آسیب جنگ‌ها به سرمایه‌های ‌انسانی

در مقاله «پیامدهای اقتصادی و اجتماعی درگیری: تحلیل مقطعی-زمانی چندکشوری»* نوشته تای-ها له، مان-تین بویی و قاضی صلاح‌الدین، که در ژورنال Economic Modelling منتشر شده است، پرسش اصلی این است که درگیری‌های مسلحانه (چه درون‌کشوری و چه میان‌کشوری) چه تاثیرات کوتاه‌مدت و بلندمدتی بر رشد اقتصادی، امید به زندگی و سطح تحصیلات کشورها بر جای می‌گذارند.  اهمیت این پژوهش از آنجا ناشی می‌شود که بسیاری از مطالعات پیشین یا تنها بر اقتصاد تمرکز داشته‌اند یا از روش‌های ساده‌ای مانند حداقل مربعات معمولی استفاده کرده‌اند که نمی‌تواند روابط پویا و درون‌زا را به‌درستی آشکار کند.

در تحقیق، ما با به‌کارگیری برآوردگر اثرات ثابت پویا در چارچوب مدل خودرگرسیونی با وقفه‌های توزیعی (ARDL-DFE) روی داده‌های پانل ۱۰۹ کشور در بازه ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۹، مشاهده شد که شدت درگیری (تعداد کشته‌شدگان مرتبط با درگیری به ازای هر هزار نفر جمعیت) در بلندمدت رشد تولید ناخالص سرانه، امید به زندگی و سال‌های مورد انتظار تحصیل را به طور معناداری کاهش می‌دهد. همچنین یافته‌ها نشان داد که هرچه سطح درآمد کشور بالاتر باشد، اثرات منفی درگیری بر توسعه کمتر معنادار است؛ به‌گونه‌ای که کشورهای کم‌درآمد بسیار آسیب‌پذیرتر از کشورهای پردرآمد هستند. این مقاله با ارائه تفکیک کوتاه‌مدت و بلندمدت و نیز تحلیل بر اساس گروه‌های درآمدی، ابزارهای سیاستی ارزشمندی برای پیشگیری از درگیری و بازسازی پس از آن فراهم می‌کند.

درگیری چیست؟

در این مقاله، مفهوم «درگیری» فراتر از تعریف سنتی مبتنی بر تعداد مطلق کشته‌شدگان (معمولا هزار کشته) بازتعریف شده است. نویسندگان با استناد به نووتا و پوگاچوا (۲۰۲۱) و موئلر (۲۰۱۶) استدلال می‌کنند که تعریف درگیری بر اساس نسبت کشته‌شدگان به جمعیت کل، برای بررسی پیامدهای کلان‌اقتصادی مناسب‌تر است. به عنوان نمونه، درگیری با هزار کشته در یک کشور پرجمعیت ممکن است اثر ناچیزی بر تولید ناخالص داشته باشد، درحالی‌که در یک کشور کوچک می‌تواند تمام شاخص‌های توسعه را مختل کند. از این رو، در این تحقیق شدت درگیری (Conflict Intensity) به صورت تعداد کل کشته‌شدگان مرتبط با درگیری (اعم از غیرنظامی، نظامی و مفقودالاثر شدگان) تقسیم بر جمعیت کل، ضربدر هزار، محاسبه شده است. داده‌های کشته‌شدگان از برنامه داده‌های رویداد جغرافیایی اوپسالا (UCDP GED) گرفته شده است.

نویسندگان سه دسته‌بندی اصلی از درگیری را بر اساس تعریف UCDP معرفی می‌کنند: درگیری مبتنی بر دولت (دولت در برابر یک یا چند گروه غیردولتی)، درگیری غیردولتی (میان گروه‌های قومی، مذهبی یا قبیله‌ای بدون دخالت دولت) و خشونت یک‌جانبه (استفاده دولت یا گروه‌های مسلح سازمان‌یافته علیه غیرنظامیان). در روند تعداد درگیری‌ها از سال ۱۹۷۵ تا ۲۰۲۰ بر اساس این سه دسته مشاهده می‌شود که درگیری‌های مبتنی بر دولت همواره بیشترین سهم را داشته‌اند، اما خشونت یک‌جانبه از اوایل دهه ۲۰۰۰ روند کاهشی داشته و درگیری‌های غیردولتی در برخی سال‌ها افزایش یافته است. همچنین داده‌های تلفات ناشی از خشونت سازمان‌یافته بر اساس نوع درگیری از ۱۹۸۹ تا ۲۰۲۰ نیز نشان می‌دهد درگیری‌های مبتنی بر دولت کماکان عامل اصلی مرگ‌ومیر هستند. داده‌های تعداد درگیری‌های مبتنی بر دولت از ۱۹۴۶ تا ۲۰۲۰ هم نشان می‌دهد که درگیری‌های درون‌کشوری (Intrastate) همواره شایع‌ترین نوع بوده‌اند، هرچند درگیری‌های بین‌المللی‌شده درون‌کشوری (Internationalized Intrastate) در دهه اخیر رو به افزایش بوده‌اند.

