معتقد است ناتوانی زوج‌‌‌‌های جوان در خروج از واحدهای فامیلی، تاثیر مستقیمی بر الگوی طراحی مسکن دارد. از نگاه او، یک معمار آگاه باید واحد مسکونی را به‌‌‌‌گونه‌‌‌‌ای طراحی کند که هر اتاق، حداقلی از استقلال و حریم شخصی را فراهم آورد؛ برای مثال، اختصاص سرویس بهداشتی مستقل به برخی اتاق‌ها می‌تواند امکان هم‌‌‌‌زیستی زوج‌‌‌‌ها با والدین‌‌‌‌شان در یک واحد را بدون خدشه به حریم خصوصی فراهم کند.

او همچنین به تغییر کاربری فضاهای داخلی اشاره می‌کند و مفهومی با عنوان «اتاق رزرو» را مطرح می‌کند؛ فضایی انعطاف‌‌‌‌پذیر که بسته به نیاز خانواده می‌تواند کاربری‌‌‌‌های متفاوتی داشته‌باشد: برای یک خانواده اتاق تلویزیون و فضای جمعی، برای خانواده‌‌‌‌ای دیگر اتاق کار یا فضای کاری خانگی. این اتاق‌ها الزاما نیازی به سرویس بهداشتی ندارند، اما نقش مهمی در تطبیق خانه با سبک زندگی متغیر ایفا می‌کنند. کاهش مهمانی‌‌‌‌های خانگی به‌معنای حذف کامل فضای پذیرایی نیست، بلکه به‌معنای کاهش متراژ و کم‌شدن اولویت آن در‌برابر فضاهای خصوصی است. واحدهایی که پیش‌‌‌‌تر تنها برای «خواب» طراحی می‌شدند، امروز باید پاسخگوی مجموعه‌‌‌‌ای از فعالیت‌ها مانند زندگی، کار، استراحت و تعاملات محدود خانوادگی باشند. به گفته او، پاسخ معماری به سبک جدید زندگی خانوار ایرانی، بیش از هر چیز در پلان آپارتمان‌‌‌‌ها شکل می‌گیرد. حذف یا کوچک‌‌‌‌سازی پذیرایی، بزرگ‌تر‌شدن اتاق‌‌‌‌خواب‌‌‌‌ها یا افزودن سرویس‌های مستقل، تنها مصادیق ابتدایی این تغییر هستند. مساله اصلی، تطبیق معماری با الگوهای واقعی زندگی امروز است؛ الگویی که در آن، فضای خصوصی نسبت به فضای عمومی درون خانه، اولویت بالاتری پیدا ‌کرده‌است.

سبک زندگی تحمیلی در سایه تراکم‌فروشی

پیروز حناچی، کارشناس و صاحب‌نظر حوزه شهرسازی، سبک زندگی جدید را متاثر از شرایط اقتصادی و تحمیل وضعیت موجود و تراکم‌‌‌‌فروشی بر زندگی مردم می‌داند و معتقد است، برخلاف این تصور رایج که سبک زندگی بر نوع معماری تاثیر می‌گذارد؛ در واقع این معماری است که سبک زندگی را شکل می‌دهد. در گذشته، اغلب خانه‌‌‌‌ها متراژ بزرگی داشتند و به همین‌دلیل، سبک زندگی نیز به الگوهای سنتی نزدیک‌تر بود. از یک‌سو جمعیت کمتر و از سوی دیگر زمین در دسترس بسیار بیشتر بود و در نتیجه، الگوی غالب ساخت‌‌‌‌وساز برخلاف امروز، آپارتمانی نبود. به گفته او، با گسترش شهرها و شکل‌گیری کلان‌‌‌‌شهرها، به‌ویژه در تهران، الگوی ساخت و نوع معماری نیز در یک روند طبیعی دستخوش تغییر شد. در این میان، اقتصاد نقش تعیین‌‌‌‌کننده‌‌‌‌ای در شکل‌گیری سبک زندگی و معماری ساختمان‌ها ایفا‌کرده است. افزایش تورم در سال‌های اخیر و کاهش سطح معیشت خانوارها باعث شد متراژ واحدهای مسکونی نیز به‌‌‌‌تبع آن کوچک‌تر شود و فضاهای درونی خانه‌‌‌‌ها به‌‌‌‌تدریج درهم ادغام شوند. 

اگر در گذشته فضاهایی مانند نشیمن، پذیرایی و آشپزخانه به‌صورت مجزا و مستقل طراحی می‌شدند، کاهش زمین، افزایش جمعیت و فشارهای اقتصادی و در نتیجه کاهش قدرت خرید خانوارها متناسب با نرخ تورم موجب تغییر کلی در معماری داخلی ساختمان‌ها شد. ساختمان‌های چندطبقه جای خانه‌‌‌‌های یک یا دوطبقه را گرفتند و خانه‌‌‌‌های بزرگ به آپارتمان‌‌‌‌های بلندمرتبه با واحدهای کوچک‌تر تبدیل شدند، در نتیجه فضاهایی که پیش‌‌‌‌تر به‌عنوان الگوی اصلی معماری مسکونی شناخته می‌شدند، با یکدیگر تلفیق شدند. نمونه روشن این روند، آشپزخانه‌‌‌‌های اپن امروزی است که جایگزین آشپزخانه‌‌‌‌های بزرگ و مجزایی شده‌اند که در گذشته از فضای پذیرایی تفکیک می‌شدند.

در واقع، کوچک‌تر‌شدن خانه‌‌‌‌ها و تلاش برای بزرگ‌تر نشان‌دادن فضای داخلی، باعث تغییر در سبک معماری و الگوی ساخت‌‌‌‌وساز شد. مردم نه به‌دلیل تغییر ارزش‌ها، بلکه متناسب با شرایط جدید زندگی که از وضعیت اقتصادی تاثیر پذیرفته، خود را با این الگوی جدید سازگار کرده‌اند، بنابراین سبک زندگی فعلی الزاما سبک ایده‌آل خانوارهای ایرانی نیست، بلکه سبکی است که شرایط اقتصادی آن را تحمیل‌کرده است. حناچی با اشاره به تاثیر سیاستگذاری‌های شهرسازی در معادله سبک زندگی و شکل معماری تصریح کرد؛ بخش عمده این تحولات به سیاست‌های شهرسازی و نحوه توسعه شهری بازمی‌‌‌‌گردد. اگر توسعه صرفا در محدوده شهر تهران تعریف شود و تمرکز ساخت‌‌‌‌وساز و شهرسازی به این شهر محدود بماند، ناگزیر متراژ واحدهای مسکونی کاهش می‌یابد و برای تامین مسکن جمعیت ساکن و مهاجر، روند بلندمرتبه‌‌‌‌سازی شدت می‌گیرد. نتیجه این وضعیت، ساخت واحدهای بیشتر با متراژ کمتر در زمین‌‌‌‌های محدود تهران است؛ وضعیتی که در آن دیگر جایی برای خانه‌‌‌‌های بزرگ با معماری اصیل و فضاهای مجزا باقی نمی‌‌‌‌ماند.

در چنین‌شرایطی، افزایش اهمیت فضای خصوصی در درون خانه نه صرفا به‌دلیل تغییر آگاهانه سبک زندگی خانوارها، بلکه نتیجه تحمیل شرایطی است که آنها را ناگزیر به تغییر الگوی زیست خود‌ کرده‌است. پیامد این روند، توسعه و شهرسازی در مساحتی حدود ۶۷۰کیلومترمربع برای جمعیتی نزدیک به ۹‌میلیون نفر در شهر تهران است؛ درحالی‌که وقتی از کلان‌‌‌‌شهر تهران سخن می‌گوییم، منظور مجموعه‌‌‌‌ای با وسعت حدود ۱۶۰۰ کیلومترمربع است که برنامه‌‌‌‌ریزی توسعه شهری باید در این پهنه وسیع‌‌‌‌تر صورت گیرد. بر همین‌اساس، ضروری است الگوی سیاست‌های مسکن اصلاح شود تا کیفیت زندگی نیز ارتقا یابد. به‌‌‌‌جای تمرکز بر تراکم‌جمعیت و ساخت آپارتمان‌‌‌‌های متراکم در تهران، باید بخشی از توسعه به شهرهای پیرامونی مانند پرند منتقل شود و واحدهای مسکونی با استانداردهای بالاتر زندگی در قالب مجموعه کلان‌‌‌‌شهر تهران در این مناطق ساخته شود؛ چراکه از نظر تامین زمین، محدودیتی در خارج از محدوده شهر تهران وجود ندارد. ساخت خانه‌‌‌‌های بزرگ‌تر در شهرهای حومه می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی شهروندان منجر شود.

او بر این موضوع تاکید دارد که البته یکی از چالش‌های اصلی شهرهای اطراف تهران، مساله تامین آب و کیفیت آن است. بحران کم‌‌‌‌آبی در کلان‌‌‌‌شهر تهران بیش از هر چیز ناشی از عدم‌استفاده از سیستم‌های بازچرخانی آب است؛ درحالی‌که بهره‌‌‌‌گیری از این سیستم‌‌‌‌ها می‌تواند نقش موثری در جلوگیری از هدررفت آب و مدیریت بحران کم‌‌‌‌آبی در مجموعه شهری تهران و البرز ایفا کند. از دیگر راهکارها، توسعه شهرک‌‌‌‌سازی در اطراف تهران با مشارکت بخش‌خصوصی است. به گفته حناچی، فراهم‌کردن امکان ساخت‌‌‌‌وساز آزاد از طریق واگذاری زمین توسط دولت و ارائه تسهیلات مالی، از جمله وام، می‌تواند بخش‌خصوصی را به سرمایه‌گذاری در پروژه‌های جدید و متناسب ترغیب کند؛ رویکردی که در نقطه مقابل سیاست تراکم‌‌‌‌فروشی قرار دارد. به‌‌‌‌جای فروش تراکم بیشتر در تهران، بخشی از ساخت‌‌‌‌وساز جدید باید به خارج از محدوده این شهر منتقل شود. هم‌‌‌‌زمان، لازم است شرایط خرید مسکن با تسهیلات مناسب‌‌‌‌تر برای مردم فراهم شود و دسترسی آسان به شبکه حمل‌ونقل عمومی در سطح مجموعه شهری ایجاد شود؛ امری که با پیگیری وزارت راه و شهرسازی و تصمیم‌گیری شورای‌عالی شهرسازی و معماری امکان‌پذیر خواهدبود.