به گزارش «انتخاب»، در ادامه این مطلب آمده است: «ملی کردن صنعت نفت ایران نه‌تنها ضربه مهلکی به منافع اقتصادی بریتانیا در ایران وارد کرد، بلکه بقای امپراتوری بریتانیا در خاورمیانه را به خطر انداخت. در ابتدا هری ترومن، رئیس‌جمهور آمریکا از کلمنت اتلی و وینستون چرچیل، نخست‌وزیرهای سابق بریتانیا درخواست کرد که با دولت مصدق مصالحه کنند. مصدق حتی در سال ۱۹۵۱ برای مذاکره به واشنگتن سفر کرد  اما در نهایت صبر آمریکا بعد از شکست مذاکرات بین ایران و بریتانیا به پایان رسید. دولت دوایت آزینهاور از این موضوع هراس داشت که ادامه بحران و بی‌ثباتی در ایران به حزب کمونیست توده کمک کند. در نهایت دولت آمریکا مجوز اجرای کودتای سال ۱۹۵۳ را صادر کرد.»

این کودتا حکومت پادشاهی مشروطه تحت رهبری محمدرضا پهلوی را به یک دیکتاتوری سلطنتی تبدیل کرد که البته خود در انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ سرنگون شد. اما مصدق هنوز برای بیشتر ایرانیان به‌عنوان یک قهرمان ملی شناخته می‌شود؛ زیرا با قاطعیت از حاکمیت ایران بر مهم‌ترین منبع ملی کشور یعنی نفت دفاع کرده بود. مصدق همچنین برای ایرانیانی که خواستار برقراری دموکراسی در کشور خود هستند، نماد ملی‌گرایی مدنی و باور به حکومت قانون محسوب می‌شود. مصدق از محمدرضاشاه درخواست کرده بود که در جایگاه خود باقی بماند؛ اما نقشی در اداره کشور نداشته باشد.

اخیرا تقی امیرانی، کارگردان ایرانی در مستند جدید خود با نام «کودتای ۵۳» به خوبی این حادثه تاریخی را به نمایش کشیده است. در سال ۱۹۸۵ تلویزیون بریتانیا یکسری مستند با نام «پایان امپراتوری» را در ارتباط با وقایع سال ۱۹۵۳ به نمایش گذاشت. این مجموعه جزئیات زیادی در مورد نقش سرویس اطلاعاتی بریتانیا در کودتا فراهم می‌کند. امیرانی از اسناد و تحقیقات این مجموعه در کار خود بهره می‌گیرد. امیرانی همچنین موفق شد در زیرزمین آپارتمان نوه مصدق در پاریس نسخه رونوشت یک مصاحبه تلویزیونی با نورمان دربی شایر، افسر سرویس اطلاعاتی بریتانیا را کشف کند. دربی شایر نقش مهمی در طراحی کودتای سال ۵۳ داشته است. جالب توجه است که این مصاحبه به‌طور مرموزی در ساخت مجموعه مستند سال ۱۹۸۵ استفاده نشده بود.

رالف فاینس، بازیگر انگلیسی نقش دربی شایر را در مستند امیرانی بازی کرده است. در این فیلم جاسوس سابق بریتانیا به‌طور صریح به نقش خود در اجرای کودتا از جمله قتل ژنرال محمود افشاری (افشار طوس) ، فرمانده نیروی پلیس تهران اعتراف کرده است. بریتانیایی‌ها نقش مهمی در کودتای سال ۵۳ داشتند. در واقع دولت بریتانیا هیچ وقت به‌طور رسمی نقش خود در این حادثه را تایید نکرده است. در سال‌های گذشته تعدادی از سیاستمداران، محققان، اندیشکده‌ها و مفسران ایرانی و آمریکایی تلاش کرده بودند که با تحریف تاریخ، مسوولیت آمریکا در سرنگونی دولت مصدق را انکار کنند. همزمان با کمپین فشار حداکثری دولت ترامپ علیه جمهوری اسلامی، برخی مقامات دولت کنونی آمریکا نیز برای پنهان کردن دخالت‌های خود در ایران به بازبینی گری تاریخی روی آورده‌اند. اما مستند جدید امیرانی می‌تواند نقش مهمی در افزایش آگاهی مردم و رسانه‌ها ایفا کند.

برایان هوک، نماینده ویژه دولت ترامپ در امور ایران در تاریخ ۸ مه در کنفرانس مرکز مطالعات بین‌المللی و استراتژیک سقوط محمد مصدق را به عوامل داخلی در ایران نسبت داد. این درحالی است که وزارت‌خارجه آمریکا در سال ۲۰۱۷ مجموعه اسناد «روابط خارجی آمریکا» را منتشر کرده بود. در اسناد منتشرشده سازمان سیا نقش مخفیانه آمریکا در اجرای این کودتا تایید شده است. محمدجواد ظریف، وزیرخارجه ایران در شصت و ششمین سالگرد این کودتا در ماه آگوست اظهارات این مقام آمریکایی را کذب توصیف کرد. ظریف کمپین فشار کنونی دولت ترامپ را با تلاش‌های آمریکا و بریتانیا در سال ۱۹۵۳ برای سرنگونی دولت مصدق مقایسه کرده است. این درحالی است که محمد مصدق به‌عنوان یکی از نمادهای ملی‌گرایی سکولار در ایران در نظر گرفته می‌شود.

بیشتر تاریخ‌دانان از ادعاهای اخیر برایان هوک در مورد نقش آمریکا در سرنگونی مصدق حمایت نمی‌کنند. در واقع، تلاش‌های مقامات آمریکا و مقامات رژیم محمدرضاشاه برای مخفی نگه‌داشتن عوامل این کودتا در سال ۱۹۵۳ موفقیت‌آمیز نبود. لوی هندرسون، سفیر آمریکا در تهران در سال ۱۹۵۳ چند روز بعد از حادثه کودتا در پیام خود به دولت آیزنهاور اشاره می‌کند که شایعات زیادی در مورد نقش آمریکا در بین مردم منتشر شده است. افراد نزدیک به ژنرال فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر جدید ایران بعد از سقوط مصدق نیز گفته بودند که حکومت جدید ایران باید کمک‌های آمریکایی‌ها را جبران کند. آمریکا و بریتانیا برای چندین دهه به‌طور رسمی نقش خود در کودتای سال ۱۹۵۳ را انکار می‌کردند تا روابط سیاسی و اقتصادی نزدیک خود را با ایران به خطر نیندازند. اما بعد از آنکه حکومت پهلوی در سال ۱۹۷۹ توسط اسلام‌گراها سرنگون شد، افسران اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا خاطرات خود را منتشر کردند و به نقش خود در این کودتا اعتراف می‌کنند.

در نهایت خانم مادلین آلبرایت، وزیرخارجه سابق آمریکا در ماه مارس سال ۲۰۰۰ بعد از بهبود موقتی روابط ایران و آمریکا به‌طور رسمی اعتراف کرد که آمریکا نقش مهمی در پیاده‌سازی کودتای سال ۱۹۵۳ داشته است. خانم آلبرایت سرنگونی دولت مصدق را به‌عنوان مانعی در مقابل پیشرفت سیستم سیاسی ایران توصیف کرد. او اشاره می‌کند که عصبانیت مردم ایران در مورد دخالت آمریکا در امور داخلی کشورشان قابل درک است. چند هفته بعد روزنامه نیویورک‌تایمز یکی از اسناد محرمانه سازمان سیا در مورد تاریخچه این کودتا را منتشر کرد. این سند جزئیات زیادی در مورد این واقعه ذکر می‌کند. مدارک ارائه شده تردیدی به جا نمی‌گذارد که سازمان سیا نقش کلیدی در برنامه‌ریزی و هدایت عوامل اصلی کودتا ایفا کرده است. البته دولت آمریکا هیچ‌وقت به‌طور رسمی اعتبار این سند را تایید نکرده است. اما سازمان سیا در سال ۲۰۱۳ با انتشار مدارکی به نقش خود در این واقعه اعتراف کرد.

اسناد منتشرشده توسط سیا در سال‌های گذشته برای مورخان حرفه‌ای غافلگیرکننده نبوده است، زیرا آنها تردیدی در مورد نقش آمریکا در سقوط دولت مصدق نداشتند. اما اسناد جدید برای مخالفان جمهوری اسلامی که خواستار تغییر رژیم ایران هستند، ناامید‌کننده بوده‌اند.طرفداران حکومت پادشاهی سابق درحال‌حاضر از رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران حمایت می‌کنند. طرفداران شاه در سال‌های گذشته به دنبال القای این برداشت بوده‌اند که کودتای سال ۱۹۵۳ در واقع یک قیام مردمی در حمایت از شاه بوده است. اسناد جدید در واقع مشروعیت حکومت پادشاهی ایران در دوره بعد از کودتا را زیرسوال می‌برند. هواداران تغییر رژیم ایران نگرانند که اسناد جدید ادعاهای مشروع جمهوری اسلامی در مورد دخالت‌های آمریکا در طول جنگ سرد را تایید کنند. مخالفان ایرانی و آمریکایی جمهوری اسلامی نگرانند که چنانچه جامعه آمریکا در مورد نقش سیا در کودتای سال ۱۹۵۳ احساس گناه کند، از تلاش‌های آینده برای دخالت در امور ایران حمایت نخواهد کرد.

 

در نتیجه، مخالفان حکومت ایران تصمیم گرفتند که برای دستیابی به اهداف خود به تحریف تاریخ روی آورند. در سال‌های گذشته نویسندگانی همچون داریوش بایاندور، دیپلمات سابق ایران در دوره رژیم پهلوی و ری تکیه، مقام سابق وزارت‌خارجه آمریکا تلاش کرده‌اند که مسوولیت آمریکا در سرنگونی مصدق را انکار کنند و روحانیون شیعه ایران را به‌عنوان عامل اصلی این کودتا معرفی کنند. ری تکیه این اتهام را رد می‌کند که آمریکا مسوول اصلی سقوط دولت مصدق بوده است. او مدعی است که مذهبیون ایران به‌دنبال استفاده از این واقعه تاریخی برای ترویج ایدئولوژی ضدآمریکایی و پنهان کردن نقش خود در کودتا هستند. در عوض، تکیه ادعا می‌کند که سازمان سیا تاثیر قابل‌توجهی در رویدادهای منتهی به کودتای سال ۱۹۵۳ نداشته است. مطابق این دیدگاه، محمد مصدق متحدان داخلی خود را به‌دلیل عدم مصالحه با بریتانیا از دست داد و سرنگونی دولت او اجتناب ناپذیر بوده است.