جوزف ویلیامسون، بازرگان، زمیندار و نیکوکار انگلیسی
جوزفویلیامسون(JosephWilliamson) بازرگان، زمیندار و نیکوکار انگلیسی بود که به دلیل رفتارهای نامتعارف و ساخت تونلهای موسوم به ویلیامسون در ناحیه اج هیلِ لیورپول شناخته میشود و به دلیل اعمال نیکوکارانه در آن ناحیه، از وی با عنوان سلطان اجهیل یاد میشد. ویلیامسون زاده ۱۰ مارس ۱۷۶۹ در وست رایندینگ یورکشایر بود اما در خردسالی همراه با خانوادهاش به وارینگتون رفت. در ۱۱ سالگی خانوادهاش را ترک کرد، به لیورپول رفت و در آنجا به استخدام بازرگانی ریچارد تات-که در زمینه تنباکو و انفیه فعالیت میکرد-درآمد. او در این کار پیشرفت زیادی کرد و همزمان در شراکت با جوزف لی کسب و کار خود را نیز راهاندازی کرد. تات در ۱۷۸۷ درگذشت و کنترل بنگاه تجاری او به پسرش توماس موس واگذار شد. ویلیامسون هم در ۱۸۰۲ با خواهر توماس تات، الیزابت، ازدواج کرد. یک سال بعد بنگاه تجاری را از توماس موس تات خرید و توانست ثروت قابل توجهی گرد آورد.
در ۱۸۰۵ ویلیامسون ناحیهای بایر و سنگلاخی را با نام «دشت لانگ بروم» در لیورپول خرید و در همین زمان به خانهای در خیابان ماسون اسبابکشی کرد. سپس شروع به ساخت خانههای عجیب و غریب و بیشتری بدون نقشه در خیابان ماسون کرد. پس از آن ویلیامسون نیروهای بیشتری استخدام کرد اما بسیاری از کارهای او بیهوده بود مثلا به دستور وی کارگران مصالح را از جایی به جای دیگر حمل میکردند و بعد باید آن را برمیگرداندند. به امر ویلیامسون لابیرنتی از تالارهای زیرزمینی و تونلهایی ساخته شد که طاقهای آجری داشتند.
در این زمان نیروی کار فراوانی وجود داشت و با پایان جنگهای ناپلئون در ۱۸۱۶ بیکاران زیادی در لیورپول زندگی میکردند. تونلها در عمق ۳ تا ۱۵ متری زمین به طول چندین مایل ساخته میشدند.
ویلیامسون در ۱۸۱۸ از کار تجارت کنارهگیری کرد اما همچنان فعالیت خود در زمینه مسکن و اجاره را ادامه میداد. همسرش در ۱۸۲۲ درگذشت و وضعیت روحی وی به شکلی فزاینده رو به آشفتگی نهاد. تقریبا تمام وقت خود را وقف خاکبرداری و تونلسازی میکرد و در دهه ۱۸۳۰ قراردادی با جرج استیونسن بست که داشت راه آهن لیورپول و منچستر را در مسیر اج هیل گسترش میداد.
غرابت رفتاری ویلیامسون در خاکبرداریهای بیفایده و خانههای نامعمول و فاقد طراحی که میساخت عیان بود. او در روز عروسی خود پس از برگزاری مراسم با همان لباس عروسی راهی شکار شد! یک بار میهمانانی را به شکل رسمی برای شام دعوت کرد اما تنها با شوربا و مقداری بیسکویت سفت از آنان پذیرایی کرد و در پی آنان بسیاری از مهمانان به حالت قهر خانه وی را ترک کردند. ویلیامسون از آنانی که باقی ماندند بهعنوان دوستان واقعی خود یاد کرد و سپس با گشاده دستی هر چه تمامتر از ایشان پذیرایی کرد. او با همسرش رابطه خوبی نداشت و یک بار همه پرندگان همسرش را که در قفس نگهداری میکرد، آزاد کرد. ویلیامسون در سال ۱۸۴۰ درگذشت.