نقطه عطف در موازنه قدرت خاورمیانه

به گزارش نیویورک تایمز، عاموس یادلین، رئیس پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل، در این‌باره گفت: «این نخستین‌بار است که اسرائیل در کنار یک ابرقدرت به جنگ می‌رود.» دهه‌هاست که ایالات متحده به‌عنوان مهم‌ترین حامی دولت یهود، تسلیحات آن را تامین کرده و همکاری تنگاتنگی با ارتش اسرائیل داشته است. با این حال، دولت‌های متوالی در آمریکا از جنگیدن در کنار اسرائیل به‌عنوان یک متحد میدان نبرد اجتناب می‌کردند. آنها نگران از دست دادن حمایت جهان عرب از آمریکا بودند و منافع اسرائیل در خاورمیانه را با منافع واشنگتن متفاوت می‌دیدند.

دنیس راس، دیپلمات باسابقه‌ آمریکایی و فرستاده‌ ویژه‌ بیل کلینتون در امور خاورمیانه، اظهار کرد: «این ترس وجود داشت که هرگونه همراهی با اسرائیل، در میان اعراب برای ما هزینه‌تراشی کند.» اکنون ترامپ به نخستین رهبر آمریکا تبدیل شده که از یک جنگ تمام‌عیار و مشترک با اسرائیل استقبال می‌کند؛ سطح بی‌سابقه‌ای از هماهنگی که به گفته‌ راس، «در گذشته غیرقابل تصور» بود. ترکیب جنگیدن شانه‌به‌شانه‌ آمریکا و اسرائیل، درحالی‌که جنگنده‌هایشان با استفاده از داده‌های آژانس‌های اطلاعاتی پیشرو در جهان، پروازهای هماهنگی را انجام می‌دهند، نیروی نظامی ویرانگری را خلق کرده است.

در این کارزار نظامی، هزاران هدف مورد حمله قرار گرفتند، اما نتایج آن ضد و نقیض بود و نتوانست حکومت ایران را متزلزل کند. از سوی دیگر، ائتلاف آمریکا و اسرائیل در حال ایجاد تنش‌هایی است که یادآور همان دغدغه‌هایی است که دولت‌های پیشین آمریکا (در تلاش برای ایجاد توازن میان روابط نزدیک با اسرائیل و دیگر اولویت‌هایشان) سعی در اجتناب از آنها داشتند. در سراسر خاورمیانه، این درگیری شرکای عرب آمریکا را به میانه‌ جنگی سوق می‌دهد که توسط ایالات متحده و اسرائیل به راه افتاده است؛ آن هم در شرایطی که افکار عمومی اعراب در پی جنگ غزه، همچنان به شدت منتقد اسرائیل است. در داخل ایالات متحده نیز، این جنگ مشترک در حال تشدید فضای ملتهب سیاست داخلی پیرامون موضوع حمایت آمریکا از اسرائیل است؛ حمایتی که در سال‌های اخیر در هر دو جناح چپ و راست کاهش یافته است.

جو روگان، پادکستر محبوبی که در سال۲۰۲۴ از ترامپ حمایت کرد، این هفته در برنامه‌ خود گفت: «جنگ با ایران برای من هیچ توجیهی ندارد، مگر اینکه ما در راستای منافع شخص دیگری عمل کنیم؛ به‌ویژه منافع اسرائیل.» علاوه بر این، خطر بروز تنش میان خودِ این دو شریک جنگی جدید نیز وجود دارد. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، همچنان بر تغییر حکومت در ایران پافشاری می‌کند، درحالی‌که ترامپ این سیگنال را داده که به روی کار آمدن یک رهبر عمل‌گرا در آینده از درون سیستم حاکم رضایت خواهد داد. ضمن اینکه ترامپ نسبت به تاثیر افزایش قیمت نفت حساسیت سیاسی بیشتری دارد، تا حدی به این دلیل که طبق نظرسنجی‌ها، اکثر آمریکایی‌ها با حمله به ایران مخالفند.

در سال ۱۹۹۱، زمانی که جورج اچ. دبلیو. بوش ائتلافی بین‌المللی شامل کشورهای عربی را برای بیرون راندن نیروهای صدام حسین از کویت رهبری می‌کرد، دیپلمات‌های آمریکایی اسرائیل را متقاعد کردند که از تلافی حملات موشکی اسکاد عراق خودداری کند. اسرائیلی‌ها با اکراه پذیرفتند، هرچند به یادآوری دانیل کورتزر، یکی از دیپلمات‌های آمریکایی حاضر در آن زمان، نگران بودند که عدم واکنش متقابل، «ضربه‌ای به نیروی بازدارندگی‌شان» باشد. یک دهه بعد، زمانی که دولت جورج دبلیو. بوش برای تهاجم به عراق آماده می‌شد، مقامات آمریکایی نگران بودند که ورود اسرائیل به آن جنگ، افکار عمومی اعراب را علیه این تهاجم تحریک کند. نتانیاهو که در آن زمان در قدرت نبود، علنا به نفع این جنگ استدلال می‌کرد. کورتزر، سفیر وقت آمریکا در اسرائیل، به خاطر می‌آورد که پیام اسرائیل این بود: «انجام این کار به نفع ماست، اما ما به معنای واقعی کلمه برای وادار کردن شما به این اقدام پافشاری نمی‌کنیم.» در همان سال۲۰۰۳، اسرائیل ایران را تهدیدی بزرگ‌تر از عراق می‌دانست. سال‌ها بعد، در دوره‌ نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، مجموعه‌ای از اقدامات، زمینه را برای همکاری گسترده‌تر آمریکا و اسرائیل علیه ایران فراهم کرد.

«پیمان ابراهیم» روابط دیپلماتیک را میان اسرائیل و دو کشور عربی حاشیه‌ خلیج فارس، یعنی امارات متحده عربی و بحرین، برقرار ساخت؛ کشورهایی که روابط نزدیکی با ایالات متحده داشتند و خود نیز با ایران درگیر تنش بودند. همچنین، ترامپ اسرائیل را تحت حوزه‌ فرماندهی نظامی آمریکا در خاورمیانه (سنتکام) قرار داد که گامی در جهت همکاری‌های دفاعی نزدیک‌تر محسوب می‌شد. ترامپ در دوره‌ دوم ریاست جمهوری خود، با عزم دیرینه‌ نتانیاهو برای ضربه به ایران همسو شد. رهبران نظامی آمریکا و اسرائیل مشترکا برنامه‌هایی را برای حمله به ایران تدوین کردند. افسران آنها در مراکز فرماندهی یکدیگر مستقر شده و اهداف خود را تقسیم کرده‌اند.

حامیان این ائتلاف می‌گویند استحکام این پیوند، با نشان دادن این موضوع به جهان که آمریکا و اسرائیل اکنون ظرفیت مشترکِ به راه انداختن یک جنگ را دارند، موازنه‌ قدرت در خاورمیانه را از هم‌اکنون تغییر داده است. الیوت ای. کوهن، از مقامات ارشد وزارت امور خارجه در دولت جورج دبلیو. بوش، در این‌باره گفت: «محاسبات همه در نهایت تحت‌تاثیر این موضوع قرار خواهد گرفت. شما با خود فکر خواهید کرد که خدای من، دفعه‌ بعد ممکن است آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها با هم به سراغ ما بیایند.»

در خاورمیانه، قدرت مشارکت آمریکا و اسرائیل می‌تواند سایر روابط ایالات متحده را تحت فشار قرار دهد. هیچ کشور عربی به خاطر این جنگ، علنا روابط خود را با آمریکا قطع نکرده است، اما برخی کارشناسان معتقدند که رهبران عرب ممکن است به دنبال راه‌هایی برای فاصله‌گرفتن باشند؛ به‌ویژه اگر افکار عمومی در کشورهایشان با قاطعیت بیشتری علیه اسرائیل موضع‌گیری کند. در لبنان، اسرائیل در حال تشدید حملات خود علیه حزب‌الله است که به‌طور فزاینده‌ای دولت تحت حمایت آمریکایِ لبنان را تحت فشار قرار داده و فضای سیاسی کشوری را که دولت ترامپ برای تثبیت آن تلاش کرده، متشنج کرده است.

مروان المعشر، وزیر امور خارجه پیشین اردن و معاون بخش مطالعات در بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی، می‌گوید: «آمریکا هرگز نگفته که یک میانجیِ بی‌طرف است و همیشه اعلام کرده که حامی اسرائیل است؛ اما نه به این شکل آشکار. این کشور نه واقعیت همکاری خود با اسرائیل را پنهان می‌کند و نه ظاهرا به واکنش جهان عرب اهمیتی می‌دهد.» اما شاید بزرگ‌ترین پرسش این باشد که مشارکت نزدیک ایالات متحده با اسرائیل در این جنگ، چگونه بر سیاستِ حمایتِ آمریکا از این رژیم تاثیر می‌گذارد. نظرسنجی دانشگاه کوئینی‌پیاک که این هفته منتشر شد، نشان می‌دهد که ۴۴درصد از رای‌دهندگان معتقدند ایالات متحده بیش از حد از اسرائیل حمایت می‌کند؛ این بالاترین میزان از زمانی است که این پرسش برای نخستین‌بار در سال۲۰۱۷ در نظرسنجی‌ها مطرح شد.

این نظرسنجی نشان داد که در میان جمهوری‌خواهان، ۱۷درصد معتقدند آمریکا بیش از حد از اسرائیل حمایت می‌کند که نسبت به رقم ۹درصدی در سال۲۰۲۳ افزایش یافته است. کاترین تامپسون که به جمهوری‌خواهان در کنگره مشاوره می‌داد و سال گذشته نیز به‌عنوان یکی از مقامات پنتاگون تحت نظر هگست فعالیت می‌کرد، در مصاحبه‌ای گفت که بسیاری از محافظه‌کارانِ جوان، «جنگیدن به نیابت از» اسرائیل را «قاطعانه در تضاد با سیاست "اول آمریکا"» می‌دانند. تامپسون که اکنون پژوهشگر ارشد در موسسه لیبرتارین «کیتو» است، افزود: «درست یا غلط، بخشی از رای‌دهندگان جمهوری‌خواه، روابط با اسرائیل را مقصر گرفتار شدن ما در باتلاق‌های خاورمیانه می‌دانند. من فکر می‌کنم که این موضوع، فرهنگ [سیاسی آینده] را شکل خواهد داد.»