چه‌کسی  تعیین  می‌کند  مدرسه «خوب» چیست؟

این تجربه باعث شد بیشتر درباره شیوه انتخاب‌های ما در زندگی فکر کنم. همه ما نیازها و ترجیحات متفاوتی داریم. بعضی از ما وانت‌های پیکاپ را دوست داریم؛ برخی دیگر تویوتا پریوس را ترجیح می‌دهند. بعضی از ما عاشق قهوه دانکین هستیم (من یکی از آنها هستم!)؛ بعضی دیگر قسم می‌خورند که استارباکس بهتر است. برخی ترجیح می‌دهند در شهر زندگی کنند و برخی دیگر در حومه شهر. بعضی از ما رمان‌های جنایی را دوست داریم و برخی دیگر داستان‌های علمی‌تخیلی را ترجیح می‌دهند. بعضی از ما یک نوع تجربه خاص از اقامت در Airbnb می‌خواهیم و دیگران چیز دیگری را ترجیح می‌دهند. همه ما متفاوتیم و همین تنوع است که جامعه ما را پویا می‌کند.

این موضوع همچنین نشان می‌دهد که چرا تمرکززدایی اهمیت زیادی دارد. هیچ سیاستی که از بالا به پایین اعمال شود نمی‌تواند تمام نیازها و ترجیحات فردی ما را برآورده کند و تحمیل چنین سیاستی، به‌طور قابل‌درکی، نارضایتی ایجاد خواهد کرد. فردریش ‌هایک، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، در کتاب «راه بردگی» می‌نویسد: «آزادی انتخاب ما در یک جامعه رقابتی از این واقعیت ناشی می‌شود که اگر یک نفر از برآوردن خواسته‌های ما امتناع کند، می‌توانیم به سراغ فرد دیگری برویم.»

در آموزش‌وپرورش نیز خوشبختانه در حال مشاهده همان حق انتخاب، تنوع و فراوانی هستیم که در دیگر حوزه‌های زندگی، یعنی جاهایی که رقابت بازار حاکم است، از آنها برخورداریم. هم‌زمان با اینکه کارآفرینان آموزشی مدارس جدید 

دوره‌های K–۱۲ و فضاهای یادگیری جدید راه‌اندازی می‌کنند و گسترش برنامه‌های انتخاب مدرسه دسترسی به این محیط‌های آموزشی را افزایش می‌دهد، خانواده‌ها بیش از پیش می‌توانند محیط آموزشی‌ای را پیدا کنند که خواسته‌هایشان را برآورده کند و هرگاه لازم بود، به گزینه دیگری روی آورند.

مانند تجربه اقامت در Airbnb، این رضایت نیز ماهیتی کاملا ذهنی و وابسته به ترجیحات فردی دارد. برای برخی خانواده‌ها، مدرسه‌ای که خواسته‌هایشان را برآورده می‌کند مدرسه‌ای است که آموزش سخت‌گیرانه و حفظ‌محور را در اولویت قرار می‌دهد؛ برای برخی دیگر، ممکن است مدرسه‌ای باشد که فرزندانشان بیشتر ساعات روز را در فضای باز و در طبیعت بازی کنند. برای بسیاری نیز احتمالا گزینه‌ای در جایی میان این دو قرار دارد.

با مادری آشنا شدم که به‌تازگی پسرش را در یک دبیرستان خصوصی ثبت‌نام کرده بود که سه رکن اصلی خود را ورزش، ایمان و آموزش معرفی می‌کند؛ دقیقا به همین ترتیب. برخی خانواده‌ها ممکن است مدرسه‌ای را انتخاب کنند که همین سه رکن را با اولویت‌بندی متفاوتی دنبال می‌کند و برخی دیگر ممکن است اساسا ارکان دیگری را ترجیح دهند. در یک جامعه آزاد، آزادی انتخاب اهمیت اساسی دارد.

خواسته‌های آموزشی همه ما به شیوه‌های بی‌شماری برآورده خواهد شد و به همین دلیل است که باید نسبت به زمانی که سیاستمداران و سیاستگذاران می‌کوشند الزامات یکسان و از بالا به پایین برای ارزیابی مدارس یا دیگر معیارهای متمرکز برای سنجش «کیفیت» آموزشی، مانند عملکرد دانش‌آموزان در آزمون‌های استانداردشده، تحمیل کنند، محتاط باشیم. این موضوع هم درباره مدارس دولتی و هم مدارس خصوصی صدق می‌کند؛ از جمله مدارس نوظهور و مدارسی که در برنامه‌های انتخاب مدرسه مشارکت دارند.

