الگوی توسعه آتی کشور + فایل صوتی

مدل‌های رایج را می‌توان سه‌گانه دید؛ آمریکا، اروپا و چین. سوال اصلی شاید باید این‌ گونه طرح شود: آیا واقعا لازم است ایران یکی از این سه الگو را به طور کامل انتخاب کند یا بهتر است ترکیبی سازگار از این مدل‌ها را طراحی کند؟ تجربه برخی کشورهای موفق نشان می‌دهد که نسخه خالص یک مدل اقتصادی را اجرا کرده‌اند و برخی دیگر ترکیبی از آنان را با شرایط داخلی خود متناسب تر یافته‌اند. به عبارت دیگر این گونه کشورها هر یک متناسب با تاریخ، فرهنگ و ساختار سیاسی ‌خود ترکیبی از سیاست‌ها را برگزیده‌اند. بنابراین، مساله اصلی ایران می‌تواند انتخاب بین سه الگوی آمریکا، اروپا یا چین باشد یا شناخت نقاط قوت و ضعف هر کدام و ساخت الگویی متناسب با شرایط ایران. در این یادداشت تلاش می‌شود سه الگوی مهم اقتصاد جهان به صورت خلاصه مرور شود تا بستر مناسب برای بحث در مورد الگوی مناسب برای توسعه ایران به وجود آید.

بخش اول، الگوی آمریکا؛ اقتصاد آمریکا را می‌توان رقابتی‌ترین اقتصاد بزرگ دنیا دانست. نقش اصلی را بخش خصوصی دارد و دولت بیشتر نقش قانون‌گذار و ناظر را به عهده دارد. نتیجه‌آن است که شرکت‌های غول‌پیکری مثل اپل، مایکروسافت، گوگل، انویدیا و تسلا به وجود آمده‌اند که نوآوری جهان را جلو برده‌اند. مزیت اصلی آنها تشویق به کارآفرینی، سرمایه‌گذاری و نوآوری است. اما ضعف‌ آن سیستم نابرابری درآمدها است، آموزش و درمان‌ گران است، و بدون حمایت‌های اجتماعی قوی، بخشی از جامعه از چرخه‌ رشد عقب می‌ماند. درس آمریکا برای ایران این است که دولت لزوما نباید تمام امور را در دست داشته باشد اما باید بستر رقابت سالم را فراهم کند، حقوق مالکیت حفظ شود و ثبات قوانین مشوق فعالیت‌های اقتصادی تضمین شود.

بخش دوم، الگوی اروپا؛ اقتصادی رقابتی با چاشنی عدالت اجتماعی است. برخلاف تصور رایج، بیشتر کشورهای اروپای شمالی سوسیالیستی نیستند، اما دولت از طریق مالیات بالاتر، آموزش، بهداشت، بیمه‌های اجتماعی، حمایت از اقشار آسیب‌پذیر را تامین می‌کند. شرکت‌ها همچنان خصوصی‌اند، اما مردم از خدمات عمومی‌گسترده بهره‌مند می‌شوند. نتیجه‌ این است که فقر کمتر، امنیت اجتماعی بیشتر و اعتماد عمومی‌بالاتر است. ولی مالیات‌های بالا می‌تواند انگیزه‌ بعضی فعالیت‌های اقتصادی را کم کند، بنابراین نیازمند دولتی کارآمد و پاسخگو هستند. درسی که برای ایران دارد این است که عدالت اجتماعی دشمن اقتصاد رقابتی نیست. می‌توان به بخش خصوصی اجازه داد موتور رشد باشد، در عین حال دولت با سرمایه‌گذاری در آموزش و بهداشت و حمایت هدفمند از گروه‌های کم‌درآمد فرصت‌های برابر برای آنان ایجاد کند. به عبارت دیگر، سرمایه‌ انسانی بزرگ‌ترین سرمایه هر کشور است. هزینه کردن برای آموزش و سلامت در واقع سرمایه‌گذاری برای رشد بلندمدت است.

بخش سوم، الگوی چین؛ اقتصادی رقابتی است در چارچوب حکمرانی متمرکز. چین شاید مهم‌ترین نمونه‌ دهه‌های اخیر باشد که نشان داده رشد اقتصادی الزاما به الگوی سیاسی واحدی وابسته نیست. از اواخر دهه‌ ۱۹۷۰ میلادی با اصلاحات دنگ شیائو پینگ، چین اقتصاد خود را به روی سرمایه‌گذاری، تجارت خارجی و رقابت باز کرد درحالی‌که ساختار سیاسی متمرکز حفظ شد. دولت جهت حرکت اقتصاد را تعیین می‌کند، سرمایه‌گذاری عظیم در زیربنا، توسعه آموزش، حمایت از صادرات و ایجاد مناطق آزاد تجاری از ابزارهای اصلی توسعه چین هستند. در نتیجه صدها‌میلیون نفر از فقر خارج شدند و چین به یک قدرت صنعتی بزرگ تبدیل شد.

اما این مدل محدودیت هم دارد؛ تمرکز بالای قدرت، محدودیت در برخی آزادی‌های مدنی، وابستگی زیاد تصمیم‌های اقتصادی به دولت و چالش‌هایی مثل بحران بازار مسکن، بدهی دولت‌های محلی و تغییرات جمعیتی. درس چین برای ایران تقلید ساختار سیاسی نیست، بلکه داشتن راهبرد توسعه بلندمدت است، ثبات در سیاست‌های اقتصادی، شایسته‌سالاری در مدیریت اقتصادی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت و توجه جدی به آموزش و تعامل گسترده‌ با اقتصاد جهانی و گسترش رقابت از خصوصیات اقتصاد چین است. چین بدون صادرات، جذب فناوری خارجی و حضور فعال در بازارهای بین‌المللی به جایگاه امروز نمی‌رسید.

 اگر بخواهیم سه الگو را در یک جمله خلاصه کنیم، آمریکا به ما قدرت رقابت و نوآوری را نشان می‌دهد، اروپا اهمیت عدالت اجتماعی را یادآوری می‌کند و چین ضرورت ثبات، برنامه‌ریزی بلندمدت و ضرورت توسعه تجاری و صنعتی را یادآور می‌شود. هر سه الگو، روابط گسترده بین‌المللی را سر لوحه توسعه خود قرار داده‌اند و رشد اقتصادی را در توسعه صادرات کالا و خدمات متمرکز کرده‌اند. تمرکز بر صادرات رابطه روان بین‌المللی می‌خواهد و محیط کسب‌وکار پر انگیزه داخلی و پیش‌بینی‌پذیر و البته همراه با تضمین مالکیت و سرمایه‌گذاری می‌طلبد.

مدیران کشور باید نگاه به آینده را مدنظر داشته باشند، زیرا اگر دوران ابهام در روابط بین‌الملل طولانی شود یا تحریم‌ها پایدار شوند، سرمایه‌های موجود اعم از نیروی انسانی و سرمایه‌های فیزیکی از کشور خارج خواهند شد و مهم‌تر آنکه با تغییر کریدور‌های مواصلاتی جاده و ریل و نفت و گاز در مسیر‌های جایگزین برای دور زدن ایران و حتی خلیج فارس اهمیت جغرافیایی ایران را به شدت کاهش خواهد داد و کشور را در رکود و فقر طولانی‌مدت انزوا گونه فرو خواهد برد.

* اقتصاددان

سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد را بشنوید: