رابطه ایران با چین و روسیه
در نشست بیشکک عدم انجام ملاقات دوجانبه رسمی بین روسای جمهور ایران و چین بسیار مورد توجه قرار گرفت. ایرنا و سایت ریاست جمهوری تنها از اینکه دو رئیسجمهور «برای دقایقی با یکدیگر به گفتوگو پرداختند»، خبر دادند. ویدئویی نیز منتشر شد که دو رئیسجمهور را ایستاده در حال گفتوگو نشان میدهد. این در حالی بود که پزشکیان و شی در نشست سال قبل اجلاس شانگهای در تیانجین ملاقات رسمی دوجانبهای داشتند. البته رهبر چین در بیشکک تنها با سه رهبر از ۸ رهبر شرکت کننده در نشست ملاقات رسمی دوجانبه داشت. تحولات عظیم ۶ ماهه گذشته در منطقه یکی از دلایل انتظار ملاقات رسمی بین دو رئیسجمهور بوده است. به علاوه، طی ۱۵ ماه گذشته ملاقات بین مقامات عالیرتبه دو کشور محدود به یک سفر آقای عراقچی به پکن در اردیبهشت گذشته و ملاقات دو وزیر خارجه ایران و چین در حاشیه نشستی در بیشکک در تیر گذشته بوده است.
به علاوه، فراز و نشیب در موضع چین و برخی اختلافنظرها طی ۶ ماه گذشته موضوع دیگری بود که ملاقاتی در سطح بالا را ایجاب میکرد. چین در ۱۱ مارس با دادن رای ممتنع مانع تصویب قطعنامه ۲۸۱۷ شورای امنیت از جمله در مورد محکوم کردن اختلال در تردد در تنگه هرمز توسط ایران نشد. اما در ۸ آوریل به همراه روسیه پیشنویس قطعنامهای را که اجازه مداخله نظامی برای حمایت از عبور کشتیهای تجاری در تنگه را میداد، وتو کرد. با این حال، چین از اردیبهشت گذشته به دفعات از تنگه هرمز به عنوان یک «آبراه بینالمللی» و ضرورت «عبور بدون مانع از آن» و بازگشت وضعیت تنگه به شرایط قبل از جنگ سخن گفته است. از جمله، در ۲۰ آوریل سخنگوی وزارت خارجه چین گفت: «چین تنگه هرمز را یک تنگه برای عبور بینالمللی میداند و حفظ ایمنی و عبور بدون مانع از آن را یک نفع مشترک منطقهای و بینالمللی میشمرد.»
موضع چین در مورد تنگه هرمز منعکس کننده منافع حیاتی این کشور است. با توجه به اینکه چین اقتصادی صادراتمحور دارد، آزادی و ارزانی و سرعت در دریانوردی بینالمللی برای آن کشور حیاتی است. با توجه به اینکه چین ۴۰ درصد انرژی وارداتی خود را از خلیج فارس تامین میکند، قیمت پایین نفت و امنیت مسیرهای انتقال انرژی برای آن کشور از اهمیت زیادی برخوردار است. ضمن اینکه مبادلات ۳۵۰میلیارد دلاری چین با ۶ کشور شورای همکاری خلیج فارس نیز مزید بر علت است، درحالیکه مبادلات چین با ایران در حدود یک دهم این رقم است. لذا، این احتمال وجود دارد که تعارض بین نگاه ایران به تنگه به عنوان یک ابزار راهبردی و نگاه چین به تنگه به عنوان مسیر عبور کالا و انرژی مسالهساز شده باشد. محتمل است که عدم برگزاری ملاقات دوجانبه رسمی بین روسای دو کشور در بیشکک علامتی در این رابطه بوده باشد.
