بازدهی دوبرابری در لبنیها
دنیایاقتصاد - عباس بیات : فرآوردههای لبنی به آن دسته از موادغذایی اطلاق میشود که بر پایه شیر تولید میشوند. معمولا ماده اولیه تولید این مواد شیر گاو است؛ اما گاهی از شیر دیگر پستانداران همچون بز، گوسفند و گاومیش نیز استفاده میشود. شیرخام و خامه اصلیترین مواداولیه در تهیه محصولات شرکتهای لبنی هستند که وجود هرگونه محدودیت در تولید و عرضه شیرخام و خامه، محدودیت در تولید یا واردات نهادههای دامی یا افزایش قیمت آنها بهطور مستقیم، در افزایش قیمت شیرخام و خامه تاثیرگذار است و در نتیجه موجب افزایش بهای تمامشده محصولات لبنی میشود.

براساس شنیدهها قرار است در اواخر ماه رمضان نرخ شیرخام شرکتهای لبنی تعیین شود که این موضوع امری حیاتی برای شرکتهای این صنعت محسوب میشود؛ چرا که کوچکترین تغییری در نرخ مواداولیه این شرکتها تاثیر بسزایی بر سودآوری آنها خواهد داشت. با توجه به اهمیت مصرف شیر و فرآوردههای آن در الگوی تغذیه، این محصول همواره مورد توجه دولتها در کشورهای مختلف دنیا بوده است. معمولا الگوی مصرف لبنیات به این صورت است که افزایش سرانه مصرف همواره با رشد و توسعه همراه است که این نشان میدهد در کشورهای در حال توسعه سرانه مصرف این کالای اساسی پایین، اما برعکس سرانه مصرف آن در کشورهای توسعهیافته بسیار بالاست. در گزارش حاضر به بررسی جایگاه این صنعت در جهان و ایران پرداخته شده و در ادامه سودآوری، تولید، فروش، جریان نقد و بهای تمامشده شرکتهای لبنی بورسی مورد بررسی قرار گرفته است.
عدمتطابق سرانه مصرف شیر با استاندارد جهانی
طبق گزارش انجمن صنایع فرآوردههای لبنی، در سال ۲۰۲۲ تجارت جهانی لبنیات ۱۱درصد افزایش داشت و هماکنون آسیا بهعنوان بزرگترین تولیدکننده شیر در جهان محسوب میشود. کشورهای آلمان، چین، فرانسه و هلند بهترتیب بزرگترین واردکنندگان لبنیات در جهان هستند. همچنین براساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) تولید جهانی شیر در سال ۲۰۲۲ حدود ۹۳۰میلیون تن بوده که نسبت به سال ۲۰۲۱ به میزان ۶/ ۰درصد افزایش را تجربه کرده است. آمارها نشان میدهد که بهطور میانگین سرانه مصرف جهانی شیر ۱۵۰کیلوگرم و این عدد در برخی کشورهای اروپایی برای هر نفر فراتر از ۳۰۰کیلوگرم در سال است. طبق گزارش فائو، استاندارد جهانی سرانه مصرف شیر و لبنیات برای هر فرد باید ۲۰۰کیلوگرم در سال باشد که ایران از این استاندارد بسیار عقب و این رقم زیر ۷۰کیلوگرم است.
