انتخاب راهبردی
ایران چگونه میتواند با هوش مصنوعی تغییر ایجاد کند؟
سرعت پیشرفت هوش مصنوعی در جهان به اندازهای بالاست که دیگر نمیتوان آن را فقط فناوری نوظهور یا انتخابی تجملی برای کشورهای پیشرفته دانست. امروز هوش مصنوعی به یکی از اصلیترین پیشرانهای تحول در نظامهای سلامت، آموزش، صنعت، بانکداری و حتی حکمرانی عمومی تبدیل شده است. بسیاری از تصمیمهای کلان، تخصیص منابع و طراحی سیاستها در کشورهای پیشرو، بهطرزی فزاینده بر پایه تحلیلهای مبتنی بر داده و الگوریتمهای هوشمند انجام میشود. در چنین وضعیتی، ایران ناگزیر است جایگاهش را در این مسیر مشخص کند. حرکت بهسوی هوش مصنوعی میتواند فرصتی بزرگ برای جهش فناورانه، افزایش بهرهوری و کاهش شکافهای ساختاری باشد؛ درعینحال، اگر بدون برنامهریزی، نقشه راه مشخص و نظام نظارتی موثر دنبال شود، ممکن است به چالشی تازه در حکمرانی و اعتماد عمومی تبدیل شود.
تجربه جهانی نشان میدهد کشورهایی که زودتر و هوشمندانه به استقبال هوش مصنوعی رفتهاند، فقط در کاهش هزینهها و افزایش کارایی موفق نبودهاند، بلکه توانستهاند جایگاهشان را در زنجیره ارزش فناوریهای نوین تثبیت کنند. در مقابل، کشورهایی که بدون چهارچوب روشن و ملاحظات اخلاقی وارد این عرصه شدهاند، با پیامدهایی همانند بیاعتمادی عمومی، نقض حریم خصوصی شهروندان و تصمیمات ناعادلانه الگوریتمی روبهرو شدهاند؛ پیامدهایی که گاه هزینههای اجتماعی آن از منافع اقتصادی پیشی گرفته است.
رتبه ایران
بر اساس تازهترین گزارش سازمان ملل متحد (UNCTAD) در سال ۲۰۲۵، ایران در شاخص «آمادگی فناوریهای مرزی» شامل هوش مصنوعی، در رتبه ۷۲ از ۱۶۶ کشور جهان قرار گرفته است. همچنین با استناد به شاخص «آمادگی دولتها برای هوش مصنوعی» (GAI) در سال ۲۰۲۴، ایران با کسب امتیاز ۸۸/۴۳ در جایگاه ۹۱ از میان ۱۸۸ کشور جهان قرار گرفته است که هرچند نسبت به سال قبل از آن، سه رتبه بهبود پیدا کرده، اما همچنان با کشورهای پیشتاز منطقه فاصله زیادی دارد. کشورمان نیازمند تقویت زیرساختهای دیجیتال، مهارتهای تخصصی نیروی انسانی، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و ظرفیتسازی صنعتی است که بتواند از این فناوریها بهطور موثر بهرهبرداری کند. از منظر علمی، ایران با انتشار حدود ۸۶ هزار مقاله پژوهشی در زمینه هوش مصنوعی، در رتبه ۱۳ تا ۱۴ جهان جای دارد. همچنین در حوزه منابع انسانی متخصص، ایران رتبه هفت دنیا را دارد که نشاندهنده ظرفیت علمی و آموزشی بالای کشور در این حوزه است.
همچنین EduRank.org رتبهبندی مستقل مبتنی بر متریک است که ۱۴ هزار و ۱۳۱ دانشگاه از ۱۸۳ کشور را ارزیابی میکند. در این رتبهبندی فهرستی از بهترین دانشگاههای جهان که بر اساس عملکرد تحقیقاتی آنها در هوش مصنوعی (AI) رتبهبندی شدهاند، آورده شده است. در این نظام رتبهبندی تعداد ۵۷ دانشگاه ایران بر اساس عملکرد تحقیقاتی آنها در زمینه هوش مصنوعی (AI) رتبهبندی شدهاند.
