تامین مالی نوین برای بازارهای سنتی
مهدی محمدی/کارشناس رسانه و کارآفرینی
سرای فلان و مرکز خرید بهمان، اسمشان را میدانید اما عذر نوشتن دارم، به بزرگی خودتان ببخشید، اگر در شهرهای بزرگ کشور و بهطور خاص اصفهان زندگی میکنید، گذارتان اینجاها افتاده، قسطی میدهند از دم با چک صیادی و وقتی صید این دام شدید بالاخره قسط میدهید و حالا صاحب فرش، یخچال تلویزیون و احیاناً کولرگازی هستید، حکما همین جنس را بروید کف کوچه یخچال و برای فرش بازار حکیم ارزانتر پایتان میافتد اما خب آنجاها نقد میدهید! شما اگر که نقد داشتید که خود را آویزان چک و پُک نمیکردید، مثل یک بچه خوب میرفتید بازار سنتی و کمکحال کاسب قدیمی میشدید و تازه قدرت چانهزنی هم داشتید، اما روزگار همین است، زمانه عوضشده، امروز تامین مالی و سرمایه در گردش بالا به یکی از عوامل اصلی تابآوری یک بنگاه اقتصادی تبدیلشده است و بازار سنتی که پیشتر میتوانست بااعتبار خود بخرد و بفروشد و چک بدهد برای چند ماه دیگر، حالا باید نقد واریز کند تا دو ریال کاسب شود، در بازار لوازمخانگی با ممنوعیت واردات البته هنوز کورسوی امیدی برای فروشندگان برندهای خارجی وجود دارد، اما بازار فرش اصولا کارش اینگونه نمیچرخد، قابلیت رقابت با مراکز فروش و مجتمعهای تجاری چندمنظوره که از بانکها خط اعتباری میگیرند را ندارند، همینجاست که میگویم روزگار عوضشده و باید برای آن فکری کرد، نباید فکر کرد در بر همان پاشنه قبلی میچرخد، اگر روزی فروشگاههای شهروند یا شهر و روستا آمدند و بنا به اقتضائات زندگی شهری جدید، مسیر تازهای را گشودند، حالا هم شبیه همان وضع است. آرامآرام علیرغم میلمان، باید خاطره فروشگاههای کوچک، حجرهها و تیمچهها را به تاریخ بسپاریم یا اینکه راه جدیدی پیش پایشان گشوده شود.

درست است که بازار فرش دستباف مثلا در اصفهان شناسنامه هنر این شهر را توی جیبش دارد، اما یکتخته فرش دستباف نائین یا چالشتر بالای حداقل ۲۰ میلیون قیمت میخورد، مسلما قشر متوسط ( البته متوسط سابق) آنقدر چالهچوله دارد در زندگی که یا عطای فرش دستباف را به لقایش میبخشد یا اینکه خیلی عاشق باشد، سراغ خرید اقساطی میرود و سود بیستتا سیدرصدی را به جان میخرد تا صاحب یکتخته فرش دستباف شود، پس همینجاست که این بازاریهای سنتی و خوشبرخورد که زندهبودن کسبوکارشان به آمدوشد مشتری گرهخورده، باید به فکر مسیری باشند که بتوانند مشابه و حتی بهتر از بازارهای متمرکز چندمنظوره، کالای اقساطی در اختیار خریدار و مصرف کنده بگذارند وگرنه سرنوشتشان میشود کافه و رستوران یا باید بروند گوشه خانه با بازنشستگی کنار بیایند!
اما این راهحل چیست؟ ممکن است بگویید رونق اقتصادی، بالا رفتن قدرت خرید مردم، برچیدن سراها یا رونق توریسم و مانند آن،همه اینها که می گویید بد نیست و اتفاق شاید گوشه ای از راهحل را هم نمایان کند اماعلاوه بر جذابیت هایی که خرید به شیوه های نوین دارند، مزیت های آنان تا امروز توانسته بخش بزرگی از تقاضای بازار را تامین کند.با این حال هنوز تفاوت قیمت نقد با فروش اقساطی آنقدری هست که مخاطب اصفهانی برایش ماشین حساب بردارد و حساب کتاب کند، پس دیگر جایی برای بحث وجدل باقی نمی ماند، صاحبان کسب و کارهای سنتی درسال های پیش رو بهتر است به فکر نوعی ساز و کار تامین مالی جمعی باشند که از یک سو بتواند با جمع کردن سپرده های خود در بانکها به آنها نوعی اطمینان خاطر داد و از سوی دیگر تسهیلات خرید مناسبی به مشتریان ارایه داد، در همین راه می توان در صورتی که مسائل مالیاتی آن حل شود، صندوق هایی برای تامین مالی بازارهای مهم سنتی تشکیل داد که نرخ سود تسهیلات ارایه شده از طرف آن، نسبت به شرایط بانکها بهتر باشد.
این تنها یکی از روش تامین مالی و ساده ترین آنها است، راه های دیگری نیز وجود دارد ک بهطور قطع متخصصان حاضر در اتاق های بازرگانی می توانند در موردشان اظهار نظر کرده و یا به صورت بسته های مشاوره تامین مالی در اختیار این بازارها قرار بدهند، تا از یک سو ضمن تحریک سمت تقاضا، از آنچه فروپاشی لاجرم بازارهای سنتی خوانده میشود جلوگیری شود.
مشاهده اخبار بیشتر در ویژهنامه اصفهان ۱۰-۱۱-۱۴۰۲