چگونه سرمایه رهبری سازمانی را افزایش دهید

۱- توانمندی‌ها و مهارت‌های فردی

یک نامزد شایسته برای تصدی پست‌های ارشد سازمان، پیش از هر چیز باید شناخت دقیقی از خود و توانمندی‌های متمایزش داشته باشد. او باید بداند چه مهارت‌ها و استعدادهایی در وجودش نهفته است و چگونه می‌تواند از این ظرفیت‌ها برای کمک به تحقق اهداف سازمان استفاده کند.

پس از شناخت کامل توانمندی‌های فردی، گام بعدی اثبات این قابلیت‌ها به همکاران و مدیران ارشد سازمان است. در این مرحله، باید از هر فرصتی برای نشان‌ دادن مهارت‌ها و دستاوردهای خود استفاده کرد و ارتباط میان این قابلیت‌ها و نیازها و اهداف سازمان را به‌روشنی نشان داد. هدف آن است که در میان ذی‌نفعان سازمان این باور شکل بگیرد که فردی با چنین توانمندی‌هایی، گزینه‌ای مناسب و شایسته برای رهبری سازمان است.

۲- تاثیرگذاری مثبت بر ارتقای فرهنگ سازمانی

اگر شما می‌خواهید به‌عنوان کاندیدای اصلی رسیدن به پست‌های ارشد مدیریتی سازمان مطرح شوید، باید هم درک و شناخت کاملی از فرهنگ‌ سازمانی حاکم داشته باشید و هم بتوانید به شکل‌های مختلف نشان دهید که با عناصر اصلی این فرهنگ ‌سازمانی همراه و همسو هستید. 

همچنین باید نشان دهید این توانایی را دارید که آن عناصر را تقویت کنید. در واقع، اثبات عملی متعهد بودن شما با عناصر سازنده فرهنگ‌ سازمانی این اطمینان خاطر را در ذی‌نفعان ایجاد می‌کند که می‌توان سکان رهبری سازمان را به فردی سپرد که درک کاملی از فرهنگ حاکم بر سازمان دارد و به ارزش‌های مورد تاکید در آن سازمان کاملا وفادار است.

۳- ارتباطات موثر و سازنده

با افزایش سرمایه‌های ارتباطی و ایجاد روابط عمیق و هدفمند در تمام بخش‌ها و سطوح سازمان، می‌توانید خود را به‌عنوان فردی شناخته‌شده، اثرگذار و صاحب‌نظر معرفی کنید. برای تقویت روابط شخصی و سازمانی با مدیران و همکاران، باید نگاهی بلندمدت و راهبردی داشته باشید.

تلاش کنید همواره به دیگران در انجام مسوولیت‌ها و حل مشکلاتشان کمک کنید و از هر فرصتی برای ایجاد ارزش استفاده کنید. همچنین باید به‌روشنی نشان دهید که به چه ارزش‌هایی پایبند هستید و سازمان تحت رهبری شما چه محیطی خواهد داشت و چه اصولی بر آن حاکم خواهد بود.

۴- شبکه‌سازی و ایجاد پیوندها

فردی که به دنبال ارتقاست، بعد از برقراری ارتباطات موثر با بخش‌های مختلف، باید این ارتباطات را تقویت و تعمیق کند و دست به شبکه‌سازی در درون سازمان بزند. 

در این مرحله شما باید ضمن تاثیرگذاری و نفوذ حداکثری بر همکاران و مافوق‌ها و زیردستان خود، اقدام به شبکه‌سازی درون‌سازمانی کرده و نهایت تلاشتان را صورت دهید تا پروژه‌هایی را با مشارکت تعدادی از افراد رهبری کنید. با این کار توانمندی خودتان را در زمینه شبکه‌سازی و تقویت پیوندهای بین افراد و بخش‌ها به رخ می‌کشید. در واقع سازمان‌های امروزی، مملو از تیم‌های کاری پویا و شبکه‌هایی از کارکنان هستند و کسی که بتواند در زمینه ایجاد و رهبری تیم‌های کاری و شبکه‌سازی عملکرد خوبی از خود نشان دهد خواهد توانست به کاندیدای اصلی رهبری سازمان تبدیل شود.

۵- اعتماد به خود و اطمینان‌بخشی به دیگران

یک رهبر سازمانی موفق، هم به خودش و توانایی‌ها و مهارت‌های خودش اعتماد کامل دارد و هم این قابلیت را دارد که به دیگران در مورد درست بودن اقدامات و تصمیم‌هایشان اطمینان کافی بدهد. 

در واقع رهبران سازمانی بالقوه، نه‌تنها خودشان از ریسک ‌کردن و دست ‌زدن به کارهای بزرگ و اتخاذ تصمیم‌های جسورانه ترس و واهمه‌ای ندارند، بلکه به سایر کسانی که قصد نوآوری و ورود به حوزه‌های ناشناخته را دارند قوت قلب و اطمینان خاطر کافی را می‌دهند. آنها از این طریق این پیام را به کلیت سازمان مخابره می‌کنند که در صورت ارتقا پیدا کردن به سطوح بالاتر، شرایط به‌گونه‌ای خواهد بود که نوآوری و جسورانه عمل ‌کردن به‌عنوان یک ارزش بنیادین شناخته خواهد شد و با کسانی که شجاعت خلاقیت و نوآوری و ورود به ناشناخته‌ها را داشته‌اند، هیچ‌گونه برخورد منفی و بازدارنده‌ای نخواهد شد.

در مجموع باید به این واقعیت غیرقابل ‌انکار اذعان کرد که سرمایه‌های رهبری سازمانی باید در وجود رهبران بالقوه و کاندیداهای مدیریت ارشد سازمان نهادینه شده باشد و به بخشی از شخصیت ‌سازمانی و الگوهای رفتاری آنها تبدیل شود. تنها در این صورت است که یک کاندیدای تصدی پست رهبری و مدیریت ارشد سازمان از میان دیگران برجسته‌تر به نظر رسیده و شانس او برای انتخاب‌ شدن از جانب تصمیم‌گیران سازمان افزایش خواهد یافت. 

منبع: HBS