تسریع در توسعه
شرکتهای تولید نیروی برق در خصوصیسازی نیروگاهها چه نقشی دارند؟
واگذاری نیروگاههای دولتی در سالهای گذشته به صورت اموال و بدون تبدیل و شکلدهی شخصیت حقوقی به بخش خصوصی یا بابت رد دیون دولت به مجموعههای مختلف واگذار شدند. این موضوع باعث خروج داراییها از حسابهای شرکتهای برق منطقهای و توانیر، و ابقای بدهی مربوط به دوران ساخت دولت آنان در دفاتر شرکتهای مذکور شده بود. علاوه براین، شکلدهی شخصیت حقوقی و اعمال حاکمیت وزارت نیرو بر فعالیتهای نیروگاهی را نیز با مشکل مواجه کرده بود. از اینرو این مشکل میبایست قبل از واگذاری رفع شود، و یکی از راهکارهای قانونی تبدیل نیروگاهها به شخصیت حقوقی بود. بدین ترتیب از ابتدای سال ۱۳۹۵ کلیه نیروگاهها از شرکتهای برق منطقهای و توانیر منفک و در قالب شرکتهای ۱۵گانه تحت عنوان شرکتهای تولید نیروی برق ذیل شرکت مادر تخصصی تولیدنیروی برق حرارتی ساماندهی شدند. ۱۰ نیروگاه نیز که چندین سال پیش در قالب نیروگاههای ماده ۲۷ برای تسریع در فروش به شرکت تبدیل شده بودند متاسفانه به دلایل پیشگفته فقط پنج نیروگاه و آن هم با مشکلات عدیده واگذار شدند. بنابراین در حال حاضر ۲۰ نیروگاه دولتی وجود دارد که تعداد زیادی از آنها پس از شکلگیری شخصیت حقوقی مستقل برای واگذاری به سازمان خصوصیسازی معرفی شدهاند. ازجمله مزایای نقش ایجاد شرکتهای تولید نیروی برق در خصوصیسازی نیروگاهها میتوان به موارد ذیل اشاره کرد که طی دو سال گذشته این اهمیت را اثبات کرده است:
۱- شفاف و قطعی شدن میزان ارزش داراییهای مرتبط با نیروگاه که ارزشگذاری نیروگاه را برای سازمان خصوصیسازی تسهیل کرده است. در گذشته به دلیل تداخل داراییهای نیروگاهها با شرکتهای برق منطقهای که همواره پس از واگذاری بین خریدار و شرکت برق منطقهای مورد مناقشه بوده و در مورد برخی همچنان باقی است (ماشین آلات، موجودی انبار، خانههای سازمانی و...) دیگر وجود ندارد. ۲- تبدیل شدن نیروگاهها به شخصیت حقوقی در قالب شرکت که نقش بنگاه اقتصادی را دارد و از اینرو سودآوری یا زیاندهی آن به راحتی برای سازمان خصوصیسازی و خریداران مشخص است. ۳- ایجاد رقابت در بازار برق بین شرکتهای تولید نیروی برق (دولتی) و نیروگاههای خصوصی موجب شده است که ضمن واقعی شدن نرخ فروش برق در بازار، نیروگاههای دولتی بتوانند سود بیشتری را کسب کنند تا بتوان به حداقل سه مزیت یعنی پوشش بخشی از هزینه نیروگاههای خرید تضمینی برق، سرمایهگذاری دولت در احداث نیروگاههای تکلیفشده و همچنین توجیه اقتصادی نیروگاه برای فروش توسط سازمان خصوصیسازی دست یافت. درگذشته شرکتهای برق منطقهای با دیدگاه بودجهای سازمان مدیریت انجام وظیفه میکردند، از اینرو در ماههای پایان سال با توجه به میزان درآمد از بازار برق، نرخ فروش که غالباً کاهشی بود موجب کاهش درآمد و سود خود و به تبع آن سرازیر شدن این درآمد به سمت بخش خصوصی میشد و سودآوری نیروگاه شفاف نبود. از اینرو نتیجه آن واقعی شدن نرخ فروش برق در بازار، رقابت کامل بین تولیدکنندگان برق، شفاف شدن درآمد و هزینههای تولید برق است.
۴- عملکرد شرکتهای تولید نیروی برق در دو سال گذشته حاکی از سودآوری بیشتر آنها در بازار برق رقابتی است. این موضوع در گزارش عملکرد کلیه نیروگاههای دولتی و خصوصی در بازار برق توسط شرکت مدیریت شبکه برق ایران قابل مشاهده است. ۵- دیگر شاهد این نخواهیم بود که نیروگاهی به دلیل بدهیهای دوران احداث، تداخل دارایی با شرکتهای برق منطقهای و... توسط سازمان خصوصیسازی قابل ارزشگذاری نباشد یا پس از فروش در خصوص عدم شفافیت برخی از داراییها بدون تکلیف بماند. ۶- شفاف شدن هزینهها و سرمایهگذاریهای تولید برق اعم از جاری، تعمیرات، سرمایهگذاری و تامین لوازم یدکی در هر نیروگاه. درگذشته به دلیل تداخل منطقی بخشی از هزینههای شرکتهای برق منطقهای در تولید برق امکان تفکیک آنها به راحتی امکانپذیر نبود. ۷- شرکتهای تولید نیروی برق با ساختاری چابک که پرسنل آن از شرکتهای برق منطقهای منفک و به این شرکت منتقل یا مامور شدهاند، توانستهاند سودآوری نیروگاهها را افزایش دهند. این موضوع را به راحتی میتوان از اطلاعات بازار برق و هزینههای شرکتهای برق منطقهای اثبات کرد. ۸- در ارزشگذاری نیروگاه توسط سازمان خصوصیسازی برای واگذاری بایستی داراییها، بدهیها و حقوق صاحبان سهام را بتوان از صورتهای مالی حسابرسیشده استخراج و قیمت پایه را تعیین کرد. با ایجاد این شرکتهای تولید نیروی برق و موجود بودن ترازنامه و صورت سود و زیان این موضوع به راحتی امکانپذیر شده است.
مشاهده اخبار بیشتر در ویژه نامه سراسری «ویژه نامه سراسری برق در جهان»