چرا ایران و آمریکا مذاکره کردند؟
پس از اینکه مذاکرات هستهای ایران با محوریت تهران و واشنگتن ماهها در بنبست قرار داشت، بهتازگی اخباری از برخی گفتوگوهای غیرمستقیم بین مقامات ایران و آمریکا منتشر شده و حتی برخی اخبار حاکی از رسیدن طرفین به نوعی توافق ضمنی است. اهمیت این موضوع بر کسی پوشیده نیست. مدتها است که عموم تحلیلهای سیاستی پیرامون وضعیت اقتصادی کشور بر اثر بخشی سیاست خارجی روی اقتصاد کلان تاکید میکنند.
این اثر از محل آزادسازی منابع ارزی و نیز گشایش در روابط اقتصادی، وضعیت تجارت خارجی و ورود و خروج ارز به کشور را دچار تغییر میکند. بنابراین فهم علل مذاکرات غیررسمی ایران و آمریکا در مقطع کنونی به درک آینده متغییرهای کلان اقتصادی کمک میکند. البته در این مدت دائما رسیدن به هرگونه توافقی از سوی ایران و آمریکا تکذیب شده است که شاید دلیل آن را باید در برخی مخالفتهای داخلی و خارجی و سنگاندازیهای احتمالی جستوجو کرد. در این مدت، مذاکراتی در سطح برت مکگرک، هماهنگکننده ایالاتمتحده در امور خاورمیانه و علی باقریکنی، مذاکرهکننده ارشد هستهای ایران در مسقط و رابرت مالی و ایروانی، نماینده ایران در سازمان ملل در نیویورک صورت گرفت. اما مساله اینجاست که چرا تهران در این مقطع زمانی حاضر شده است با جدیت بیشتری پای میز مذاکره حاضر شود؟ همچنین آیا این مذاکرات را باید عقلانیت در دقیقه ۹۰ قلمداد کرد یا ایران با استراتژی از پیش طراحیشده و با استفاده از ابزارهایی که در اختیار دارد در این برهه وارد چنین گفتوگوهایی شده است. در این شماره از باشگاه اقتصاددانان، سه استاد دانشگاه به تفصیل به این موضوع پرداختهاند.