نقش میانجی ایران در تجارت روم و چین
روم شرقی و ایران در زمینه تجارت و در دست گرفتن راههای بازرگانی، بهویژه راه ابریشم که از چین تا آسیای مرکزی کشیده شده بود، رقابت میکردند. کسی که میخواست از راه خشکی به چین رود در امتداد نهر بلخ (جیحون) از اراضی سغد فرغانه، چاچ و تبت میگذشت تا به چین برسد. بازرگانی ترانزیتی از طریق راه ابریشم که منافع هنگفتی برای ایران همراه داشت، از دیدگاه سیاستخارجی مورد توجه خاص این کشور بود.
رومیان علاقهمند به خرید ابریشم و مصنوعات ابریشمی و سایر کاهای ارزشمند خاوردور بهویژه چینی بود؛ اما به علت بعد مسافت و عدم دسترسی به جادههایی که از شرق دور بود به سوی غرب میآمد ناچار بودند این کالاها را به بهای گزافی از دولت ساسانی بهای مالالتجاره شرق را تا بیست برابر افزایش میداد، بخرند. بهطوری که نه چین تولیدکننده بود و نه روم که بزرگترین مصرفکننده بود، هیچکدام از حق ترانزیت گزافی که ایرانیها میگرفتند رضایت نداشتند. شواهد متعددی درباره سود سرشاری که بازرگانان ایران در معامله ابریشم میبردند، وجود دارد، رومیان با ایجاد جنگهای طولانی با ساسانیان و تصرف بخشی از سرزمین آنها باز هم موفق به دستیابی. کنترل راههای تجارتی شرقی نشدند.
هرگاه بازرگانان رومی کالایی را از شرق دور و هندوستان دریافت میکردند که از خاک ساسانیان به مناطق مرزی فرات و دجله وارد میشد، باید عوارض گمرکی بپردازند که میزان آن را قدرت شرقی تعیین میکرد. وضعی که در دوران صلح به معنی هزینههای گزاف و در دوران جنگ به معنی توقف در بازرگانی با شرق بود. روم در نتیجه در برنامه کنترل تجارت با شرق این را هم از اهم وظایف خود میدانست که انحصار میانجیگری ساسانیان را در تبادل کالا در مرزهای شرقی روم در هم بشکند و برای خود پایگاههای تجاری در خارج از منطقه نفوذ دولت ساسانی فراهم آورد که همواره با شکست مواجه میشد.