مساله گفت‌وگو

شماره روزنامه: ۴۴۱۷ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۴۳۶۲۶۸ جمعه‌نامه

جبار رحمانی انسان‌شناس

در دو سطح می‌توان موضوع گفت‌وگو را در جامعه ایرانی دنبال کرد: در سطح اول، ‌گفت‌وگو به مثابه یک هنجار اخلاقی است، ‌هنجاری که از بایدها و ایجاب‌ها صحبت می‌کند و در نهایت در قالب یک توصیه اخلاقی، ‌گفت‌وگو را به‌عنوان یک راه‌حل یا یک استراتژی پیشنهاد می‌دهد. اما در سطح دیگری هم می‌توان گفت‌وگو را در جامعه بررسی کرد؛ گفت‌وگو به مثابه بخشی از شیوه زندگی و الگوهای ارتباطی. از این منظر، ‌گفت‌وگو یک امر اخلاقی نیست که با توصیه و الزام رخ بدهد، ‌بلکه بخشی از شیوه و سبک زندگی ما و وجهی از منش شخصیتی همه ما محسوب می‌شود.

مساله گفت‌وگو

گفت‌وگو بیانگر رابطه‌ای بین دو یا چند نفر است ‌که در آن افراد در تعامل با دیگران، ‌دیگری‌ها برای‌شان فی نفسه مشروعیت حضور دارند و حق دارند نظرشان را بگویند. مهم‌تر از همه آنکه در گفت‌وگو، ‌کسی از پیش آگاه و صاحب منحصر‌به‌فرد حقیقت در باب امور نیست. در گفت‌وگو آدم‌ها با هم حرف می‌زنند، ‌تا حرف‌های هم را بشنوند، ‌در خلال این تعامل متقابل به درک مشترک از موضوعات برسند و در نهایت واقعیت جاری زندگی را از خلال همین تعاملات دوطرفه تجربه کرده و بسازند. به همین دلیل در واقع باید گفت؛ گفت و شنود. هر یک از طرفین همان‌قدر که حق حرف زدن دارد، ‌وظیفه شنیدن هم دارد. اصولا بدون شنیدن حرف طرف مقابل، ‌گفت‌وگو یا همان «گفت» و «شنود» رخ نمی‌دهد و ما با تک‌گویی‌های تحمیلی مواجه خواهیم بود. اصولا در جامعه گفت‌وگو به دلایل زمینه‌ای امر دشواری است: از یکسو نظام سلسله مراتبی سختی داریم که به‌شدت و سرعت آدم‌ها را در طبقه‌بندی‌های سخت خودی/ غیرخودی قرار می‌دهد. در کنار این طبقه‌بندی، ‌ یک مفروضه کلیدی هم دارند: حقیقت و دانش واقعی نزد من/ ما هست. لذا دیگری تنها کاری که می‌تواند بکند،  تبعیت از من/ ما هست. وقتی جامعه با این دو منطق طبقه‌بندی‌های بسته افراد در یک سلسله مراتب اجتماعی و اخلاقی و همچنین قائل شدن به انحصار حقیقت نزد یک شخص یا گروه خاص باشد، ‌اصولا گفت‌وگو در هر دو معنای آن،  هم به مثابه یک امر ایجابی و اخلاقی و هم به مثابه شیوه زندگی و تعامل ما، ‌ امکان رخ دادن ندارد.

 

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن