نسبت تولید خودرو به کارکنان ایرانخودرو و سایپا بررسی شد
هر کارمند ایرانخودرو و سایپا چند خودرو تولید میکند؟
بر اساس دادههای مورد بررسی، ایرانخودرو در سال ۱۴۰۴حدود ۵۶۰هزار دستگاه خودرو تولید کرده و سایپا نیز با افت شدید تولید، به حدود ۲۶۰هزار دستگاه رسیده است. در همین حال، نسبت تولید به کارکنان در ایرانخودرو حدود ۹ دستگاه و در سایپا حدود ۵ دستگاه به ازای هر نیروی انسانی بوده است. این ارقام به این معناست که به طور متوسط به ازای هر یک نفر نیروی انسانی در ایرانخودرو حدود ۹دستگاه و در سایپا حدود ۵دستگاه خودرو تولید شده است.
البته این شاخص بهتنهایی نمیتواند معیار کاملی برای سنجش بهرهوری یک خودروساز باشد؛ چراکه نوع محصولات، میزان برونسپاری، ساختار شرکتهای زیرمجموعه، تعداد خطوط تولید و حتی نحوه محاسبه نیروی انسانی در شرکتها با یکدیگر تفاوت دارد. با این حال، نسبت تولید به کارکنان میتواند تصویری از اندازه نیروی انسانی در برابر مقیاس تولید ارائه کند.
بررسی عملکرد دو خودروساز بزرگ کشور در سال ۱۴۰۴ از دو مسیر کاملا متفاوت حکایت دارد. ایرانخودرو تولید خود را از حدود ۵۴۰هزار دستگاه در سال ۱۴۰۳ به نزدیک ۵۶۰هزار دستگاه در سال ۱۴۰۴ رسانده است. به این ترتیب، تیراژ این شرکت حدود ۲۰هزار دستگاه افزایش یافته که معادل رشدی نزدیک به ۴درصد است. در مقابل، سایپا در همین بازه زمانی با کاهش قابلتوجه تولید مواجه شده است. تولید این شرکت از حدود ۴۶۰هزار دستگاه در سال ۱۴۰۳ به حدود ۲۶۰هزار دستگاه در سال ۱۴۰۴ رسیده؛ بنابراین سایپا نزدیک به ۲۰۰هزار دستگاه از تولید خود را از دست داده و تیراژ آن حدود ۴۳درصد کاهش یافته است. تغییر شدید تیراژ سایپا در حالی رخ داده که تعداد نیروی انسانی این گروه همچنان در سطح بالایی قرار دارد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، شمار کارکنان گروه سایپا در سالهای اخیر در محدوده ۴۵ تا ۵۰هزار نفر بوده است.
در ایرانخودرو نیز تفاوت قابلتوجهی میان تعداد کارکنان شرکت اصلی و کل گروه وجود دارد؛ گزارشهای منتشرشده تعداد کارکنان گروه ایرانخودرو را حدود ۶۱هزار نفر اعلام کردهاند.
در چنین شرایطی، افت تولید بدون کاهش متناسب هزینههای نیروی انسانی میتواند نسبت تولید به کارکنان را تحت فشار قرار دهد. این موضوع در مورد سایپا پررنگتر است؛ زیرا کاهش حدود ۴۳درصدی تولید، به مراتب سریعتر از کاهش نیروی انسانی اتفاق افتاده است.
فاصله با خودروسازان جهانی
برای درک بهتر این نسبت، میتوان عملکرد ایرانخودرو و سایپا را با چند خودروساز بزرگ جهانی مقایسه کرد. در این مقایسه، تویوتا نمونه قابلتوجهی است. بر اساس گزارش یکپارچه سال مالی ۲۰۲۵ این شرکت، تویوتا در سال مالی منتهی به مارس ۲۰۲۵ بیش از ۹میلیون دستگاه خودرو تولید کرده و تعداد کارکنان آن ۳۸۳هزار و ۸۵۳ نفر بوده است.
بر این اساس، نسبت تولید به کارکنان تویوتا حدود ۲۳.۶دستگاه خودرو به ازای هر کارمند محاسبه میشود. این رقم در مقایسه با نسبت حدود ۹دستگاه در ایرانخودرو، فاصلهای قابلتوجه را نشان میدهد. به بیان دیگر، در محاسبه ساده تولید به کارکنان، حجم تولید سالانه به ازای هر نیروی انسانی در تویوتا بیش از دو برابر ایرانخودرو است.
در فولکسواگن نیز وضعیت مشابهی دیده میشود. گروه فولکسواگن در سال ۲۰۲۵ حدود ۸.۸۷میلیون دستگاه خودرو تولید کرده و تعداد کل نیروی انسانی آن، با احتساب سرمایهگذاریهای مشترک در چین، حدود ۶۶۲هزار و ۹۰۰نفر بوده است. بنابراین نسبت تولید به کارکنان این گروه حدود ۱۳.۴دستگاه خودرو به ازای هر نفر بوده است. این نسبت نیز بالاتر از رقم حدود ۹دستگاهی ایرانخودرو و فاصله آن با سایپا، با نسبت حدود ۵دستگاه، بسیار بیشتر است.
