پشت پرده استقبال پایین سبدگردانها از ابزارهای مشتقه
بخش مهمی از این فاصله ناشی از مجموعهای از چالشهای زیرساختی، عملیاتی، تخصصی و مقرراتی است که باعث شده بسیاری از سبدگردانها ترجیح دهند به جای استفاده از استراتژیهای پیچیدهتر، به روشهای سادهتر و کمریسکتر از منظر اجرایی مانند خرید مستقیم سهام، خرید یکطرفه اختیار معامله یا استراتژیهایی نظیر کاوردکال بسنده کنند.
یکی از مهمترین موانع توسعه استفاده از ابزارهای مشتقه در صنعت مدیریت دارایی، ضعف زیرساختهای نرمافزاری و فناوری اطلاعات مرتبط با این حوزه است. معاملات اختیار معامله برخلاف معاملات سنتی سهام، نیازمند سیستمهای حسابداری، مدیریت پرتفو و کنترل ریسک با قابلیت درک ماهیت قراردادهای مشتقه است. بسیاری از نرمافزارهای مورد استفاده در شرکتهای سبدگردان هنوز در ثبت صحیح رویدادهای مالی مرتبط با اختیار معامله، نحوه شناسایی سود و زیان، ثبتهای حسابداری مربوط به اعمال قرارداد، نکول، تسویه و سایر فرآیندهای عملیاتی با چالشهایی مواجه هستند.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که میان گردش اطلاعات در نرمافزار داخلی سبدگردان و اطلاعات ثبتشده در کارگزاری مغایرتهایی ایجاد شود. رفع این مغایرتها، اصلاح ثبتها و تطبیق اطلاعات، هزینه عملیاتی قابلتوجهی برای شرکتها ایجاد میکند و در برخی موارد کارکنان سبدگردان را با فرآیندهای پیچیده و زمانبری مواجه میسازد. در چنین شرایطی طبیعی است که مدیران سبدگردانی ترجیح دهند کمتر وارد استراتژیهایی شوند که اگرچه از منظر مالی جذاب هستند، اما از منظر عملیاتی و حسابداری پیچیدگی بیشتری دارند. بنابراین نبود زیرساختهای مناسب باعث شده بسیاری از شرکتها به سمت استراتژیهای سادهتر حرکت کنند؛ عدم شناخت کافی مزایای ابزارهای مشتقه، به دلیل ریسکهای اجرایی ناشی از استفاده از آنها تنها دلیل کافی برای این موضوع نیست.
چالش مهم دیگر، کمبود نیروی انسانی متخصص در حوزه معاملات اختیار معامله و مدیریت پرتفوهای مشتقه است. اگرچه بسیاری از مدیران سرمایهگذاری با مفاهیم کلی استراتژیهای اختیار معامله، کاربردهای آنها در مدیریت ریسک و ساختار نظری این ابزارها آشنا هستند، اما فاصله قابلتوجهی میان شناخت تئوریک و اجرای عملی این استراتژیها وجود دارد. مدیریت موقعیتهای باز، نحوه آفست کردن قراردادها (اخذ موقعیت معکوس برای خارج شدن از موقعیت معاملاتی)، کنترل ریسک تغییرات وجه تضمین، مدیریت نقدینگی مورد نیاز، الزامات عملیاتی اعمال یا تسویه قراردادها و مواجهه با شرایط خاص بازار، نیازمند تجربه و تخصص ویژهای است که در حال حاضر تعداد محدودی از فعالان بازار در اختیار دارند.
عدم وجود نیروهای متخصصی که بتوانند در کنار مدیر سرمایهگذاری، فرآیند اجرایی معاملات مشتقه را از مرحله طراحی استراتژی تا مدیریت روزانه موقعیتها پیش ببرند، باعث شده بسیاری از شرکتها ترجیح دهند وارد استراتژیهای پیچیده نشوند. در واقع، مساله اصلی تنها عدم آشنایی با ابزار مشتقه نیست، بلکه نبود یک تیم عملیاتی و تخصصی کامل برای اجرای صحیح این ابزارهاست.
