روایت ظریف از جهان پیش ‌رو

به گفته وی کتاب «جهان پیش رو» تلاشی برای ارائه نگاهی بومی و ایرانی از تحولات جامعه جهانی و نظم جهانی پس از فروپاشی نظام دوقطبی و جنگ سرد است. به گفته وی در ایران، نیاز برای مطالعه متونی علاوه بر آنچه توسط نظریه‌پردازان جهانی نوشته شده احساس می‌شد. ظریف افزود، نظریاتی که نظریه‌پردازان جهانی ارائه می‌دهند هیچ کدام خالی از منفعت نیست؛ یعنی بسیاری از آنها برای پیشبرد منافع نویسندگان یا مراکزی که این نویسندگان به آنها وابستگی دارند طراحی شده است.

وزیر خارجه پیشین ایران افزود، ما به جای اینکه صرفا به بازگویی نظریات دیگران بپردازیم، با توجه به حضور اساتید برجسته بومی در روابط بین الملل، نیاز است که خودمان هم تلاشی در این زمینه به خرج دهیم. او اشاره کرد که در راستای این کتاب با عنوان «ایران و نظم بین‌الملل» است که البته هنوز به زیور طبع آراسته نشده است.

کتاب «جهان پیش ‌رو» که گردآوری آن در بازه‌ای تقریبا دوساله انجام شد، شامل فصل‌هایی در مورد گذار از نظام دو‌قطبی، مفاهیم قطبیت، نظم و جایگاه ایران در نظم بین‌الملل است. این کتاب با مقدمه‌ای از جواد ظریف آغاز شده و شامل فصل‌های زیر است: فصل اول توسط دکتر حمیرا مشیرزاده استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران نوشته شده که به مفهوم گذار و بحث‌هایی راجع به قطبیدگی در جهان پرداخته و این مفاهیم را از منظر تئوریک بررسی می‌کند. 

این فصل دارای چارچوب‌های نظری مشخص است. فصل دوم به قلم دکتر سیدجلال دهقانی فیروز‌آبادی است که بُعد «نظم» را به تحلیل کشیده‌اند. فصل سوم را دکتر آرش رئیسی‌نژاد نگاشته‌اند. 

این فصل در خصوص ایران و نظم جهانی در یک نگاه تاریخی و ژئواستراتژیک نگاشته شده است. فصل چهارم به قلم دکتر روح‌الامین سعیدی، استاد دانشگاه امام صادق، در مورد عبور و یا تصور نظم تک‌قطبی آمریکایی به رشته تحریر درآمده است. در این فصل به این مساله پرداخته شده که جهان چگونه درگیر تصور نظم تک‌قطبی آمریکایی شد و امروز به چه سمتی می‌رود. 

فصل پنجم به قلم دکتر دیاکو حسینی در خصوص نظم «دو چندقطبی» نگاشته شده است. فصل ششم به خامه دکتر محمد‌کاظم سجاد‌پور در مورد «نظم چند‌قطبی» قلمی شده است. فصل آخر هم توسط دکتر ساسان کریمی و دکتر محمدجواد ظریف در خصوص «نظم پساقطبی» نوشته شده است. این کتاب یک بخش پایانی نیز دارد که به این مساله اختصاص یافته که چگونه می‌توان از شرایط کنونی برای بهبود وضعیت کشور استفاده کرد. ظریف اظهار امیدواری کرد که با توجه به شرایط موجود، این کتاب بتواند راهگشای مسائل ایران باشد. بخش پایانی همچنین به این مساله می‌پردازد که چگونه می‌توانیم به جای گرفتار آمدن در آینده‌های پیش فرض که در قالب گذشته تحلیل و تفسیر می‌شوند، آینده بهتری را برای ایران بسازیم.

ظریف در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به فروپاشی وفاداری در محیط جهانی، به عملکرد چین و روسیه در قبال ونزوئلا و همچنین در جنگ ۱۲روزه اشاره کرد و افزود که دوران اینکه برای کشورها می‌صرفد که به کمک هم بیایند، تمام شده است. وی با تاکید بر فاصله تکنولوژیک آمریکا با روسیه و چین، جهان را از نظر نظامی «تک‌قطبی» توصیف کرد که تا زمان قابل‌اعتنایی چنین خواهد بود، اما افزود که این مساله به درک موضوعات کمک نمی‌کند، زیرا عوامل شبکه‌ای در این امر دخیل هستند. ظریف با رد تئوری‌های توطئه مبنی بر معامله آمریکا و روسیه بر سر اوکراین و ونزوئلا، گفت: «این تحلیل‌ها ناشی از تلقی اشتباه ماست که همچنان جهان را با نگاه قطبی می‌بینیم.» 

وی با اشاره به تلاش آمریکا در احیای سلطه ناتو با قربانی کردن اوکراین و همچنین ادعای ترامپ مبنی بر استفاده از نیروی نظامی برای سلطه بر گرینلند، گفت که روابط فراآتلانتیک دچار اختلال شده است.

ظریف با گریزی به سال ۱۳۹۶ تاکید کرد که وفاداری در محیط جهانی فروپاشیده است. او در این مورد ونزوئلا را شاهد آورد و افزود که وفاداری این کشور به قدرت‌ها جواب نداد و‌ چین و روسیه به کمک این کشور نیامدند. این نکته در جنگ ۱۲روزه اسرائیل با ایران هم نمایان شد که چنین تصوراتی از روابط بین‌الملل بیجاست. این مقام پیشین ایران در بخش دیگری از سخنان خود افزود، تحولات امروز در آمریکا نشان می‌دهد که دنیا با وضعیت جدیدی مواجه است. وی بار دیگر تاکید کرد که در وضعیت کنونی، نمی‌توان روی مساله وفاداری حساب کرد. وی اشاره کرد که «در ونزوئلا مشاهده کردیم که وفاداری جواب نمی‌دهد، نه چین به کمک ونزوئلا آمد و نه روسیه. دورانی که کشور‌ها حاضر بودند برای آینده کشور فداکاری بکنند تمام شده است.» 

به گفته ظریف «ما در نظام کنونی جهانی نمی‌توانیم وفاداری را تایید، تبیین و پیش‌بینی کنیم». به گفته وی «آمریکا حتی قبل از دوره ترامپ برای اینکه ناتو را در سلطه آمریکا بازسازی کند کشوری مانند اوکراین را قربانی کرد تا نشان دهد خودمختاری راهبردی اروپا معنا ندارد.» به گفته وی «این تصور که دولت‌ها در بلوک‌های دائمی منافعشان به هم گره می‌خورند و برایشان صرفه دارد که برای منافع کشور دیگری فداکاری کنند، باید گفت این دوران دیگر تمام شده است.»