ببریخان؛ گربه محبوب ناصرالدینشاه
...قبل از من شاه نسبت به یک گربه خیلی محبت میکرد که اسم آن گربه ببریخان بود، شاه این گربه را خیلی دوست داشت و به امین اقدس سپرده بود. پرستار و لَلـِه مخصوص داشت. آبدارباشی ابراهیم امینالسلطان یا کس دیگری بود و برای ببریخان مثل شاه غذا میآورد. در سفرها هم برای گربه از تخت روان مخصوص استفاده میشد و منزل به منزل او را همراه شاه میبردند. مشهدی رحیم، فراش امین اقدس لَلـِه گربه بود. از قراری که شنیدهام گربه هم نسبت به شاه خیلی مأنوس بود. شاه گربه دیگری نیز داشته که او را نیز بسیار دوست می داشته است.
اسم این گربه «کفتر خان» بود. این گربه هم کارهای بسیاری برای مردم انجام میداد، مثلا هرگاه یکی از بستگان شاه، غلام بچهها و کارکنان حرم خانه و غیره خواسته یا شکایتی داشتند، آن را در عریضهای نوشته و به گردن کفترخان آویزان میکردند، برای «ببری خان» نیز همین طور بود، عصر که شاه از کارها فراغت مییافت به حرم خانه میرفت، اول ببریخان و کفترخان را صدا میکرد. به صدای شاه هر جا بودند حاضر میشدند و دیگر از پهلوی شاه جای دیگر نمیرفتند. گربهها همین که به شاه میرسیدند فورا روی شانه اش میپریدند و خود را لوس میکردند و خود را به بدنش میمالیدند تا هنگام خواب شاه همراهش بودند. هر وقت شاه عریضهای به گردن ببریخان میدید، باز میکرد و میخواند و حاجت شاکی را برآورده میساخت. اگر احسان و خلعت و انعامی میخواستند، فورا به آنها میداد. اغلب هم اهل اندرون یا بیرونی گربه را میدزدیدند، چند روزی او را قایم میکردند، بعد مبلغی انعام و خلعت میگرفتند و گربه را رها میکردند، یواش یواش گربه هم اسباب حسد و بخل درباریها شده بود. با این گربه هم بهخاطر امین اقدس عداوت داشتند، آخرالامر گربه را دزدیدند و نابودش کردند. مدتها تفحص کردند؛ ولی اثری از او پیدا نشد.