در مورد استلانتیس نیز گزارش سالانه ۲۰۲۵ از ۲۵۸هزار و ۶۶۸ نفر نیروی انسانی حکایت دارد. این گروه در همین سال ۵.۴۸میلیون دستگاه خودرو را به شبکه فروش ارسال کرده است. اگرچه این رقم «ارسال» است و نه تولید، اما نسبت حدود ۲۱ دستگاه به ازای هر کارمند را نشان میدهد و بار دیگر تفاوت مقیاس عملیات و نیروی انسانی را برجسته میکند.
البته مقایسه ایران با این شرکتها باید با احتیاط انجام شود. خودروسازان جهانی طی دهههای گذشته بخش قابلتوجهی از زنجیره تولید خود را بر اساس پلتفرمهای مشترک، اتوماسیون، برونسپاری قطعات و شبکه جهانی تولید سازمان دادهاند.
از سوی دیگر، شرکتهایی مانند تویوتا و فولکسواگن در مقیاسی چندینمیلیوندستگاهی فعالیت میکنند و بخشهایی از فعالیت آنها در قالب سرمایهگذاری مشترک یا شرکتهای وابسته انجام میشود. بنابراین نمیتوان صرفا بر مبنای این نسبت درباره کارآمدی یا ناکارآمدی یک شرکت حکم قطعی صادر کرد. بااینحال، بزرگی فاصله عددی نمیتواند کاملا نادیده گرفته شود. نسبت تولید به کارکنان حدود ۹ دستگاه برای ایرانخودرو و ۵ دستگاه برای سایپا در برابر حدود ۲۳.۶دستگاه برای تویوتا و ۱۳.۴دستگاه برای فولکسواگن، نشان میدهد که مقیاس تولید در دو خودروساز ایرانی با اندازه نیروی انسانی آنها تناسب متفاوتی با برخی رقبای بزرگ جهانی دارد.
افت تولید و مساله بهرهوری
در میان دو خودروساز، وضعیت سایپا از منظر این شاخص پیچیدهتر است. در شرایطی که تولید این شرکت از حدود ۴۶۰هزار دستگاه به ۲۶۰هزار دستگاه کاهش یافته، تعداد کارکنان با همین سرعت کاهش نیافته است. در نتیجه، نسبت تولید به کارکنان نیز در سطح حدود ۵دستگاه قرار گرفته است.
این مساله البته تنها به تعداد کارکنان بازنمیگردد. کاهش تولید سایپا در سال ۱۴۰۴ تحتتاثیر مشکلات مختلف از جمله کمبود قطعه، محدودیت نقدینگی و تعهدات انباشته قرار داشته است. مدیرعامل این گروه نیز از مشکلاتی مانند کمبود نقدینگی، بدهیهای بانکی و تعهدات فروش در ابتدای سال ۱۴۰۴ سخن گفته است. بنابراین بخشی از پایین بودن نسبت تولید به نیروی انسانی میتواند ناشی از استفاده ناکامل از ظرفیتهای تولید باشد؛ یعنی نیروی انسانی و زیرساخت وجود دارد اما خطوط تولید به دلایل مختلف با ظرفیت کامل کار نمیکنند. این نکته در مورد صنعت خودرو اهمیت زیادی دارد.
اگر کاهش تولید ناشی از افت تقاضا باشد، تعدیل ظرفیت و نیروی انسانی ممکن است یک تصمیم اقتصادی تلقی شود؛ اما اگر کاهش تیراژ ناشی از کمبود قطعه، نقدینگی، محدودیت ارزی یا اختلال در زنجیره تامین باشد، کاهش تولید لزوما به معنای وجود نیروی انسانی مازاد به همان نسبت نیست.
در طرف مقابل، ایرانخودرو در سال ۱۴۰۴ توانسته با وجود شرایط دشوار تولید، تیراژ خود را افزایش دهد. مدیرعامل این شرکت در گزارش عملکرد سالانه از تولید حدود ۵۵۵هزار دستگاه و رشد بیش از ۳درصدی تولید سخن گفته و اعلام کرده تعداد کارکنان شرکت نیز کاهش یافته است. این اتفاق از منظر نسبت تولید به کارکنان اهمیت دارد؛ زیرا افزایش تولید همراه با کاهش یا کنترل تعداد نیروی انسانی، به صورت طبیعی نسبت تولید به هر کارمند را بهبود میدهد. بنابراین تفاوت عملکرد ایرانخودرو و سایپا در سال ۱۴۰۴ فقط به اختلاف تیراژ محدود نیست، بلکه به نحوه تغییر همزمان تولید و نیروی انسانی نیز مربوط میشود.