موضوع دیگری که توسعه استفاده از مشتقات در صنعت مدیریت دارایی را محدود کرده، چارچوبهای مقرراتی و ریسکهای ناشی از آن است. بازار اختیار معامله در ایران همچنان در مرحله توسعه و بلوغ قرار دارد و در چنین شرایطی، ثبات مقررات و پیشبینیپذیری فرآیندهای اجرایی اهمیت بسیار زیادی دارد. ریسکهایی مانند توقف معاملات، عدم بازگشایی بهموقع قراردادها، محدودیتهای عملیاتی یا ابهام در برخی فرآیندهای اجرایی میتواند مدیران سرمایهگذاری را نسبت به استفاده گسترده از این ابزارها محتاط کند.
اگرچه در قوانین و دستورالعملهای جدید، سازوکارهایی برای مدیریت برخی از این ریسکها پیشبینی شده است، اما سرعت توسعه مقررات و کیفیت طراحی چارچوبهای نظارتی میتوانست متناسبتر با رشد بازار باشد. بازار مشتقه به دلیل ماهیت متفاوت خود نسبت به بازار نقدی، نیازمند مقرراتی دقیق، شفاف و در عین حال منعطف است تا ضمن حمایت از حقوق فعالان بازار، مانع از کاهش انگیزه استفاده از این ابزارها نشود.
یکی دیگر از موضوعات مهم در این زمینه، مساله ریسک نکول در قراردادهای اختیار معامله است؛ بهطوری که ساختار فعلی مشوقهایی برای فروشندگان اختیار ایجاد میکند. در شرایطی که هزینه یا جریمه نکول نسبت به منافع بالقوه فروشنده قرارداد پایین باشد، ممکن است انگیزه برای اتخاذ موقعیتهای فروش بدون پشتوانه (خالیفروشی) افزایش پیدا کند. این مساله بهخصوص برای خریدارانی که با هدف تملک دارایی پایه از طریق اعمال قرارداد وارد معامله میشوند، اهمیت زیادی دارد؛ چراکه همواره این نگرانی وجود دارد که در زمان اعمال، بخشی از فروشندگان نتوانند یا نخواهند به تعهدات خود عمل کنند. بنابراین طراحی سازوکارهای بازدارنده قویتر برای مدیریت ریسک نکول میتواند به افزایش اعتماد سرمایهگذاران نهادی به این بازار کمک کند.
در کنار مسائل مقرراتی و عملیاتی، عدم وجود سامانههای جامع مدیریت ریسک و گزارشگیری تخصصی برای پرتفوهای مشتقه نیز یکی دیگر از نقاط ضعف اساسی بازار محسوب میشود. یک سبدگردان برای استفاده حرفهای از اختیار معامله نیازمند ابزارهایی است که بتواند بهصورت لحظهای میزان ریسک پرتفو، حساسیتها نسبت به تغییر قیمت دارایی پایه، اثر تغییرات نوسان ضمنی، وضعیت وجه تضمین، سود و زیان احتمالی در سناریوهای مختلف و میزان تعهدات آتی را گزارش کند. نبود چنین سامانههایی باعث میشود مدیریت پرتفوهای مشتقه بیشتر متکی بر تجربه فردی معاملهگران باشد و امکان توسعه مقیاس استفاده از این ابزارها کاهش یابد.
در نهایت، توسعه معاملات مشتقه در صنعت سبدگردانی تنها با افزایش تعداد قراردادهای قابل معامله یا راهاندازی ابزارهای جدید محقق نمیشود، بلکه نیازمند شکلگیری یک اکوسیستم کامل شامل زیرساختهای فناوری، نرمافزارهای تخصصی، نیروی انسانی آموزشدیده، مقررات پایدار و سامانههای مدیریت ریسک است. تا زمانی که این زنجیره به صورت هماهنگ توسعه پیدا نکند، ظرفیت واقعی ابزارهای مشتقه در مدیریت ریسک پرتفویها مورد استفاده قرار نخواهد گرفت و صنعت مدیریت دارایی همچنان بخش بزرگی از فرصتهای موجود برای طراحی محصولات متنوعتر و متناسبتر با نیاز سرمایهگذاران را از دست خواهد داد.
* کارشناس بازار سرمایه