یقه چه کسی را باید گرفت؟
حسن خوشپور*
صحبتهای صریح، صادقانه و صمیمی رئیسجمهور محترم در جلسه اختتامیه سرشماری عمومی کشاورزی ۱۴۰۳ که در آن رئیس نهاد عالی برنامهریزی کشور هم حضور داشت، نگرانکننده است. ظاهر صحبتهای رئیسجمهور خطاب به ناکارآمدی نظام آمار و اطلاعات کشور و فقدان دادههای موردنیاز برنامهریزی و مدیریت جامعه است، ولی واقعیت، به نظر میرسد اعتراف به شکست کامل نهاد دولت (نه فقط دولت چهاردهم) در حکمرانی اقتصادی است.
بهرغم اینکه طی چند دهه گذشته سازمان و تشکیلات حکومت و دولت ویترینی از مجموعه نهادها و سازمانهای متعدد و موازی متولی تحلیل و برنامهریزی و تولید اطلاعات و مامور نظارت و کنترل بازارها و صدور انواع و اقسام دستورالعملهای اداری و نظارتی و تنبیهی برای سامانیافتن وضعیت اقتصادی بوده است، هنور هم نهتنها اطلاعات موردنیاز برای این امور موجود نیست، بلکه نظام اداری کشور در هرج و مرج، دور باطل و روزمرگی و بیهدفی قرار دارد.
صحبتهای رئیسجمهور در دو موضوع متضاد، فوقالعاده مهم است. اول اینکه هنوز هم بر روشهای اشتباه گذشته تاکید میشود و دوم اینکه اصلاح سازمان و مدیریت اقتصادی کشور ضرورت دارد. ولی مشکل جای دیگر است و شیوه حل آن هم نوع تفکر و دیدگاه دیگری را میطلبد.
پاسخ صادقانه به رئیسجمهور محترم این است که باید یقه تفکر منسوخ و پر از اشتباه حکمرانی اقتصادی و شیوه اداره اقتصاد کشور، یقه پافشاری بیهوده و زیانآوری را که بر باور حل مشکلات اقتصادی از طریق دستورالعملهای اداری تاکید میکند، یقه ذهنیت متوهمی را که از روی ناآگاهی یا عمد، نرخ واقعی ارز را در سطح ۲۰هزار تومان واقعی میداند و تبلیغ میکند که تحریمها کاغذپارهای بیش نیستند و یقه شبهدولتیهایی را که بهمرور از دولت هم بزرگتر و موثرتر شده و سهم بیشتری از اقتصاد را در اختیار گرفتهاند و خارج از چتر نظام نظارتی دولت هرچه میخواهند انجام میدهند گرفت.
* مدیرکل اسبق سازمان برنامه