نتیجه معکوس مثبت‌اندیشی افراطی

«پرل» در پیج شخصی‌اش با بیش از ۲.۵‌میلیون فالوور، به افراد آموزش می‌دهد چگونه از «قدرت ذهن» برای جذب هر چیزی که در زندگی می‌خواهند استفاده کنند. 

او یکی از بسیار اینفلوئنسرهایی است که در فضای آنلاین از قدرت دگرگون‌کننده تفکر مثبت صحبت می‌کنند.

اما سانتوس که در یکی از دانشگاه‌های معتبر آمریکا روان‌شناسی پژوهشی خوانده و او هم در فضای آنلاین به چهره‌ای شناخته‌شده تبدیل شده، تاکید دارد که پرل اشتباه می‌کند. 

او معتقد است تجسم خواسته‌ها صرفا یک مثبت‌اندیشی بی‌ضرر و خیال‌پردازانه نیست. پژوهش‌ها نشان می‌دهند اگر زمان زیادی را صرف تجسم موفقیت خود کنید، احتمال رسیدن به اهدافتان کمتر می‌شود.

همه موافقند که مثبت‌اندیشی عالی است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند مثبت‌ فکر کردن سلامت جسمی و توانایی‌های شناختی ما را بهبود می‌بخشد. تعداد افرادی که بدون داشتن سطح بالایی از خوش‌بینی - حتی گاهی خوش‌بینی غیرواقع‌بینانه - سراغ کارهای پرریسک اما پربازده مثل کارآفرینی می‌روند، زیاد نیست. حتی سانتوس هم تاکید می‌کند که این مزایای مثبت‌اندیشی کاملا واقعی هستند.

او به داستان مشهور «راجر بنیستر»، پزشک و ورزشکار بریتانیایی، اشاره می‌کند که نخستین کسی بود که یک مایل را در کمتر از چهار دقیقه دوید. او روایت می‌کند: «کسی باور نداشت از نظر فیزیکی برای بدن انسان ممکن باشد یک مایل را در چهار دقیقه بدود.» 

بنیستر خودش پزشک بود و معتقد بود بدن انسان می‌تواند این کار را انجام دهد و در نهایت دوید و موفق شد. 

نکته جالب این است که در ماه‌های بعد، چندین دونده دیگر هم شروع کردند به دویدن یک مایل در چهار دقیقه. بنابراین کاری که دهه‌ها هیچ‌کس انجام نداده بود، ناگهان افراد زیادی توانستند انجامش دهند.

او در پایان می‌گوید: «این قدرت باور است. وقتی باور داشته باشید چیزی ممکن است، دست‌یافتنی‌تر می‌شود.»

تا اینجا به نظر می‌رسد سانتوس طرفدار مثبت‌اندیشی است. اما نقطه اختلاف او با اینفلوئنسرها دقیقا همین‌جاست. باور داشتن به خودتان عالی است، ولی این کاملا با این موضوع فرق دارد که انرژی‌تان را صرف این کنید که تصور کنید از قبل به اهدافتان رسیده‌اید.

سانتوس برای توضیح تفاوت بین خوش‌بینی سالم و خیال‌پردازی خطرناک، از مخاطب می‌خواهد که خیال کند در حال خوردن شکلات m&m است. «تصور کنید یکی‌یکی این شکلات‌ها را در دهان می‌گذارید، پوسته سختشان را در دهان می‌شکنید و طعم شکلات خوشمزه را حس می‌کنید. حالا فرض کنید بعد از تکرار این کار، یک کاسه واقعی m&m جلوی شما می‌گذارم. به نظرتان چند تا از آنها را می‌خورید؟»

«کری موروج»، پژوهشگر دانشگاه بوستون، و همکارانش واقعا این آزمایش را انجام داده‌اند و نتایج هم روشن است: هرچه بیشتر تصور کنید که در حال پرخوری شیرینی هستید، در واقعیت کمتر سراغ پرخوری می‌روید. اما ربط آن به تجسم خواسته‌ها چیست؟ همان‌طور که می‌توانیم با خیال‌پردازی درباره خوردن m&m، میل خود را به شیرینی تا حدی ارضا کنیم، می‌توانیم با تجسم مکرر رسیدن به اهداف‌مان، میل‌مان به دستیابی به آنها را هم کاهش دهیم.

سانتوس توضیح می‌دهد: «خطر همین‌جاست. مغز شما فکر می‌کند که از قبل به آن پاداش رسیده‌اید و در نتیجه، تلاش کمتری برای رسیدن به آن هدف انجام می‌دهید.»

این یعنی اگر زمان زیادی را صرف تصور کردن بدنی ورزیده و ایده‌آل کنید، در واقع احتمال کمتری دارد که واقعا به باشگاه بروید. هرچه بیشتر گرفتن نمره عالی را در ذهن‌تان مجسم کنید، احتمالا ساعات کمتری را برای درس خواندن و رسیدن به آن صرف خواهید کرد.

علم می‌گوید تجسم بیش از حد، به‌طور جادویی باعث نمی‌شود جهان بزرگ‌ترین خواسته‌های شما را به شما بدهد، اما می‌تواند انگیزه‌تان را تضعیف کند.

راه‌حل چیست؟ بین مثبت‌اندیشی سالم و انرژی‌بخش و تجسم افراطی، تعادل برقرار کنید. به‌جای اینکه از قدرت تخیل‌تان برای تصور زندگی‌ای استفاده کنید که در آن همه رویاهای بزرگ‌تان محقق شده، از آن استفاده کنید تا موانع واقعی مسیر موفقیت را شناسایی کرده و با آنها روبه‌رو شوید.

سانتوس می‌گوید: وقتی این مثبت‌اندیشی را به‌درستی انجام دهید، به این نتیجه می‌رسید که: «اوه، چقدر عالی می‌شد اگر این همه وزن کم می‌کردم. خب، واقعا باید چه کار کنم؟ باید هر روز به باشگاه بروم.»

این رویکرد به شما کمک می‌کند فقط درگیر هدف‌های خیالی و غیرواقعی نشوید، بلکه واقعا به این فکر کنید که رفتارهایتان در عمل چه پیامدهایی خواهند داشت.

منبع: Inc