بازدهی دوبرابری صنعت لبنیات نسبت به بازار سرمایه
صنعت لبنیات با ارزش بازار ۱۷هزار میلیارد تومان، سهم ناچیزی از ارزش کل بازار سرمایه را به خود اختصاص داده است. صنعت لبنیات در بازار سرمایه شامل ۱۰شرکت و از میان آنها مهمترین شرکت به لحاظ ارزش بازار «غشصفا» است که با ارزشی بالغ بر ۲هزار و ۹۰۰میلیارد تومان در بازار معامله میشود. کمترین ارزش بازار نیز مربوط به شرکت «غگیلا» با رقم یکهزار میلیارد تومان است. مجموع بازدهی صنعت لبنیات در سال ۱۴۰۱ به میزان ۱۱۱درصد بوده که در مقایسه با بازدهی یکساله بازار بورس ایران که حدود ۵۲درصد است، عملکرد بسیار خوبی محسوب میشود. در ماه اسفند بیشترین بازدهی مربوط به «غشصفا» با ۵۲درصد و کمترین بازدهی مربوط به «غگیلا» با ۵درصد بازدهی بوده است. دلیل عمده استقبال سرمایهگذاران از این صنعت در سال ۱۴۰۱ را میتوان حذف نرخگذاری دستوری در ۱۰قلم از محصولات لبنی دانست که این موضوع موجب بهبود کلی صنعت شده است.
در حال حاضر صنعت لبنیات با نسبت قیمت به سود ۱۹واحد قیمتگذاری شده که این نسبت در کل بازار سرمایه ۹/ ۹واحد است و نشان میدهد که صنعت لبنیات بهنسبت کلیت بازار رشد بالایی را تجربه کرده است. بیشترین نسبت قیمت به سود مربوط به سهم «غپاک» با ۳۸۰واحد و کمترین نسبت قیمت به سود مربوط به شرکت «غگلپا» با ۱۱واحد است که جاماندهترین سهم در میان همگروهیان خود محسوب میشود. میزان فروش صادراتی در صنعت لبنیات درصد کمی از درآمد شرکتها را تشکیل میدهد و عمدتا این شرکتها محصولات خود را در بازار داخل به فروش میرسانند. بیشترین سهم صادرات مربوط به «غالبر» است که بیش از ۴۰درصد درآمد این شرکت از محل صادرات ایجاد میشود. شرکتهای «غفارس»، «غپاک» و «غشان» دیگر شرکتهایی هستند که بهترتیب بیشترین میزان صادرات را در صنعت لبنیات دارند.
بررسی نسبتهای سودآوری صنعت لبنیات
میانگین حاشیه سود ناخالص صنعت لبنیات در سال ۱۳۹۵ بهمیزان ۱۳درصد بوده که روند آن در ۶سال اخیر کاهشی شده، به نحوی که از ۱۵درصد در سال ۱۳۹۵به ۱۲درصد در سال ۱۴۰۰ افت پیدا کرده است. عمده دلیل این موضوع به افزایش هزینههای تولید لبنیات شرکتها و در نتیجه رشد بهای تمامشده بازمیگردد. بررسیها نشان میدهد که بیش از ۸۰درصد بهای تمامشده شرکتهای لبنیاتی مربوط به هزینه مواد مستقیم آنهاست که عمدهترین ماده مصرفی این شرکتها شیرخام است. در دورههای اخیر شرکتهای لبنیاتی نتوانستند نرخ محصولات خود را همگام با رشد نرخ شیرخام افزایش دهند که این امر موجب شده است حاشیه سود ناخالص این شرکتها رو به کاهش باشد.
در خصوص حاشیه سود خالص، میانگین حاشیه سود خالص صنعت لبنیات در پنجسال اخیر ۳درصد بوده و روند آن نیز کاهشی است؛ اما شتاب آن نسبت به افت حاشیه سود ناخالص کمتر بوده است. از آنجا که نرخگذاری دستوری در این صنعت همچنان برای برخی از محصولات حاکم است، مادامی که نرخگذاری دستوری پابرجاست تداوم روند نزولی حاشیه سود دور از انتظار نیست. در میان شرکتهای تولیدی لبنی سهشرکت «عالیس»، «غگلپا» و «غالبر» که میانگین حاشیه سود ناخالص آنها بهترتیب ۲۷درصد، ۲۰درصد و ۱۹درصد بوده توانستند نسبت به میانگین صنعت سودآوری بالاتری را به ثبت برسانند. بیشترین حاشیه سود خالص در این صنعت مربوط به شرکت «غگلپا» است که توانسته است بهطور میانگین ۱۰درصد حاشیه سود خالص را به ثبت برساند و کمترین نیز مربوط به شرکت «غپاک» با حاشیه سود خالص ۲۲/ ۰درصدی است.
