پل سوئیزی، اقتصاددان و نظریه پرداز
پل مارلور سوئیزی (Paul Marlor Sweezy) اقتصاددان مارکسیست، فعال سیاسی، ناشر و سردبیر مجله مانتلی ریویو بود. از سوئیزی بهعنوان یکی از پیشروان تئوری اقتصاد مارکسیستی در نیمه دوم سده ۲۰ یاد میشود. سوئیزی زاده ۱۹۱۰ میلادی در نیویورک بود و در دهه ۳۰ تحصیلات خود را در دانشگاههایی چون هاروارد، مدرسه اقتصاد لندن و شهر وین پی گرفت. در همین دوران بود که سوئیزی از طریق آثار هارولد لاسکی، جون رابینسون و سایر متفکران چپگرای انگلیسی با ایدههای اقتصادی مارکس آشنا شد. پس از بازگشت به آمریکا دکترای خود را در ۱۹۳۷ از هاروارد گرفت و یک سال بعد در آنجا شروع به تدریس کرد. در این دوران او درسگفتارهای خود با نام «تئوری توسعه کاپیتالیستی» را نوشت.
سوئیزی برای چند نهاد مرتبط با نیودیل (برنامه توسعه اقتصادى فرانکلین روزولت در سالهاى بعد از بحران بزرگ در آمریکا که در آن کمک به کشاورزى، بازنشستگى، بیمه بیکارى و ... گنجانیده شده بود) کار کرد و در زمینه قدرت اقتصادی و دینامیک انحصار و رقابت تحقیقاتی انجام داد. در ۱۹۴۷ سوئیزی از تدریس کناره گرفت تا تمام وقت به نوشتن و سردبیری بپردازد.
در ۱۹۴۹ سوئیزی همراه با لئو هوبرمن مجله مانتلی ریویو را با رویکرد سوسیالیستی تاسیس کرد که در سالهای بعد نویسندگانی با رویکردهای مختلف همچون آلبرت انیشتین، دو بویس، سارتر، چهگوارا و جون رابینسون در آن آثار خود را منتشر میکردند.
سوئیزی در آثار خود در باب سه روند در سرمایهداری مدرن یعنی انحصارگرایی، رکود و انباشت سود، تحلیلهای مارکسیستی ارائه میکرد. نخستین مقاله رسمی او با نام «تئوری بیکاری پروفسور پیگو» در ۱۹۳۴ در مجله اقتصاد سیاسی منتشر شد. در این دهه مقالات او حوزههایی چون انتظارات و انحصار چندجانبه را در بر میگرفت که از آن میان باید به ارائه مفهوم «منحنی شکسته تقاضا: اگر فروشنده قیمت کالا را کاهش دهد فروش وى بیشتر نخواهد شد زیرا سایر فروشندگان قیمت خود را پایین آورده و از کاهش قیمت تبعیت می کنند» اشاره کرد. با انتشار «تئوری توسعه کاپیتالیستی» در ۱۹۴۲ سوئیزی جایگاه خود را بهعنوان «پیش قراول مارکسیستهای آمریکایی» تثبیت کرد. او در این کتاب علاوه بر ارائه توضیحی مفصل از «مساله تبدیل»، تئوری ارزش مارکس را از دو جنبه کیفی و کمی آن مورد بحث قرار میدهد. در ۱۹۶۶ سوئیزی همراه با پل باران «سرمایه انحصاری: درباره انتظام اقتصادی و اجتماعی آمریکا» را نوشت؛ کتابی که به تفصیل تئوری رکود سوئیزی-که از آن با عنوان «رکود مزمن» هم یاد میشود-، مازاد اقتصادی و انباشت سرمایه در سرمایه داری مدرن را شرح میدهد. هر چند افزایش هزینههای بازاریابی و دفاعی و اشکال متفاوت بدهی میتواند از انباشت مفرط بکاهد اما چنین راهکارهایی نابسنده بوده و در نهایت کارآمدی اقتصاد سرمایه داری تقلیل خواهد یافت و سرمایه انحصاری به رکود اقتصادی خواهد انجامید. از دیدگاه سوئیزی ناکارآمدی نظام سرمایهداری ناشی از تناقضات و تضادهای موجود در مراحل تکاملی آن است. سوئیزی در ۲۷ فوریه ۲۰۰۴ در لارچمانت نیویورک درگذشت.