هنر «تنبلی هوشمندانه»
انتخاب اینکه چه زمانی تنبل باشید، یا آنچه من تنبلی استراتژیک مینامم، میتواند بزرگترین دستاوردها و بهترین ایدههای شغلیتان را به همراه داشته باشد. مفهوم تنبلی استراتژیک دقیقا مربوط به هوشمندانهتر کار کردن به جای سختتر کار کردن است که همه ما درباره آن شنیدهایم ولی اجرایش برایمان دشوار است. با این حال، واقعا بسیاری از ایدههای فوقالعاده من زمانی به ذهنم رسیده است که در استراحت بودهام یا حتی روی تختم دراز کشیده بودم.
چیزی که تنبلها از قبل میدانند
پژوهشی در سال ۲۰۱۵ توسط «تاد مکالروی» از دانشگاه گلف کوست فلوریدا منتشر شد که بسیار به چشم آمد. او دریافته بود افرادی که تفکر عمیقتر را ترجیح میدهند، از نظر فیزیکی کمتحرکتر به نظر میرسند. این یافته به تیترهای خبری مختلفی در سراسر جهان انجامید که افراد تنبل را باهوشتر خطاب میکردند. میتوان گفت افرادی که «تنبل» تلقی میشوند، به مراتب راههای اثربخشتر بیشتری برای تکمیل وظایف کاری نسبت به همتایان سختکوشتر خود پیدا میکنند. به بیان دیگر: افراد تنبل سریعترین راه را برای انجام یک کار پیدا میکنند تا به هیچ کاری نکردن بازگردند. زمانی که دربارهاش فکر میکنید، واقعا شاهکار است.
یک پژوهش سال ۲۰۲۲ از «پاول گرین»، استادیار مدیریت دانشگاه تگزاس پی برد آن دسته از کارکنانی که زمانهای استراحت استراتژیک برای خود در نظر میگیرند، تواناییهای حل مساله بهتر و بهرهوری بلندمدت بالاتری نسبت به افرادی دارند که بیوقفه کار میکنند. آن کارکنانی که تنبل تلقی میشوند، به طور غریزی از کارهایی که کمارزش هستند، اجتناب میکنند. آنها سادهسازی میکنند و از باتلاق شنی تفکر بیش از حد و فلج تصمیمگیری همکاران پرمشغلهتر خود اجتناب میکنند.
پیش از آنکه پژوهشگران به این یافتهها برسند، هنری فورد آن را به خوبی درک کرده بود. داستان به زمانی بازمیگردد که یک مشاور در ۱۹۳۰ از فورد پرسید که چرا سالانه ۵۰ هزار دلار (معادل ۹۰۰ هزار دلار امروزی) به یکی از کارکنانش حقوق میدهد که بیشتر اوقات کار، پاهایش را روی میز انداخته است. فورد جوابی روشن داد: «به این دلیل که چند سال پیش، همین مرد ایدهای داد که باعث یک صرفهجویی ۲میلیون دلاری برای من شد... و زمانی که آن ایده به ذهنش رسید، پاهایش دقیقا همان جایی بودند که اکنون هستند.»
چگونه هیچ کاری نکنیم؟
تناقض داستان آنجا است که در زمانهای که بیشترین نیاز به تنبلی استراتژیک وجود دارد، همه چیز علیه آن است. گفته میشود که هوش مصنوعی به دنبال شغل همه است، دستورات بازگشت به کار حضوری شتاب گرفته، سطوح فرسودگی شغلی و استرس افزایش یافته و سازمانها وسواس نظارت بر خروجی پیدا کردهاند. در این شرایط، تعجب ندارد که بسیاری از شاغلان سختتر کار میکنند تا ارزش خود را نشان دهند. ایمیلهای بیشتر، ساعات کاری بیشتر و جلسات بیشتری که هیچکس به آنها نیاز ندارد، از ویژگیهای جهان کسب و کار امروزی است. گزارش شاخص روندهای کاری ۲۰۲۲ مایکروسافت همچنین روی معضلی با نام «بدگمانی بهرهوری» انگشت گذاشت؛ جایی که وسواس مدیران عامل برای نظارت بر کارکنان دورکار، به جای افزایش بهرهوری منجر به کاهش بهرهوری آنها میشود.
افراد زمانی که احساس میکنند تحت نظر هستند، در واقع دست از کار کردن میکشند. آنها (در عوض) در جلسات غیرضروری شرکت میکنند، به پیامها بدون توجه به فوریتشان، به طور آنی پاسخ میدهند و خود را مشغول نگه میدارند که به چشم بیایند.
تنبل بودن استراتژیک به معنای اجتناب از کارها و وظایفی نیست که واقعا اهمیت دارند. معنای آن فقط انتخاب این است که چه چیزی ارزش انرژی شما را دارد و چه چیزی باید رها شود. این رویکرد در عمل به شرح زیر است:
در هر روز خود، یک زمان مشخص به «هیچ کاری نکردن» اختصاص دهید. به عنوان مثال ۱۵ دقیقه، از کار و موبایل و پادکست و قهوه اجتناب کنید. براساس نظریه بازسازی توجه (که توسط ریچل و استفان کاپلان، روانشناسان محیطی دانشگاه میشیگان معرفی شده است)، مغز برای بازسازی سیستم توجه خود نیاز به وقفه و استراحت دارد. طبق این نظریه، کار متمرکز به مدت طولانی این توانایی را کاهش میدهد.
در ۱۵ دقیقه استراحت خود، میتوانید بدون موبایل بیرون بروید. نقطهای برای خیره شدن به آسمان بیابید. نیازی به مدیتیشن چهارزانو نیست. فقط اجازه دهید نگاهتان پرسه بزند. این همان چیزی است که پژوهشگران «شیفتگی نرم» مینامند؛ نوعی حالت ذهنی آرام، با رهاسازی توجه و با شیفتگی نسبت به طبیعت و جهان اطراف که باعث بازسازی سیستم مغز و اعصاب میشود. همین بخش از مغز است که مرتبط با ایدهها، خیالپردازی و حل مساله است و اغلب آن را از ۸ صبح تا انتهای شب سرکوب میکنیم.
گاهی بهترین راه برای حل یک مساله، توقف تلاش برای حل آن و اجازه دادن به مغز برای غرق شدن کامل در چیزی دیگر است!
منبع: Fast Company