ساختار صنعتی بیمار و مسکن‌های موقت

شماره روزنامه: ۴۳۸۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۴۱۷۸۲۵ صنعت و معدن

حسین حقگو

ساختار صنعتی کشورمان سخت بیمار است و با امروز و فردا کردن و تجویز مسکن‌های موقت درمان نمی‌شود. نه تزریق منابع بانکی ارزان قیمت و نه اختصاص ارز سهمیه‌ای و نه چند درصد بالا و پایین کردن نرخ مالیات‌ها و بیمه‌ها و تعرفه‌ها و انواع دیگر حمایت‌ها اعم از تضمین خرید محصولات و دسترسی به بازار و یارانه نهاده‌ها و... (الگوی راهبردی حمایت از تولید، مرکز پژوهش‌های مجلس، تیرماه ۹۵) دوای درد این بیماری نیست؛ زخم‌ها مهلک‌تر از این مرهم‌هاست و متاسفانه درمانگران (بخوانید برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران و مجریان و...) همچنان در تکاپوی تجویزهای مسکن‌وار. در حالی که «تجربه نشان می‌دهد سیاست‌های حمایتی مستقیم از تولید به گسترش بخش دولتی، رانت‌جویی، فساد مالی و ناکارآیی در جغرافیای اقتصادی و توسعه نامتوازن و اتلاف منابع مالی دولتی و بانکی منجر شده است» (همان منبع).

در واقع ترکیب تولید صنعتی کشورمان چند دهه است که از عدم تناسب هزینه و منفعت، اتکای روزافزون به منابع خام و تغییر ساختار صنعتی به زیان صنایع ساخت‌محور، رشد غیرکیفی صادرات صنعتی و تضعیف نقش پیشرانی و اشتغال‌زایی در اقتصاد در رنج و سختی است. این ساختار صنعتی بیمار در یکی از گزارش‌های تحقیقی موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی این‌گونه تبیین می‌شود: «از منظر ساختار صنعتی و تغییر ترکیب تولیدات صنعتی در طول زمان، بررسی‌ها حکایت از کاهش شدید سهم صنایع کشاورزی پایه (غذایی و نساجی) از ۳۸ به ۵/ ۱۶ درصد و صنایع ساخت‌محور مهم (وسایل نقلیه موتوری، ماشین‌آلات مکانیکی و ماشین‌آلات مولد برق) از ۱/ ۱۲ به ۸/ ۱۰درصد طی دوره ۹۳-۱۳۸۳ دارد. در مقابل طی دوره مورد بررسی، سهم صنایع هیدروکربوری با افزایش شدیدی از ۵/ ۱۲ به ۵/ ۳۸ درصد مواجه بود. ضمن اینکه در رابطه با صنایع معدن پایه نیز افزایش از ۵/ ۱۶ به ۹/ ۲۱ درصد اتفاق افتاده است. معنای دیگر این امر اتکای شدید تولید صنعتی به انرژی و منابع معدنی است.» این امر خود همان‌طوری که ذکر شد سبد صادرات صنعتی را به شدت وابسته به تولیدات منبع‌محور کرده است و از سهم صنایع ساخت‌محور در تولید و صادرات صنعتی کاسته شده است؛ چنان که با وجود عملکرد ۲۳ رشته فعالیت صنعتی در کشور، سهم ۴ رشته فعالیت منبع‌پایه از درآمدهای صادرات صنعتی بسیار بالا و در طول زمان افزایش نیز یافته است (از ۷/ ۸۵درصد درسال ۱۳۸۷ به ۱/ ۹۰ درصد در سال ۹۵).

این وضعیت نابهنجار و نقشه نامتوازن در روند فعالیت‌های صنعتی کشور که بر خلاف اهداف تمام برنامه‌های توسعه‌ای و سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ است را می‌توان برآمده از سیاست‌های کوتاه‌مدت دستوری و دولت‌سالارانه و نه راهبردی و مبتنی بر مولفه‌های بازار آزاد و رقابتی دانست.

در این چارچوب حل این مسائل و مشکلات حاد و کاهش ضربه‌پذیری صنعت کشور آن هم در این شرایط خاص و بازگشت تحریم‌ها از طریق صدور فرامین مختلف و اصلاح بند و ماده امکان‌پذیر نیست و نیازمند یک برنامه راهبردی (استراتژی) منسجم و علمی است. استراتژی که تدوین و اجرای آن سال‌ها است مورد درخواست کارشناسان و فعالان صنعتی و اقتصادی بوده است و مورد تاکید قانون‌گذار (مواد ۲۱ و ۱۵۰ برنامه‌های چهارم و پنجم توسعه) و حتی وعده داده شده از سوی متولیان صنعت کشور (برنامه اعلامی وزیر صنعت، معدن و تجارت به مجلس) بوده، اما فراموش شده یا نصفه و نیمه رها شده!

آیا این شاید آخرین فرصت‌ها برای اصلاح مسیر توسعه صنعتی کشور را قدر می‌دانیم و علم و منطق را بر صدر می‌نشانیم یا باز راه‌های رفته را می‌پیماییم و حل بحران را به آینده‌ای نامشخص احاله می‌کنیم که البته بد تصمیمی است!

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن