نبض کند بورس در شهریورماه
دنیای اقتصاد- علی قاسمی : شهریورماه در ۱۸ سال گذشته برای بورس تهران ماهی نسبتا مساعد بوده است؛ بهطوری که شاخص کل در یازده سال این دوره بازدهی مثبت و در ۷ سال بازدهی منفی ثبت کرده و میانگین بازدهی بازار نیز به حدود ۳ درصد رسیده است. با این حال، بورس امسال در شرایطی به استقبال ششمین ماه سال میرود که پس از یک رالی پرشتاب ۵ماهه و رشد بیش از ۷۰ درصدی بخش قابلتوجهی از نمادها، نشانههایی از کاهش شتاب صعود در بازار دیده میشود. در چنین وضعیتی، سابقه سبز شهریور اگرچه همچنان یک سیگنال مثبت برای بازار محسوب میشود، اما برای تداوم رالی کافی نیست. بورس اکنون به محرکهای تازهای نیاز دارد تا بتواند ضمن عبور از فشار شناسایی سود، مسیر صعودی خود را حفظ کند. از این منظر، شهریور ۱۴۰۵ میتواند ماهی سبز اما با نبضی کندتر باشد؛ در این شرایط، توان بازار برای حفظ تقاضا و جذب نقدینگی جدید، مهمتر از الگوی تاریخی بازدهی خواهد بود.
شهریور سبز بورس
بررسی رفتار تاریخی بورس تهران نشان میدهد شهریورماه در میان ماههای سال، کارنامهای نسبتا قابل قبول داشته است. در ۱۸ سال گذشته، شاخص کل در شهریور ۱۱بار بازدهی مثبت و ۷ بار بازدهی منفی ثبت کرده است. به این ترتیب، احتمال ثبت عملکرد مثبت در این ماه از منظر تاریخی بیشتر از احتمال افت بوده است. میانگین بازدهی حدود ۳ درصدی نیز نشان میدهد که در مجموع، شهریور توانسته است بخشی از انتظارات صعودی فعالان بازار را برآورده کند.
البته این آمار به معنای آن نیست که شهریور همواره ماهی صعودی برای بورس بوده است. در برخی سالها، بازار سهام در این مقطع با فشار فروش، کاهش جریان نقدینگی یا تغییر مسیر متغیرهای اثرگذار مواجه شده و بازدهی منفی را تجربه کرده است. بنابراین، آنچه از دادههای تاریخی میتوان دریافت، افزایش تمایل به ثبت یک رالی صعودی است. به بیان دیگر، شهریور در تقویم بورس تهران سابقهای متمایل به سبز دارد، اما شرایط هر سال میتواند این الگو را تغییر دهد.
اهمیت این موضوع در شهریور ۱۴۰۵ بیشتر است؛ چرا که بازار در شرایطی وارد این ماه میشود که با شهریورهای معمول سالهای گذشته تفاوت محسوسی دارد. شاخص کل طی ماههای اخیر مسیر صعودی قدرتمندی را طی کرده و بخش قابلتوجهی از نمادهای بازار رشدهای سنگینی را تجربه کردهاند. بنابراین، اگرچه سابقه تاریخی میتواند برای تحلیل رفتار بازار یک نشانه باشد، اما نمیتواند بهتنهایی مبنای پیشبینی روند آینده قرار گیرد.
بورس تهران در۵ ماه گذشته یکی از پرشتابترین دورههای صعودی خود را پشت سر گذاشته است. رشد بیش از ۷۰ درصدی قیمت بسیاری از نمادها در این مدت، نشان میدهد که بازار بخش قابلتوجهی از ظرفیت رشد خود را در مدت زمانی نسبتا کوتاه بالفعل کرده است. این رشد، از یکسو قدرت تقاضا و تغییر انتظارات سرمایهگذاران را نشان میدهد و از سوی دیگر، سطح انتظارات برای ادامه مسیر را افزایش داده است. در چنین شرایطی، بازار با یک پرسش اساسی مواجه است. آیا رشد اخیر میتواند ادامه پیدا کند یا بورس پس از یک رالی طولانی، نیازمند استراحت و اصلاح قیمتها خواهد بود؟ پاسخ به این پرسش به توان بازار برای جذب نقدینگی جدید و شکلگیری محرکهای تازه بستگی دارد.
رشد قیمتها در ماههای گذشته باعث شده است بخشی از ارزندگی نهفته در سهام تخلیه شود. در نتیجه، ادامه صعود دیگر صرفا با تکیه بر همان عواملی که رالی اخیر را شکل دادهاند، آسان نخواهد بود. بازار برای ورود به مرحله جدیدی از رشد، به محرکهایی نیاز دارد که بتوانند بار دیگر انگیزه خرید را در میان معاملهگران تقویت کنند. از سوی دیگر، افزایش قیمت سهام خود میتواند به تدریج رفتار معاملهگران را تغییر دهد. سرمایهگذارانی که در سطوح پایینتر وارد بازار شدهاند، با افزایش قیمتها به محدودهای میرسند که شناسایی سود برای آنها جذابتر میشود. در نتیجه، همزمان با افزایش میل به خرید در میان گروهی از فعالان بازار، عرضه از سوی سهامداران قدیمی نیز میتواند افزایش پیدا کند. همین تضاد میان تقاضای تازه و شناسایی سود، میتواند به افزایش نوسان بازار در شهریور منجر شود.
در انتظار محرکها
شهریور ۱۴۰۵ را باید بیش از یک داده آماری برای سنت سبز بورس دانست. مهمترین مساله این است که آیا بازار میتواند پس از رشدهای سنگین ماههای گذشته، همچنان موتورهای محرک تازهای برای صعود پیدا کند؟ استمرار ورود پول حقیقی، بهبود چشمانداز سودآوری شرکتها، وضعیت نرخ ارز، تحولات قیمت کامودیتیها و شرایط بازارهای موازی از جمله عواملی هستند که میتوانند در این مرحله اهمیت بیشتری پیدا کنند.
برای بورس تهران، وضعیت کامودیتیها نیز اهمیت بالایی دارد. بخش بزرگی از ارزش بازار سهام به صنایع کالامحور اختصاص دارد و تغییرات قیمت نفت، فلزات و سایر مواد اولیه در بازارهای جهانی میتواند به طور مستقیم بر انتظارات سودآوری شرکتهای بزرگ اثر بگذارد. در صورتی که قیمت کالاهای پایه در سطوح مناسب باقی بماند، بخشی از پشتوانه بنیادی بازار برای تداوم رشد حفظ خواهد شد.
از سوی دیگر، نرخ ارز همچنان یکی از متغیرهای کلیدی برای شرکتهای صادراتمحور و حتی صنایع داخلی است. تغییرات نرخ ارز میتواند بر درآمد ریالی صادرکنندگان، هزینههای تولید و در نهایت سودآوری بنگاهها اثر بگذارد. بنابراین، مسیر ارز در شهریورماه میتواند یکی از مهمترین متغیرهایی باشد که سمتوسوی انتظارات سرمایهگذاران را تعیین میکند.
در کنار این عوامل، وضعیت نقدینگی نیز اهمیت ویژهای دارد. صعود بازار در صورتی میتواند ادامهدار باشد که ورود منابع جدید به بازار با قدرت کافی تداوم پیدا کند. در غیر این صورت، حتی اگر متغیرهای بنیادی در وضعیت مناسبی قرار داشته باشند، کاهش قدرت تقاضا میتواند زمینه را برای استراحت یا اصلاح شاخص فراهم کند.