هنر مدیریت روابط کارگر و کارفرما

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۴۲۹۶۳۳۴ آذربایجان شرقی

رئیس دانشکده حقوق و علوم اجتماعی دانشگاه تبریز، در یادداشتی بر ضرورت گذار از عقلانیت صرفاً ابزاری به عقلانیت ارزش‌محور و تقویت اعتماد و سرمایه اجتماعی در محیط کار تأکید کرد.

هنر مدیریت روابط کارگر و کارفرما

دنیای اقتصاد-تبریز: محمدباقر علیزاده‌اقدم در یادداشتی در نشریه شماره ۲۸ اتاق بازرگانی تبریز با عنوان «هنر مدیریت روابط کارگر و کارفرما» بر ضرورت گذار از عقلانیت صرفاً ابزاری به عقلانیت ارزش‌محور و تقویت اعتماد و سرمایه اجتماعی در محیط کار تأکید کرد.

در متن یادداشت چنین آمده است:

«هنر مدیریت روابط کارگر و کارفرما، در جهان امروز کوچ کردن از عقلانیت ابزاری به عقلانیت ذاتی است، در مدیریت تیلوری عقلانیت ابزاری که معطوف به هدف و شدیداً محاسبه‌گرایانه است و هر کس سعی می‎‌کند با کمترین هزینه، بیشترین استفاده را ببرد. در این  مسیر تعارض و تضاد منافع در روابط کارگری و کارفرمایی حرف اول و آخر را می‌زند و نهایتا آنچه برای طرفین می‌ماند چیزی جز تنش شغلی و دست آخر فرسودگی شغلی خواهد بود. در چنین فضایی سرمایه‌ اجتماعی سازمان به کمترین حد خود تنزل می‌یابد؛ چرا که اعتماد اجتماعی و بین‌شخصی لطمه دیده و به دنبال آن اعتماد نهادی در سازمان ضربه می‌بیند.

باید توجه کرد که اگر در گذشته سرمایه‌ اقتصادی و فیزیکی حرف اول و آخر را در صنعت و بازرگانی می‌زد، اکنون سرمایه‌ اجتماعی همچون خون در رگ‌های صنعت و نظام بازرگانی به حساب می‌آید و اعتماد، از مولفه‌های اصلی سرمایه‌ اجتماعی است که سوخت اصلی کارخانجات و در کل بازار است.

در مقابل عقلانیت ابزاری که برای جوامع کوتاه‌مدت است و منافع کوتاه‌مدت و فردگرایانه را شامل می‌شود، عقلانیت ذاتی و تپش آن در قلب صنعت و بازار حلقه‌ مفقوده‌ جامعه‌ امروزی است. در چنین عقلانیتی برعکس عقلانیت ابزاری که هرکدام از کارگر و کارفرما  در جبهه‌ جداگانه‌ای بودند، در عقلانیت ذاتی هر دو در یک جبهه و دوشادوش هم خواهند بود؛ چرا که عقلانیت ذاتی معطوف به ارزش  و کرامت انسانی است، ارزش‌های انسانی و مسئولیت اجتماعی حرف اول و آخر را می‌زند و در سایه‌ی این مسئولیت، هر دو برای موفقیت سازمان می‌جنگند. تعهد بخشی و سازمانی نهادی شده و برند سازمان، بخشی از هویت فردی و اجتماعی کارگر و کارفرما می‌شود.

توازن در بین این دو نوع، از عقلانیت هنر مدیریتی است و اگر این توازن برقرار باشد، به نفع هر دو طرف خواهد بود و به جای تنش‌های روانی، سلامت روانی و سازمانی بر فضای کاری آنها غلبه خواهد کرد. توجه بیش از حد به عقلانیت ابزاری منجر به قفس آهنین وبری در سازمان می‌شود که هر کدام از طرفین برای خود و اسارت خود می‌سازند.

اگر در نظام تیلوری اوایل انقلاب صنعتی، عقلانیت ابزاری و سرمایه‌ اقتصادی صرف سنگ بنای روابط کارگری و کارفرمایی بود، در عصر مدرن باید عقلانیت ذاتی و سرمایه‌های غیر مادی از جمله سرمایه‌های اجتماعی و فرهنگی را باید به آن اضافه کرد. 

کارگران و کارفرمایان دو روی یک سکه‌اند که وجود هر دو برای بازار و صنعت، ضروری است، بنابراین علیرغم تفاوت‌های موجود، هر دو در یک مسیر گام برمی‌دارند. در این بین کارفرمایان می‌توانند با اتکا به توان خود و حمایت‌های مادی و معنوی، به‌خصوص در این برهه از تاریخ کشور، جاده‌ دوسویه‌ این ارتباط را هموارتر کند.»

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن