هند چگونه میتواند در شرایط بحرانهای منطقهای به رشد خود ادامه دهد؟
دهلی در محاصره کمان بیثباتی
به گزارش فارنپالیسی، تعدد وقوع این دست اعتراضات مردمی، نمایانگر چندین چالش ساختاری در منطقه است، از جمله ناکارآمدی سیاسی، نابسامانی شرایط اقتصادی و فشارهای جمعیتی. برای مثال، نپال از هنگام سرنگونی نظام پادشاهی در سال ۲۰۰۸، طی ۱۷ سال ۱۴دولت مختلف را تجربه کرده است. اتهامات مربوط به فساد، خویشاوند سالاری و سوءمدیریت همراه با اعمال محدودیتها بر ۲۶ پلتفرم شبکههای اجتماعی، جرقه به خیابان کشاندن قشر جوان جامعه را زد. بیش از یک چهارم جمعیت نپال زیر ۱۵سال سن دارد و متوسط سن جمعیت کشور ۲۵ سال است و از این میزان یک پنجم آنها با بیکاری دست و پنجه نرم میکنند.
این تحولات همچنین این پرسش را مطرح کرد که امیال و آرزوهای جهانی هند چه میزان تحت تاثیر ناآرامیهای منطقهای قرار دارد. کشور هند در یک کمان بیثباتی محصور شده است. چهار کشور در میانه دریافت کمکهای مالی صندوق بینالمللی پول قرار دارند (بنگلادش، نپال، پاکستان و سریلانکا)، دو کشور دیگر در آستانه قرار گرفتن در دسته کشورهای ناتوان یا درمانده قراردارند یا در لبه مرز قرار دارند (افغانستان و میانمار) و دو کشور دیگر با یکدیگر بر سر اراضی سرزمینی خود اختلاف دارند و دارای تاریخچه روابط دشوار با هند هستند که از قضا در زمره کشورهای دارای سلاح هستهای محسوب میشوند (چین و پاکستان).
آنچه بر وخامت این شرایط میافزاید این واقعیت است که منطقه جنوب آسیا در میان یکی از نقاط کمتر دارای انسجام از نظر اقتصادی و نهادی در جهان قرار دارد: تجارت میان منطقهای تنها ۵درصد از رقم کل تجارت میان کشورهای این منطقه را تشکیل میدهد و مجمع همکاریهای منطقهای جنوب آسیا از سال۲۰۱۴ تاکنون جلسهای برگزار نکرده است. بخش اعظم مباحث مطرحشده پیرامون هند در سالهای اخیر احتمالا روی اهداف و امیال جهانی دهلی نو تمرکز داشته است: ریاست گروه۲۰ در سال۲۰۲۳؛ برنامه فضای این کشور، ظهور این کشور بهعنوان یکی از سریعترین اقتصادهای عمده جهان و قرار داشتن در مسیر بدل شدن به سومین اقتصاد بزرگ جهان تا پایان دهه حاضر و تعاملات آن با قدرتهای مطرح جهان از جمله ایالات متحده، چین، روسیه و اروپا.
با توجه به همه این موارد، اما به منطقه پیرامونی هند کمتر پرداخته شده است. بخشی از این شرایط را میتوان ناشی از میل دهلی نو برای دیده شدن بهعنوان یک قدرت جهانی در حال ظهور و تمایل آن برای عدم توسعه رابطه با پاکستان دانست. بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان، چالشهای مربوط به منطقهگرایی در جنوب آسیا را به روابط اغلب دشوار هند و پاکستان مربوط میدانند. اما هرچند این موضوع ممکن است شرایط ناگوار مجمع همکاریهای منطقه ای جنوب آسیا را توضیح دهد، نمیتواند توضیح دهد چرا دیگر نهادهای مرتبط منطقهای هم اغلب ناکارآمد عمل کردهاند. همپوشانی شرایط پر نوسان جنوب آسیا با تمایل دهلی نو به کماهمیت جلوه دادن تحولات منطقهای، نیازمند تحلیل و نگاهی موشکافانه است که اغلب در مباحث مرتبط با سیاست خارجی هند نسبت به آن غفلت شده است.
این غفلت دهلی نو از منطقه پیرامونی خود، حتی تا حدی موجب نادیده انگاشتن تحولات و نا آرامیهای مرزی در داخل کشور شده است. بهعنوان مثال آشوب و ناآرامی اخیر را در منطقه مورد اختلاف لاداخ که با چین و پاکستان هممرز است، بیثباتی سال۲۰۲۳ را در مانیپور، یکی از ایالات هند که با میانمار هممرز است در اذهان متبادر میکرد. در هر دو مورد پاسخ دولت مرکزی هند بسیار دیر هنگام بود. برای مثال مودی، نخستوزیر هند، بعد از گذشت دو سال از بروز ناآرامی از این منطقه بازدید کرد.
سیاست دهلی نو درخصوص منطقه جنوب آسیا نیز برای سیاست خارجی هند پیامدهای وسیعتری داشته است. رویکرد شرق گرایانه هند در چارچوب سیاست «نگاه به شرق» که مودی نام آن را به «عمل در شرق» تغییر داد تا نمایانگر رویکرد و توجه فعالانه دولت مرکزی به این امر باشد، بهدلیل بروز بحران در میانمار و بر سر کار آمدن دولت بنگلادش که روابط آن با دهلی نو کمتر دوستانه است، تحت تاثیر قرار گرفت. در این میان نگاه و توجه دهلی نو به منطقه خاورمیانه (یا غرب آسیا) بهدلیل ماهیت پیچیده و دشوار روابط هند با پاکستان و همچنین ادامه بیثباتی در افغانستان (هرچند دهلی نو تلاش کرده روابط خود با دولت مستقر در کابل را بهبود بخشد و نشانههای مثبتی در این خصوص وجود دارد) با پیچیدگیهای خاص خود مواجه شده است.
در این میان هند تلاش کرده است با تقویت مسیرهای هوایی، دریایی و تعاملات انسانی با منطقه از طریق بندر چابهار در ایران و کریدور اقتصادی اروپا، خاورمیانه و هند که در حاشیه اجلاس جی۲۰ در سال۲۰۲۳ رونمایی شد بر این تنگناها فائق آید. با این حال تعاملات هند با منطقه خاورمیانه همچنان شکننده است و در مقایسه با دیگر کشورها از جمله اعلام پیمان مشترک دفاعی میان پاکستان و عربستان سعودی در سپتامبر سال گذشته در جایگاه مطلوبی قرار ندارد. در نهایت آنچه لازم است در دهلی نو روی دهد، تغییر دیدگاهی است که سیاست هند را به شکل تنگاتنگ و نزدیک با منطقه جنوب آسیا پیوند میزند. با بازتعریف هند فراتر از لنز منطقه جنوب آسیا، حتی دولتهای غربی هم برای رسیدگی به برخی از چالشهای مشترک پیش روی منطقه وضعیت مطلوبتری خواهند داشت. آنچه مسلم است، هند قدرت برتر منطقه است و همچنان بهعنوان یک شریک کلیدی برای کشورهای منطقه باقی خواهد ماند.