image_2026-08-19_15-52-20 copy

برخی خانواده‌ها هنگام انتخاب مدرسه، برای نمرات آزمون‌های استانداردشده (ابزاری که برنامه‌ریزان متمرکز آموزش‌وپرورش اغلب بر آن تاکید می‌کنند) ارزش زیادی قائل‌اند، اما بسیاری چنین نمی‌کنند. نظرسنجی موسسه EdChoice نشان می‌دهد که از میان ۱۴دلیلی که والدین برای انتخاب مدرسه فعلی فرزندشان ذکر کرده‌اند (از جمله مدارس دولتی، خصوصی، چارتر و آموزش در خانه) نمرات آزمون‌ها تقریبا در انتهای فهرست اولویت‌های والدین قرار داشته است. عوامل دیگری، مانند نزدیکی مدرسه و تعامل اجتماعی با همسالان برای والدین دانش‌آموزان مدارس دولتی، و امنیت و کیفیت آموزشی برای والدین دانش‌آموزان مدارس خصوصی، آموزش خانگی و مدارس چارتر، مهم‌ترین دلایل انتخاب یک مدرسه خاص بوده‌اند.

اقتصاددان، توماس سوول، در کتاب «دانش و تصمیمات» یادآوری می‌کند: «اساسی‌ترین پرسش این نیست که چه چیزی بهترین است، بلکه این است که چه کسی باید تعیین کند چه چیزی بهترین است.» در آموزش‌وپرورش، این تصمیم باید در اختیار والدین باشد، نه سیاستگذاران. باید به ترجیحات آشکارشده آنها نگاه کنیم ــ یعنی اینکه وقتی گزینه‌های مختلف در اختیارشان قرار می‌گیرد، فرزندانشان را در کجا ثبت‌نام می‌کنند ــ و آن را معیار اصلی کیفیت و پاسخ‌گویی آموزشی قرار دهیم. کدام مدارس و فضاهای یادگیری در حال گسترش‌اند و کدام‌یک در حال کوچک‌شدن؟ کدام مدل‌های آموزشی بیش از گذشته مورد تقاضا قرار می‌گیرند و کدام‌ها در حال افول‌اند؟

برای مثال، پژوهشگران دانشگاه بوستون در ایالت ماساچوست دریافتند که در مقایسه با نرخ‌های پیش از همه‌گیری، ثبت‌نام در مدارس دولتی سنتی ۲درصد کاهش یافته، در مدارس خصوصی ۱۴درصد افزایش پیدا کرده و در آموزش خانگی افزایشی شگفت‌انگیز معادل ۴۵درصد داشته است.

 این در حالی است که این ایالت هیچ برنامه‌ای برای انتخاب مدارس خصوصی ندارد. در فلوریدایی که نسبت به انتخاب مدرسه رویکرد مساعدتری دارد و تمام دانش‌آموزان دوره K–12 واجد شرایط دریافت حساب پس‌انداز آموزشی (ESA) به ارزش حدود ۸هزار دلار در سال هستند، بیش از نیمی از دانش‌آموزان در مدرسه‌ای غیر از مدرسه دولتی تعیین‌شده از سوی منطقه آموزشی خود تحصیل می‌کنند و مدارس خصوصی و آموزش خانگی به‌ویژه افزایش قابل‌توجهی داشته‌اند.

مسیر دستیابی خانواده‌ها به آزادی آموزشی بیشتر، با وجود نیروهای همیشگی تمرکزگرایی و استانداردسازی، در حال گسترده‌تر شدن است؛ حتی برخی از حامیان سیاست‌های انتخاب مدرسه نیز به این نیروها دامن می‌زنند، زیرا تصور می‌کنند می‌دانند یک مدرسه «خوب» چه ویژگی‌هایی دارد. برای مهار این نیروها باید کارآفرینی و رقابت را تشویق کنیم تا گزینه‌های آموزشی بیشتری ایجاد شود و حق انتخاب مصرف‌کنندگان افزایش یابد. باید تصمیم‌گیری غیرمتمرکز را بر برنامه‌ریزی از بالا به پایین ترجیح دهیم. باید بپذیریم که برخی مدارس به این دلیل تعطیل خواهند شد که نتوانسته‌اند خواسته‌های مشتریان خود را برآورده کنند و این امر را نشانه‌ای از سلامت بازار آموزش بدانیم. همچنین باید بپذیریم که «کیفیت» مدرسه در چشم مصرف‌کننده است و هر یک از ما بر اساس نیازها و ترجیحات منحصربه‌فرد خود، تعریف متفاوتی از آن خواهیم داشت.

در نهایت، برای آزاد کردن ظرفیت‌های بیشتر آموزش‌وپرورش و فراهم کردن زمینه شکوفایی فردی، باید به «اعتماد به انسان‌های آزاد» باور داشته باشیم. باید اعتماد کنیم که والدین (نه سیاستمداران و نه صاحب‌نظران) بهتر از هر کس دیگری می‌دانند چه چیزی برای آموزش فرزندانشان مناسب است و باید آزادی انتخاب داشته باشند.

* پژوهشگر حوزه آموزش و سیاستگذاری