همچنین موسسه AIRankings نیز رتبهبندی مبتنی بر متریک است که قابلیتهای تحقیقاتی هوش مصنوعی در سراسر جهان در سطوح مختلف (برای مثال، نویسندگان، موسسهها، شهرها، کشورها) را رتبهبندی میکند. در AIRankings دو شاخص انتشارات تعدیلشده و شاخص هوش مصنوعی برای ردهبندی مقالات حوزه هوش مصنوعی در نظر گرفته میشود. ایران در این ردهبندی در رتبه ۳۴ دنیا قرار دارد. دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه علموصنعت با ۱۴ نویسنده و مجموع ۲/۱۷ مقاله و ایندکس ۴۶/۱ در این ردهبندی حضور دارند.
نظام رتبهبندی تایمز هم هر سال دانشگاههای جهان را بر اساس موضوع ردهبندی میکند. از ایران دانشگاهی در ردهبندی علوم داده حضور ندارد. بررسی وضع تولید مقالات حوزه هوش مصنوعی در پایگاه علمی scimago نشان میدهد که وضع ایران در حوزه تحقیقات هوش مصنوعی مطلوب است. رده اول منطقه خاورمیانه و بالاتر بودن از دو رقیب اصلی، یعنی ترکیه و عربستان سعودی نشان از سطح علمی در حوزه مقالات دارد. در ردهبندی جهانی نیز در حوزه هوش مصنوعی، ایران رتبه پانزدهم دنیا را دارد.
ضرورت حرکت
ایران از نظر سرمایه انسانی، ظرفیت دانشگاهی و پتانسیل دادهای، از مزیتهای قابلتوجهی برای توسعه هوش مصنوعی برخوردار است. وجود نیروی انسانی متخصص در حوزههای مهندسی، علوم داده و پزشکی، در کنار حجم بالای دادههای تولیدشده در بخشهایی همانند سلامت، انرژی، حملونقل، بانکداری و خدمات عمومی، بستر مناسبی برای توسعه کاربردهای هوش مصنوعی فراهم کرده است.
بااینحال، تجربه نشان میدهد صرف دسترسی به داده یا فناوری، تضمینی برای موفقیت نیست. آنچه مسیر توسعه را هموار میکند، وجود نقشه راه ملی است؛ نقشهای که در آن اهداف کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت، اولویتهای بخشی، نقش نهادهای مختلف و چهارچوبهای حقوقی و نظارتی بهروشنی تعریف شده باشد. کارشناسان هشدار میدهند در صورت نبود چنین نقشه راهی، توسعه هوش مصنوعی در ایران ممکن است به پروژههایی پراکنده، جزیرهای و بعضاً نمایشی محدود شود؛ پروژههایی که نهتنها به حل مسائل واقعی کشور کمکی نمیکنند، بلکه میتواند منابع محدود را نیز هدر بدهد. در چنین شرایطی، فناوری بهجای آنکه ابزاری برای حل مسئله باشد، به ویترینی از نوآوریهای کماثر تبدیل میشود.
نظارت؛ حلقه مفقوده
یکی از مهمترین پیششرطهای موفقیت در مسیر توسعه هوش مصنوعی، وجود نظام نظارتی شفاف، کارآمد و پاسخگوست. تجربه جهانی نشان داده است که نبود نظارت موثر بر توسعه و بهکارگیری الگوریتمها میتواند زمینهساز سوءاستفاده از دادهها، تبعیض الگوریتمی و کاهش مسئولیتپذیری نهادهای تصمیمگیر شود.
در ایران نیز اگرچه گامهایی برای توسعه فناوریهای هوش مصنوعی برداشته شده، اما چالش نظارت همچنان یکی از نقاط ضعف جدی بهشمار میرود. نظارت بر کیفیت دادهها، نحوه آموزش الگوریتمها، اعتبار نتایج تولیدشده و پیامدهای اجتماعی تصمیمات مبتنی بر هوش مصنوعی، باید به بخش جداییناپذیر سیاستگذاری عمومی تبدیل شود. بدون چنین نظارتی، این خطر وجود دارد که تصمیمهای مهم اجتماعی و اقتصادی، بدون شفافیت کافی و بدون امکان پاسخگویی اتخاذ شوند. در این حالت، فناوری که قرار است به بهبود حکمرانی کمک کند، میتواند به عاملی برای تضعیف اعتماد عمومی تبدیل شود.
