چالشی برای دکترین بایدن
واندا فلباب-براون/تحلیلگر بروکینگز
حملات ۷ اکتبر حماس و پاسخ خشونتبار و بدون تناسب اسرائیل در غزه چالشی را برای محور اساسی دکترین دولت بایدن ایجاد میکند: خارج کردن ایالاتمتحده از جنگهای بیپایان چند دههای علیه بازیگران مسلح غیردولتی، خروج از تلاشهای دولتسازی در خارج از کشور و جهتگیری مجدد استراتژی امنیتی و نظامی ایالاتمتحده به سمت رقابت قدرتهای بزرگ با چین و روسیه. سیاست ایالاتمتحده اکنون بدون گزینههای خوب در منطقهای ملتهب گرفتار شده است که در آن طیف گستردهای از گروههای نیابتی و بازیگران مسلح غیردولتی با جنگ در غزه جسور شده و دوباره فعال شدهاند.
حزبالله در لبنان، حوثیها [انصارالله] در یمن و گروههای شبهنظامی عراقی، همگی توانستهاند از جنگ برای منحرف کردن توجه داخلی در کشورهایشان بهره جسته و خود را در یک مشروعیت بیرونی تازه احیاشده بپیچند. اقدامات این بازیگران مسلح غیردولتی مجموعه وسیعی از تهدیدها از جمله در حوزه امنیت و منافع اقتصادی را برای ایالاتمتحده به همراه داشته است. حملات حوثیها در دریای سرخ و تلاشهای ارتش ایالاتمتحده برای خنثی کردن آنها، آمریکا را در منطقه بیشتر درگیر کرده است. دولت بایدن اکنون میبیند که به جای کاهش دخالت کشورش در خاورمیانه (همانطور که به دنبال آن بود) به همان نوع تهدیدهایی گرایش دارد که میخواست از آنها دوری کند. علاوه بر این، تحولات خاورمیانه به میزان بیسابقهای تاثیر بالقوه مهمی بر سیاست داخلی ایالاتمتحده، چشمانداز انتخاب مجدد رئیسجمهور بایدن و در نتیجه روند دموکراسی ایالاتمتحده در دولت بعدی دارد، در حالی که حمایت آمریکا از اسرائیل، جوامع مسلمان آمریکایی را خشمگین کرده و این تهدید را به وجود آورده است که آنها ممکن است به بایدن رأی ندهند.