برای سنجش «توسعه اقتصادی»، تحقیق ما از تولید ناخالص داخلی سرانه (به دلار ثابت ۲۰۱۰) استفاده کرده است. برای سنجش «توسعه اجتماعی» نیز، دو شاخص امید به زندگی هنگام تولد (بر حسب سال) و سال‌های مورد انتظار تحصیل (از گزارش توسعه انسانی سازمان ملل) به کار رفته است. «کیفیت نهادی» نیز با شاخص اثربخشی دولت از شاخص‌های حکمرانی جهان سنجیده شده است. داده‌ها برای ۱۰۹ کشور در بازه ۲۴ ساله (۱۹۹۶ تا ۲۰۱۹) جمع‌آوری شده و کشورها بر اساس دسته‌بندی درآمدی بانک جهانی به چهار گروه: کم‌درآمد (۲۱ کشور)، پایین‌تر از متوسط درآمد (۳۸ کشور)، بالاتر از متوسط درآمد (۲۹ کشور) و پردرآمد (۲۱ کشور) تقسیم شده‌اند. داده‌های آمار توصیفی این چهار گروه نشان می‌دهد که کشورهای کم‌درآمد به طور میانگین بالاترین شدت درگیری (۰.۰۳۸ کشته به ازای هر هزار نفر) را دارند درحالی‌که کشورهای پردرآمد کمترین شدت درگیری (۰.۰۰۲) را تجربه می‌کنند. همچنین امید به زندگی در کشورهای کم‌درآمد به طور میانگین ۵۶ سال و در کشورهای پردرآمد حدود ۷۸ سال است. سال‌های مورد انتظار تحصیل نیز از ۷.۹ سال در کشورهای کم‌درآمد به ۱۵.۴ سال در کشورهای پردرآمد افزایش می‌یابد. این تفاوت‌های چشم‌گیر، ضرورت انجام تحلیل تفکیکی بر اساس سطح درآمد را به خوبی نشان می‌دهد.

تاثیر کوتاه‌مدت و بلندمدت درگیری بر رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی

برآورد مدل ARDL با استفاده از برآوردگر اثرات ثابت پویا (DFE)، نتایج جالبی را برای کل نمونه (۱۰۹ کشور) آشکار می‌کند. در بلندمدت، ضریب شدت درگیری برای رشد اقتصادی منفی ۱.۶۷۵ و در سطح یک درصد معنادار است. یعنی به ازای افزایش یک واحد در شدت درگیری (یک کشته بیشتر به ازای هر هزار نفر)، رشد تولید ناخالص سرانه در بلندمدت حدود ۱.۶۸ درصد کاهش می‌یابد. به همین ترتیب، شدت درگیری در بلندمدت اثر منفی و معناداری بر امید به زندگی (ضریب منفی ۶.۵۱۸ با معناداری ۵ درصد) و سال‌های تحصیل (ضریب منفی ۲.۰۴۴ با معناداری ۵ درصد) دارد. در کوتاه‌مدت نیز این اثرات منفی هستند اما معناداری آماری کمتری دارند؛ برای نمونه ضریب کوتاه‌مدت درگیری بر رشد اقتصادی منفی ۰.۰۰۸ است و معنادار نیست. این الگو نشان می‌دهد که آسیب‌های اقتصادی و اجتماعی درگیری معمولا فورا ظاهر نمی‌شوند بلکه در طول زمان انباشته شده و در بلندمدت به اوج می‌رسند. به عبارت دیگر، جوامعی که درگیری را تجربه می‌کنند، سال‌ها پس از پایان خشونت‌ها همچنان با کاهش سرمایه انسانی، تخریب زیرساخت‌های آموزشی و بهداشتی و اختلال در سرمایه‌گذاری مواجه هستند.