بهبود روند تولید در سال ۱۴۰۱
بررسی میزان تولید صنعت در چهارسال اخیر نشان میدهد که از سال ۱۳۹۸ تولید سیر نزولی به خود گرفته و بهطور متوسط هرسال ۶درصد از تولیدات صنعت کاهش پیدا کرده است. دلیل آن میتواند رشد بهای شیرخام و قیمتگذاری دستوری فرآوردههای لبنی، همچنین کاهش سرانه مصرف طی سالهای اخیر باشد که مانع رشد تولیدات در این صنعت شده است. برای بررسی میزان تولید در سال ۱۴۰۱، باتوجه به اینکه هنوز گزارشهای ۱۲ماهه شرکتها منتشر نشده، از گزارش تجمیعی ۱۲ماهه استفاده شده است. بررسی تولیدات ۱۴۰۱ نشان میدهد که صنعت لبنیات در این سال توانسته است برخلاف دوسال اخیر از افت تولید جلوگیری کند و بهاندازه سال ۱۴۰۰ تولید به ثبت برساند. در میان شرکتهای صنعت لبنیات بیشترین تولید مربوط به «غپاک» است که حدود ۲۵درصد میزان تولید این صنعت را تشکیل میدهد. کمترین میزان هم برای «غگلپا» بوده که یکدرصد تولید صنعت را شامل میشود.
حذف قیمتگذاری دستوری؛ ناجی صنعت لبنیات
ارزیابی درآمد حاصل از فروش شرکتهای لبنی نشان میدهد که هرسال فروش این شرکتها با آهنگ رشد پایداری همراه بوده است که البته این موضوع با توجه به وجود تورم سالانه در کشور امری طبیعی قلمداد میشود. صنعت لبنیات در ۱۰سال اخیر بهطور میانگین هرسال ۴۰درصد از درآمد فروش خود را افزایش داده که روند آن همواره روبه رشد بوده، بهطوری که از ۲۷درصد در سال ۱۳۹۱ به ۸۱درصد در ۱۴۰۱ رسیده است. آهنگ افزایش درآمد شرکتهای لبنی در سال ۱۴۰۱ شیب تندی به خود گرفته که علت اصلی آن آزادسازی نرخ ۱۰محصول لبنی در اردیبهشت سال مذکور بوده است. بیشترین سهم فروش برای دو شرکت بزرگ این صنعت یعنی «غپاک» و «غشصفا» است که حدود ۲۰درصد درآمد کل صنعت را تشکیل دادهاند. کمترین سهم فروش نیز مربوط به «غگلپا» است که یکدرصد درآمد کل صنعت را شامل میشود.
اعتماد مردم به محصولات «غپاک»
از آنجا که هنوز بهطورکلی نرخگذاری دستوری در صنعت لبنیات حذف نشده و ۴قلم شیر کیسهای، شیر بطری کمچرب، پنیر یواف نسبتا چرب و ماست دبهای هنوز زیر سایه نرخگذاری دستوری هستند، بحث نرخ فروش محصولات در این صنعت اهمیت زیادی دارد. برای ارزیابی آن در هر شرکت لبنی مهمترین محصولی که بیشترین درآمد را برای آن شرکت ایجاد کرده انتخاب شده و رشد نرخ فروش آن در اسفندماه نسبت به میانگین ۱۲ماهه ۱۴۰۱ محاسبه شده است. بر این اساس «غپاک» توانسته است محصول اصلی خود را که انواع شیر است در اسفندماه ۲۸درصد بیشتر از میانگین کل سال به فروش برساند. عمده دلیل آن را میتوان قدمت بالای این شرکت دانست که توانسته است اعتماد مصرفکنندگان را در سالیان متوالی به خود جلب کند.
