بی‌نظمی جدید جهانی

شماره روزنامه: ۴۶۴۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۵۴۴۶۱۳ دنیا

ریچارد‌ هاس رئیس شورای روابط خارجی آمریکا ترجمه: محمدحسین باقی

ایالات‌متحده و چند کشور عضو ناتو تلاش زیادی برای کمک به «شکستن» لیبی به خرج دادند اما مسوولیت تحولات بعدی را بر عهده نگرفتند. نتیجه، یک درگیری داخلی بود که جان‌های بسیاری را گرفته و بسیاری از مردمان را – بیش از آنچه قذافی ممکن بود از میان ببرد- به خاک سیاه نشانده و از میان برده است. نتیجه دیگر وجود نه فقط یک دولت که چند دولت درمانده در قلمرویی است که روزگاری کشور لیبی نامیده می‌شد. تعجبی ندارد که «دولت اسلامی» از این سرزمین بدون حکمرانی و بی‌قانون نهایت استفاده را برای اهداف و عملیات خویش می‌برد. مورد سوریه حتی بیشتر دارای اهمیت است. حقیقت این است که بهار عربی در مارس ۲۰۱۱ به سوریه رسید. تظاهرات ضداسد با خشونت سربازان خنثی شد. همین منجر شد به اینکه برخی از مخالفان دست به سلاح ببرند.

بی‌نظمی جدید جهانی

شرایط در تابستان ۲۰۱۲ در بحبوحه گزارش‌هایی در مورد استفاده از تسلیحات شیمیایی بحرانی‌تر شد. اوباما در آن زمان اعلام کرد که این مساله «خط قرمز» ماست. تقریبا یک سال بعد این اتفاق افتاد. انتظارات بالا بود و گمان می‌رفت ایالات‌متحده مداخله مستقیم داشته باشد که چنین مداخله‌ای رخ نداد. عزم دولت آمریکا برای اقدام زمانی رنگ باخت که در ۲۹ آگوست پارلمان بریتانیا به دولت نخست‌وزیر دیوید کامرون اجازه پیوستن به عملیات چندجانبه هوایی را نداد. در آن زمان، رئیس‌جمهور اوباما آشکارا در مورد هشدار خود دچار تردید شد. احساس من در آن زمان این بود که این تردیدها بازتاب تردید رئیس‌جمهور در مورد نحوه استفاده محدود از زور است و اینکه او در پی کاهش مشارکت آمریکا در منطقه خاورمیانه بود و هرگونه مداخله نظامی می‌توانست عملا استراتژی کاهش حضور یا مشارکت نیروهای آمریکایی در منطقه را زیر سوال ببرد.

من دیدگاه عجیبی در تمام این موارد داشتم. شب قبل از اینکه رئیس‌جمهور تصمیم بگیرد نظر خود در مورد عدم استفاده از زور را بیان کند، من در یک عروسی بودم که - به تعبیر رسانه‌ها- تماسی از یک منبع بسیار ارشد دولتی دریافت کردم. آن فرد می‌خواست نظر من را در مورد این ایده رئیس‌جمهور بداند که از اقدام نظامی استفاده نشود و در عوض، آن را به تصمیم و اجازه کنگره منوط سازد. پاسخ من این بود که این تصمیمی وحشتناک است که پرسش‌هایی در منطقه و فراسوی آن در مورد اطمینان به آمریکا بر می‌انگیزد. همچنین استدلال کردم که نیازی نیست رئیس‌جمهور اختیار مضاعفی از کنگره بگیرد زیرا در سیستم آمریکایی، وقتی پای استفاده از نیروی نظامی محدود به میان می‌آید، قوه مجریه از قدرت کافی برخوردار است. من چندان مطمئن نبودم با توجه به مخالفتی که در هر دو حزب در مورد مشارکت نظامی دوباره آمریکا در منطقه و نیز مخالفت برخی جمهوری‌خواهان با هر آنچه که این رئیس‌جمهور خواهان انجام آن است می‌شود، کنگره چنین مجوزی بدهد. آخرین چیزی که ایالات‌متحده باید به‌عنوان سیگنال به دنیا می‌فرستاد این بود که این کشور آنقدر دارای شکاف است که دیگر به سخنان و مواضعش نمی‌توان اعتماد کرد. این مقام ارشد از من به‌خاطر دیدگاه‌هایم تشکر کرد بدون اینکه بگوید ماجرا چیست و قرار است چه شود.

من هیچ نظری در این مورد نداشتم که فرضیه‌ای که برای ارائه نظر به من گفته شد ظرف ساعتی به سیاست ایالات‌متحده تبدیل شود چنانکه باراک اوباما اعلام کرد که او پیش از صدور دستور حمله نظامی با کنگره مشورت خواهد کرد. در چنین وضعیتی بود که ایالات‌متحده و روسیه موافقت کردند روی طرحی کار کنند که براساس آن به سوریه حمله نشود و در عوض، دمشق باقی مانده تسلیحات شیمیایی خود را تسلیم کند. همتای روسی جان کری، وزیرخارجه آمریکا، با این ایده موافق بود و ظرف چند هفته سوریه پذیرفت که تمام تسلیحات هسته‌ای خود را طی همکاری با سازمان ملل از میان ببرد. اینکه سوریه با این مساله موافقت کرد خود یک امتیاز است اما به هیچ شکلی جبران‌کننده هزینه‌های ایالات‌متحده برای تداوم اعمال هشدارهایش نبود.

111111111111111111111

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن