قهوهخانه قنبر
بانی این قهوهخانه سیاه پوستی به نام قنبر از غلامان اندرون بوده که آن را محل اجتماع سیاهها میکند و سپس در اختیار اسماعیل نامی که چایی بده آن قهوهخانه بوده، قرار میگیرد که او نیز به همان نام قنبر شناخته شده، مکانش از قهوهخانههای مشهور میشود.
در آن زمان سیاهها جمعیت قابل توجهی از مردم تهران را تشکیل میدادند که در خانه هر بزرگ و صاحب مقام و تاجر و متمولی چند نفر زن و مرد سیاه خدمت میکردند. اما سبب رسیدن قهوهخانه به اسماعیل که بعدها به نام حاج اسماعیل قنبر نامیده میشد هم آن بود که ابتدا مردم سفیدپوست بومی برای تفریح و سر به سر گذاشتن سیاهها که زبانی متفاوت با گویش مردم داشتند در آن قهوهخانه جمع میشدند و به ریشخند آنها میپرداختند که اینگونه اعمال و رفتار موجبات رنجش عمیق فرد یا افراد استهزاشده یعنی جمعیت سیاهپوستان را که جمعیت اصلی قهوهخانه بودند، فراهم میآورد. در عین حال، قهوهخانه محلی بود عمومی و جلوگیری از ورود مردم متفرقه به آن مقدور نبود.
در این میان اسماعیل برای اینکه توجه مردم را منعطف به جهت دیگر گرداند، تدبیری اندیشید و آن این بود که برای عصرها مداحی را دعوت کرد و مداح فرصتشناس هوشیار هم از اولین مجلس خود داستان قنبر، غلام حضرت علی (ع) را سرلوحه سخن خود قرار میدهد و مطالب خویش را از داستان و شعر بر پایه بزرگی و مقام و موقعیت قنبر میگذارد، به همراه شرح حالاتی از بلال حبشی. تا کمکم روحیه و برخورد مردم با سیاهها تغییر کرد و برایشان احترام قائل شدند؛ مخصوصا صاحب قهوهخانه را مورد توجه و اکرام خاص قرار میدهند و قنبر هم در ازای آن اول اختیار و سپس خود قهوهخانه را به اسماعیل واگذار میکند.
منبع: جعفر شهری، طهران قدیم، تهران، انتشارات معین، ج۱، صص۶۶-۶۷