کنترل خوب هزینهها در دو شرکت لبنی
بررسی بهای تمامشده صنعت لبنیات نشان میدهد که بیش از ۸۰درصد آن مربوط به هزینه مواد مستقیم است که عمده ماده مصرفی این شرکتها، شیر خام است. در ۲۰سال اخیر میانگین ۳۶درصد بهای تمامشده آنها افزایش یافته که روند صعودی داشته و در سال ۱۴۰۰ به ۵۶درصد رسیده است. از آنجا که مرجع قیمتگذاری محصولات این شرکتها بهصورت ترکیبی بوده و هنوز چند محصول آنها از قیمتگذاری دستوری خارج نشدهاند، آهنگ افزایش بهای تمامشده این شرکتها متناسب با نرخ فروش محصولاتشان نبوده است. بررسی نسبت بهای تمامشده به فروش صنعت لبنیات نشان میدهد که حدود ۸۶درصد از فروش آنها را بهای تمامشده تشکیل میدهد. در این میان با ارزیابی بهای تمامشده شرکتهای صنعت لبنیات میتوان دریافت که حدود ۸۱درصد فروش شرکتهای «عالیس» و «غالبر» در سال ۱۴۰۰ مربوط به بهای تمامشده است که نسبت به سایر همگروهیهای خود رقم کمتری محسوب میشود.
گردش خوب نقدینگی در «غشصفا»
یکی از مهمترین دلایل شکست شرکتها، کمبود نقدینگی و تمامشدن پول آنهاست. وضعیت جریان نقدی نشان میدهد که یک شرکت چگونه سرمایه خود را هزینه میکند، همچنین نمایانگر این موضوع است که آیا مطالبات شرکت بهموقع وصول میشود یا خیر. اگر بخواهیم جریان نقد را به چیزی تشبیه کنیم مثل جریان خون در رگهای انسان است؛ خون کسبوکارها، جریان نقدینگی آنهاست. برای ارزیابی این نسبت در صنعت لبنیات از نسبت جریان نقد عملیات به فروش استفاده شده که این نسبت نشان میدهد چند درصد نقدینگی حاصل از فروش تحتعنوان نقدینگی ذخیره میشود. نسبت مذکور در کل صنعت لبنیات برای سال ۱۴۰۰، ۴درصد است که در این میان شرکت «غشصفا» با ۹درصد ذخیره نقدینگی بهعنوان بیشترین و «غالبر» با ثبت عدد منفی ۸درصد کمترین میزان نقدینگی کل صنعت را داشتهاند.
نگاهی به آینده صنعت
با تمامی فراز و نشیبهایی که صنعت لبنیات در طول سالهای اخیر تجربه کرده، با توجه به آزادسازی نرخ فروش عمده محصولات این صنعت در سال ۱۴۰۱ و همینطور بهبود روند تولید میتوان امیدوار بود که در سال ۱۴۰۲ سهمهای لبنی بتوانند عملکرد خوبی از خود نشان دهند. البته باید دو چالش این صنعت را درنظر داشت: یکی اینکه هنوز ۴قلم از محصولات این صنعت اسیر نرخ دستوری هستند؛ دوم نرخ شیر خام که هرگونه افزایش یا کاهشی در نرخ آن تاثیر بسزایی بر سودآوری صنعت لبنیات خواهد داشت.
با همه این تفاسیر صنعت لبنیات در سال ۱۴۰۱ نسبت به کلیت بازار بازدهی دوبرابری را نصیب سهامداران خود کرد که این امر موجب میشود در بازه زمانی کوتاهمدت در صورت عدممثبت بودن جو کلیت بازار، انتظار اصلاح جزئی قیمتی دور از انتظار نباشد؛ اما در بازه میانمدت و بلندمدت انتظار میرود شاخص صنعت لبنیات بیشتر از شاخص کل بورس و فرابورس بتواند رشد قیمت را تجربه کند.