تاثیر هنر و موسیقی بر ژن‌ انسان

برخی مطالعات حتی حاکی از آن است که ترکیب درمان‌های خلاقانه (مانند موسیقی‌درمانی) با داروهای ضدافسردگی و مشاوره، می‌تواند روند بهبودی افسردگی و از بین بردن علائم آن را تقریبا دو برابر کند. 

موضوع دیگری که حال دیگر می‌توان آن را مورد تایید دانست این است که «هنر» نه تنها درمانگر، بلکه پیشگیرانه نیز هست. بر اساس یافته‌ها و تحقیقات، افرادی که به طور منظم به تئاتر، کنسرت زنده، موزه، گالری یا سینما می‌روند، تقریبا نصف دیگران در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند. موضوع این است که این اثرگذاری و درمان، مستقل از وضعیت اقتصادی، سبک زندگی، ویژگی‌های جمعیت‌شناختی و حتی ژنتیک افراد است. 

طبق یافته‌های جدید که تکمیل‌کننده تلاش محققان قبلی است، مطالعات انجام‌گرفته روی علوم اعصاب و روان‌شناسی نشان می‌دهد هنگام مشارکت در فعالیت‌های هنری، همان شبکه‌های پاداش و لذت در مغز فعال می‌شوند که غذا، روابط انسانی و برخی داروها آنها را تحریک می‌کنند و در خلال همین عملکرد ترشح هورمون‌هایی مانند دوپامین، به بهبود خلق‌وخو می‌انجامد. 

در‌عین‌حال، «هنر» نیازهای بنیادین روان‌شناختی ما (چون خودمختاری، احساس کنترل و تسلط بر اتفاقات و مسائل روزمره‌ زندگی) را تامین می‌کند. مهم‌تر از همه، «هنر» ابزاری موثر و تاثیرگذار برای تنظیم هیجانات است. این «هنر» است که گاه ما را آرام می‌کند و گاه برمی‌انگیزد؛ و به این ترتیب است که توان مقابله با فشارهای زندگی در افراد هر جامعه، افزایش می‌یابد. 

اما این فقط «هنر» و خروجی کار هنرمند نیست که درمانگر است. فعالیت‌های هنری نیز خود تمرینی فشرده و کارآمد برای مغز به حساب می‌آیند. فرد طی فعالیت‌های هنری موجب تحریک و فعال شدن حس‌های مختلف در خود خواهد شد. فعالیت هنری نواحی متعددی از جمله «پردازش حسی»، «حافظه»، «حرکت»، «تشخیص الگو» و «هیجان» را درگیر می‌کند و در ادامه و طی فعالیت‌های بلندمدت، مشارکت منظم در «هنر» می‌تواند ارتباط میان نواحی مغزی را تقویت کند و حتی حجم ماده خاکستری را افزایش دهد. 

پژوهش‌ها نشان می‌دهد مغز هنرمندان و موسیقی‌دانان آماتور، به‌ویژه در بخش‌هایی که در برابر پیری آسیب‌پذیرند، اتصالات قوی‌تری دارد و در تصاویر مغزی، «جوان‌تر» به نظر می‌رسد. طبق تحقیقاتی دیگر، افرادی که به طور منظم در فعالیت‌های فرهنگی شرکت می‌کنند، با افزایش سن عملکرد شناختی بهتری دارند و کندتر دچار افت می‌شوند؛ به این معنا که خطر ابتلا به زوال عقل در آنها کمتر است و در صورت تشخیص، معمولا در سنین بالاتری با آن مواجه می‌شوند. 

در نهایت اینکه مطالعات نوظهور نشان می‌دهد مشارکت در «هنر» حتی بر ژن‌ها اثر می‌گذارد و ساعت‌های اپی‌ژنتیکی در افرادی که اهل «هنر» هستند، «جوان‌تر» عمل می‌کند. در مجموع، «هنر» خطر درد مزمن، ناتوانی جسمی و ضعف بدنی را کاهش داده و طول دوره سلامت فعال زندگی را افزایش می‌دهد.