اخلاقمداری
در میان همه ابعاد فنی، اقتصادی و سیاستی هوش مصنوعی، اخلاقمداری جایگاه اساسی دارد، بهویژه در حوزههایی که بهطور مستقیم با جان، سلامت و کرامت انسانها در ارتباط هستند. حوزه سلامت یکی از حساسترین عرصههای بهکارگیری هوش مصنوعی است، جایی که تصمیمهای الگوریتمی میتوانند بر تشخیص بیماری، اولویتبندی بیماران، تخصیص منابع درمانی و حتی مرگ و زندگی انسانها اثر بگذارند. اخلاقمداری در بهکارگیری هوش مصنوعی در حوزه سلامت، فقط توصیهای نظری یا آرمانگرایانه نیست، بلکه الزامی راهبردی برای حفظ اعتماد عمومی و تضمین مشروعیت این فناوری بهشمار میرود. بیتوجهی به این اصول میتواند پیامدهایی جدی و گاه جبرانناپذیر بهدنبال داشته باشد، پیامدهایی همانند افشای اطلاعات حساس بیماران، کاهش اعتماد عمومی به نظام سلامت و شکلگیری تصمیماتی ناعادلانه که بر پایه دادههای ناقص، نادرست یا سوگیرانه گرفته میشوند.
اثرگذاری اخلاقمحور
درصورتیکه هوش مصنوعی در چهارچوب اخلاقمحور و نظارتپذیر توسعه یابد، میتواند تحولی مثبت و پایدار در نظام سلامت ایجاد کند. تشخیص زودهنگام بیماریها، مدیریت هوشمند منابع، کاهش خطاهای انسانی، افزایش دقت درمان و بهبود دسترسی عادلانه به خدمات سلامت، تنها بخشی از مزایای بالقوه این فناوری هستند. در مقابل، بیتوجهی به اخلاق میتواند موجب تشدید نابرابریها، حذف نقش قضاوت انسانی و کاهش اعتماد بیماران به نظام سلامت شود. به همین دلیل، بسیاری از کشورها تدوین دستورالعملهای اخلاقی مشخص برای استفاده از هوش مصنوعی در سلامت را در اولویت قرار دادهاند؛ مسیری که ایران نیز ناگزیر است آن را بهطور جدی دنبال کند.
آینده هوش مصنوعی
با ترسیم نقشه راه، تقویت نظام نظارتی و پایبندی به اصول اخلاقی، آینده هوش مصنوعی در ایران میتواند امیدوارکننده باشد. در چنین سناریویی، هوش مصنوعی نهفقط ابزاری برای افزایش بهرهوری است، بلکه به یکی از ستونهای اصلی حل مسائل مزمن در کشورمان تبدیل میشود؛ از بهبود خدمات سلامت و آموزش گرفته تا ارتقای کارایی حکمرانی و سیاستگذاری عمومی. پیشبینی کارشناسان نشان میدهد، اگر ایران بتواند توسعه دانش، تربیت نیروی انسانی متخصص و سیاستگذاری اخلاقمحور را همزمان پیش ببرد، در سالهای آینده شاهد شکلگیری زیستبوم بومی، پویا و رقابتپذیر در حوزه هوش مصنوعی است. زیستبومی که بهجای مصرفکننده صرف فناوریهای وارداتی، به تولیدکننده راهحلهای هوشمند متناسب با نیازهای داخلی تبدیل میشود.
فرصت تاریخی
هوش مصنوعی فرصتی تاریخی پیشروی ایران قرار داده است؛ فرصتی برای کاهش شکافهای ساختاری در حوزههایی همانند سلامت، اقتصاد و حکمرانی. اما تحقق این فرصت، مشروط به تصمیمهای امروز است. بدون نقشه راه، نظارت موثر و پایبندی به اصول اخلاقی، این فرصت میتواند به چالشی پرهزینه تبدیل شود. آینده هوش مصنوعی در ایران نهتنها به پیشرفت فناوری، بلکه به کیفیت حکمرانی، شفافیت تصمیمگیری و میزان توجه به کرامت انسانی بستگی دارد. مسیری که امروز انتخاب میشود، تعیین میکند که هوش مصنوعی به موتور تحول کشور تبدیل شود یا به مسئلهای تازه در حکمرانی عمومی.