یکی از نکات برجسته این تحقیق، بررسی نقش اثربخشی دولت است. ضریب بلندمدت اثربخشی دولت برای رشد اقتصادی، مثبت و معنادار (۰.۴۴۶ با معناداری یک درصد) است. به همین ترتیب، اثربخشی دولت اثر منفی و معناداری بر امید به زندگی در بلندمدت دارد (ضریب منفی ۹.۷۰۷ با معناداری یک درصد) اما در کوتاه‌مدت این اثر مثبت و معنادار است. همچنین برای سال‌های تحصیل، ضریب بلندمدت اثربخشی دولت مثبت (۰.۶۹۱) اما فقط در سطح ۱۰ درصد معنادار است. این یافته با ادبیات گسترده‌ای که نشان می‌دهد کیفیت نهادی خوب، بستر رشد و رفاه را فراهم می‌کند، همسو است. کشورهایی که دولت اثربخش دارند، می‌توانند خدمات عمومی (آموزش، بهداشت و زیرساخت) را با کارآیی بالاتری ارائه دهند و در نتیجه حتی در صورت مواجهه با درگیری، تاب‌آوری بیشتری نشان می‌دهند.

نکته دیگر مربوط به رشد جمعیت است. در کوتاه‌مدت، رشد جمعیت اثر منفی و معناداری بر رشد اقتصادی (ضریب منفی ۰.۷۴۱ با معناداری یک درصد) و بر سال‌های تحصیل (ضریب منفی ۲.۲۴۹ با معناداری یک درصد) دارد، اما اثر مثبت و معناداری بر امید به زندگی در کوتاه‌مدت (ضریب ۴.۶۱۷ با معناداری یک درصد) نشان می‌دهد. در بلندمدت، رشد جمعیت اثر مثبت بر هر سه شاخص دارد (برای امید به زندگی ضریب ۱۲.۷۳، برای تحصیل ضریب ۲.۴۶ و برای رشد اقتصادی ضریب ۰.۲۷۹) که البته ضریب رشد اقتصادی معنادار نیست. این نتایج نشان می‌دهد که در کوتاه‌مدت، افزایش جمعیت می‌تواند به دلیل فشار بر منابع ثابت (زمین، سرمایه و امکانات آموزشی) بهره‌وری را کاهش دهد، اما در بلندمدت اگر اقتصاد انعطاف‌پذیر باشد، جمعیت بیشتر می‌تواند از طریق تخصص‌گرایی، صرفه‌های مقیاس و نوآوری، به رشد کمک کند. اثر مثبت رشد جمعیت بر امید به زندگی نیز احتمالا به این دلیل است که در سطح جهانی، افزایش جمعیت عمدتا ناشی از بهبود شرایط بهداشتی و کاهش مرگ‌ومیر است، نه صرفا افزایش موالید.

ضرایب جمله تصحیح خطا (EC term) در هر سه معادله، یعنی رشد اقتصادی، امید به زندگی و تحصیل، منفی و معنادار هستند. این ضرایب نشان می‌دهند که هر سال به ترتیب حدود ۲.۹۳درصد، ۲.۹۵٪ و ۷.۰۷٪ از عدم تعادل ایجادشده در سال قبل، تعدیل شده و به سمت تعادل بلندمدت حرکت می‌کند. به عبارت دیگر، زمان لازم برای بازگشت به تعادل پس از یک شوک (مانند بروز درگیری) برای رشد اقتصادی و امید به زندگی حدود ۳۴ سال و برای تحصیل حدود ۱۴ سال است. این ارقام نشان می‌دهد که آثار منفی درگیری بسیار پایدار و دیرپا هستند و جوامع آسیب‌دیده دهه‌ها زمان نیاز دارند تا به سطح قبل از درگیری بازگردند.

