برخاستن ققنوسوار از خاکستر
برای اینکه ایران از مدیریت صرف بقا و جلوگیری از فرسایش ظرفیتها، به سمت رشد پایدار حرکت کند، نخست باید از تجربیات تلخ گذشته درس آموخت. گذار از پارادایم بقا مستلزم آن است که سیاستگذاریها از حالت «واکنشی و بحرانمحور» به حالت «استراتژیک و آیندهنگر» تغییر یابد. ما نیازمند آن هستیم که ظرفیتهای بالقوه خود را بازشناسی کنیم؛ یعنی بهرهگیری هوشمندانه از موقعیت ژئوپلیتیک، ثروتهای طبیعی و سرمایههای انسانی و فرهنگی که ریشه در تمدن و تاریخ غنی ما دارد.
اما این برخاستن، نباید با آرمانگراییهای دور از واقعیت یا شعارهای توسعهطلبانه بدون پشتوانه همراه باشد. یکی از کلیدیترین متغیرهای موفقیت، رعایت اصل «توازن میان توانمندی و هدف» است؛ اقتصاد ایران باید با نگاهی واقعگرایانه، به جای تمرکز بر پروژههای عظیم و غیرممکن، بر تقویت ساختارهای تولیدی موجود و بهبود کارآیی آنها تمرکز کند. علاوه بر این، در دنیای جدیدی از نظمهای قدرت و اقتصاد در حال تغییر است، ایران باید بتواند جایگاه و نقش واقعی خود را در زنجیرههای ارزش جهانی بازشناسی کند.
شناخت دقیق «جهان جدید» و تطبیق سیاستهای اقتصادی با تغییرات تکنولوژیک و ساختارهای قدرت جهانی، از پیششرطهای خروج از وضعیت موجود است.
در نهایت، اگر بتوانیم میان «بهرهگیری از فرصتهای جغرافیایی» و «واقعگرایی در مدیریت منابع»، تعادلی استوار ایجاد کنیم، اقتصاد ایران میتواند از وضعیت مدیریت فرسایش فراتر رفته و به سوی مسیر رشد پایدار در سالهای آتی گام بردارد. در غیر این صورت، خطر ماندن در چرخه مدیریت بقا و صرف تلاش برای حفظ وضع موجود، همچنان بزرگترین تهدید پیش روی ما خواهد بود.
* اقتصاددان