نکته مهم دیگر عدم انجام تحرکی از سوی آقای قالیباف به عنوان نماینده ویژه ایران در امور چین است. این انتصاب که در سطحی بسیار بالا به پیشنهاد آقای پزشکیان و تصویب رهبری در اردیبهشت گذشته انجام شد، تاکنون منشأ تحرکی نبوده است. تنها اقدام مشهود آقای قالیباف ملاقات ایشان با هیات اعزامی چین برای تشییع رهبر شهید در ۱۲ تیر بود که در آن از رفع مشکل برای کشتیهای عازم چین در تنگه هرمز سخن گفت؛ قولی که نشانهای از عملی شدن آن مشهود نیست. از طرفی، جزئیات مخالفت چین با پیشنویس آمریکا برای بیانیه گروه ۲۰ که یکی از بندهای آن در مورد تنگه هرمز بود، مورد مناقشه است. در این مورد اساسا روشن نشد که آیا مخالفت چین با این بیانیه ربطی به مفاد بند ۴ آن در مورد تنگه هرمز داشته است یا خیر. در بند ۴ پیشنویس با اشاره به «ضرورت کارکرد موثر و روان زنجیرههای ارزش کلیدی مانند انرژی، غذا و کود و...» و ضمن «ابراز نگرانی از تداوم اختلال در تجارت انرژی» تاکید میکند که «کشتیرانی آزاد، امن و قابل پیشبینی در تنگه هرمز و کل جهان و حل جنگهای جاری و منازعات برای رشد مداوم جهانی ضرورت اساسی دارد.»
از آنجا که مقامات چینی توضیح ندادهاند که اختلاف در مورد چه بندهایی بوده است، روشن نیست که نظر چین در مورد بند ۴ چه بوده است. سخنگوی وزارت خارجه چین بهطور کلی سخن گفته و تنها ضمن «ابراز تاسف عمیق»، دلیل مخالفت چین را «نظرات متفاوت در مورد موضوعات مربوطه» اعلام و بر اصول «اجماعسازی و مشارکت برابر» و «ضرورت همکاری عینی، منصفانه و متوازن در مورد مسائل کلیدی اقتصادی جهانی و رد هرگونه تلاش برای تحمیل روایت یک کشور بر دیگران» تاکید کرد. لذا، بندهای ۴، ۱۰، ۱۱ و ۱۳ بیانیه گروه ۲۰ که از آنها به عنوان بندهای مورد اختلاف سخن رفته، تنها گمانهزنی رسانههای بینالمللی است. با این حال، محتمل است که مشکل چین عمدتا با بندهای ۱۰ و ۱۱ بوده که در آنها راجع به عدم توازن اقتصادی بینالمللی سخن رفته است. این بندها میتواند اشارهای به ۱.۲ تریلیون دلار مازاد تجاری چین باشد.
از سوی دیگر، موافقت روسیه با سند گروه ۲۰ که بعد از مخالفت چین با عنوان «بیانیه رئیس» منتشر شد، قابلتوجه است. در زیرنویس این سند که در سایت وزارت خزانهداری آمریکا انتشار یافته، تصریح شده که «همه اعضای گروه ۲۰ به استثنای چین با مفاد این بیانیه موافقت کردهاند.» عدم مخالفت روسیه با بند ۴ در حکم پذیرش روایت یک طرفه آمریکا راجع به وقایع ۶ ماه گذشته است. این در حالی است که روسیه در مقایسه با چین به لحاظ سیاسی و نظامی به ایران نزدیکتر شمرده میشود. ضمنا روسیه نه تنها نیاز بسیار کمتری به تنگه هرمز دارد، بلکه حتی از اختلال تردد در تنگه سود میبرد.
شاید دلیل اصلی همراهی روسیه با متن تهیه شده توسط آمریکا را بتوان ناشی از تصمیم مسکو به اجتناب از رنجاندن دولت ترامپ دانست. تشویق روسیه به شرکت حضوری در نشست امسال گروه ۲۰ توسط دولت ترامپ برخلاف رویه دولت بایدن و حفظ روابط پوتین و ترامپ که در ارتباط با بحران اوکراین میتواند کارساز باشد، احتمالا از دلایل موافقت روسیه با بیانیه بوده است. از سوی دیگر، روسیه احتمالا حساب میکند که در هر حال ایران گزینه چندانی ندارد و رفتارهای نوسانی مسکو را تحمل میکند.
* دیپلمات پیشین