تحلیل تفکیکی بر اساس سطح درآمد کشورها

یکی از مهم‌ترین مشارکت‌های مقاله، تخمین مدل به طور جداگانه برای چهار گروه درآمدی است. نتایج این تخمین‌ها در مقاله ارائه شده است. در تحقیق ما مشاهده شد که تاثیر منفی شدت درگیری بر رشد اقتصادی در تمام گروه‌های درآمدی دیده می‌شود، اما این تاثیر فقط برای کشورهای کم‌درآمد (LIC) و کشورهای با درآمد بالاتر از متوسط (UMIC) معنادار است. برای کشورهای کم‌درآمد، ضریب بلندمدت درگیری بر رشد اقتصادی منفی ۱.۵۸ (در سطح معناداری یک درصد) و برای کشورهای بالاتر از متوسط، منفی ۳.۲۱ (معنادار در سطح ۱۰ درصد) است. جالب است که برای کشورهای با درآمد پایین‌تر از متوسط و پردرآمد، ضریب منفی است اما معنادار نیست. این یافته نشان می‌دهد که کشورهای بسیار فقیر و نیز کشورهای با درآمد متوسط رو به بالا (مانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه صنعتی) بیشترین آسیب را از نظر افت تولید ناخالص در اثر درگیری متحمل می‌شوند. احتمالا کشورهای بسیار فقیر به دلیل ضعف نهادی و وابستگی شدید به منابع طبیعی، و کشورهای با درآمد متوسط به دلیل یکپارچگی بیشتر در تجارت جهانی و حساسیت سرمایه‌گذاری، در برابر درگیری شکننده‌ترند.

در مورد امید به زندگی، نتایج آشکارتر است. در بلندمدت، شدت درگیری اثر منفی بر طول عمر شهروندان در کشورهای کم‌درآمد (ضریب ۴.۳۱ با معناداری ۱۰ درصد) و کشورهای پایین‌تر از متوسط درآمد (ضریب منفی ۱۸.۲۷ با معناداری ۵ درصد) دارد. برای کشورهای بالاتر از متوسط، ضریب منفی (۵۸.۸۸) است اما به دلیل خطای استاندارد بسیار بزرگ معنادار نیست. برای کشورهای پردرآمد نیز ضریب منفی (۲.۴۴) و معنادار نیست. به بیانی ساده، هرچه کشوری ثروتمندتر باشد، درگیری تاثیر کمتری بر امید به زندگی شهروندانش می‌گذارد. دلیل این امر را می‌توان در دسترسی بهتر به خدمات بهداشتی حتی در زمان درگیری، وجود زیرساخت‌های مقاوم‌تر و ظرفیت بالاتر دولت برای تامین امنیت نسبی و خدمات اورژانس جست‌وجو کرد.

برای سال‌های مورد انتظار تحصیل، الگوی مشابهی دیده می‌شود. در کشورهای کم‌درآمد، شدت درگیری اثر منفی و معنادار (ضریب ۳.۸۹ با معناداری ۵ درصد) بر تحصیل دارد. در کشورهای با درآمد پایین‌تر از متوسط و پردرآمد، اثر منفی آن تقریبا نصف می‌شود اما معنادار نیست. در کشورهای با درآمد بالاتر از متوسط، جالب است که ضریب وارد محدوده مثبت می‌شود هرچند معنادار نیست. این یافته مثبت (هرچند غیرمعنادار) برای کشورهای با درآمد بالاتر از متوسط ممکن است به این دلیل باشد که در این گروه، درگیری‌ها اغلب کوتاه‌مدت و محدود به مناطق مرزی است و حتی گاهی سرمایه‌گذاری در آموزش را به عنوان اولویت ملی افزایش می‌دهد (اثر جانشینی). اما برای کشورهای کم‌درآمد، درگیری‌ها معمولا بلندمدت، فراگیر و همراه با تخریب مستقیم مدارس، از کار دست کشیدن معلمان و افزایش کار کودکان است. دیواکار (۲۰۱۵) و گیتز و همکاران (۲۰۱۲) نیز نشان داده‌اند که درگیری در کشورهای فقیر آفریقایی و آسیایی، تجمع سرمایه انسانی را برای یک نسل کامل مختل می‌کند.

اثربخشی دولت در سطح گروه‌های درآمدی نیز بررسی شده است. در کشورهای کم‌درآمد، اثربخشی دولت در بلندمدت اثر مثبت و معنادار بر رشد اقتصادی (۰.۶۱۵) و تحصیل (۲.۱۵) دارد، اما اثر منفی (و کمی معنادار) بر امید به زندگی (۲.۱۷۱) دارد. در کشورهای پایین‌تر از متوسط، اثربخشی دولت در بلندمدت اثر منفی معنادار بر امید به زندگی (۲۹.۲۹) دارد که دور از انتظار به نظر می‌رسد که می‌توان آن را به‌دلیل هم‌خطی با متغیرهای دیگر یا وجود موارد پرت نسبت داد. در مجموع، نویسندگان مطرح می‌کنند که تعامل بین کیفیت نهادی و درگیری پیچیده است و شواهد محکمی مبنی بر اینکه دولت اثربخش بتواند پیامدهای منفی درگیری را کاهش دهد، یافت نشده است. به عبارت دیگر، کیفیت نهادی بیشتر بر پیشگیری از بروز درگیری موثر است تا بر کاهش آثار آن پس از وقوع.

در پایان این بخش، به ضریب تصحیح خطا در گروه‌های مختلف اشاره می‌شود. کشورهای کم‌درآمد سریع‌ترین تعدیل را در معادله رشد اقتصادی نشان می‌دهند (ضریب منفی ۰.۰۷۰۶، یعنی سالانه ۷.۰۶ درصد عدم تعادل برطرف می‌شود). این یعنی اقتصاد کشورهای فقیر پس از یک شوک، سریع‌تر به سمت تعادل برمی‌گردد؛ احتمالا به دلیل پایه اقتصادی کوچک و انعطاف‌پذیری بیشتر بخش غیررسمی. اما در مقابل، کشورهای پردرآمد سریع‌ترین تعدیل را در امید به زندگی (ضریب منفی ۰.۰۷۵۵) و تحصیل (ضریب منفی ۰.۱۲۱۲) دارند که نشان می‌دهد سیستم‌های بهداشتی و آموزشی آنها پس از بحران، به لطف نهادهای قوی، سریع‌تر بازیابی می‌شوند.

در جمع‌بندی یافته‌ها، تحقیق ما به روشنی نشان می‌دهد که درگیری مسلحانه یک ترمز بزرگ برای توسعه پایدار است، اما شدت این ترمز در کشورهای فقیر چندین برابر کشورهای ثروتمند است. سیاستگذاران در کشورهای کم‌درآمد باید پیشگیری از درگیری را در صدر اولویت‌های خود قرار دهند، زیرا هزینه بازسازی و جبران عقب‌ماندگی تحصیلی و بهداشتی بسیار سنگین و زمان‌بر است. همچنین کمک‌های بین‌المللی باید به سمت کشورهای آسیب‌دیده فقیر هدایت شود، اما با آگاهی از محدودیت ظرفیت جذب کمک در این کشورها (به دلیل فساد یا ضعف نهادی). تقویت اثربخشی دولت، مبارزه با فساد و اطمینان از دسترسی عادلانه به خدمات پایه (آموزش، بهداشت، حمایت اجتماعی) می‌تواند هم احتمال بروز درگیری را کاهش دهد و هم تاب‌آوری جامعه را در برابر خشونت افزایش دهد. نکته مهم دیگر اینکه اثرات بلندمدت درگیری بر سرمایه انسانی (کاهش امید به زندگی و تحصیل) حتی از اثرات آن بر تولید ناخالص داخلی پایدارتر و مخرب‌تر است. بنابراین هرگونه برنامه بازسازی پس از جنگ باید دهه‌ها افق زمانی داشته باشد و بر بازسازی مدارس، بیمارستان‌ها و حمایت‌های روانی-اجتماعی متمرکز شود، نه صرفا بر بازسازی فیزیکی زیرساخت‌ها. در نهایت، این پژوهش تاکید می‌کند که شاخص شدت درگیری (نسبت کشته به جمعیت) ابزار سنجش دقیق‌تری نسبت به آستانه مطلق هزار کشته است و استفاده از آن در مطالعات آینده می‌تواند تصویر واقع‌بینانه‌تری از هزینه‌های انسانی و اقتصادی جنگ ارائه دهد.

* منبع:

Le, Thai-Ha, Manh-Tien Bui, and Gazi Salah Uddin. "Economic and social impacts of conflict: A cross-country analysis." Economic Modelling 115 (2022): 105980.‌