تغییر نگرش سیاستگذاران

مقررات موجود برای توزیع دستوری منابع شکل گرفته است و باید به ترتیبی تغییر کند که بخش خصوصی و سرمایه‌گذاران غیرایرانی بتوانند انگیزه کافی برای سرمایه‌گذاری و فعالیت در داخل ایران داشته باشند. این امر ممکن نیست مگر اینکه سرمایه‌گذاری آنها سودآور باشد و سودآور بودن نیز زمانی محقق می‌شود که فضای فعالیت رقابتی باشد. بنابراین برای اینکه کشور بتواند جذب سرمایه کند باید نه‌تنها افراد خارجی بلکه ایرانیان خود کشور نیز تشویق شوند که امکانات خود را در جهت سرمایه‌گذاری و تولید ارزش افزوده بیشتر برای کشور صرف کنند. این کار در صورتی انجام‌پذیر است که فعالان به آینده امید داشته باشند و افق آینده را روشن‌تر ببینند. همچنین لازم است که آینده قابل پیش‌بینی، سرمایه‌گذاری سودآور و تولید کالا قابل صدور باشد تا سرمایه بتواند به‌راحتی وارد شود یا سود آن از کشور خارج نشود.

لازم است که تغییرات بسیار عمده‌ای در سیاستگذاری، تدوین قوانین، بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌ها صورت بگیرد. البته این تغییرات یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد؛ اما کشور باید با هدف گسترش تجارت، برنامه‌ریزی کند و قوانین را تغییر دهد؛ چراکه باید تجارت محور اصلی توسعه شود. اگر سیاستگذاران بخواهند به زنجیره‌های تولید جهانی وارد شویم، صادرات را گسترش دهند و مردم از سرمایه‌گذاری ‌خود دستاورد خوبی داشته باشند و در نتیجه کشور، جذب‌کننده سرمایه شود، باید تمام این اقدامات را رعایت کنند. در آن روی دیگر سکه نیز چنانچه سیاستگذاران با شرایط موجود ادامه دهند، می‌توانند‌ مطمئن باشند که حتی ایرانیان داخل کشور هم سود یا امکانات خود را به سرمایه‌گذاری اختصاص نخواهند داد؛ نرخ بیکاری بیشتر می‌شود، رفاه کمتر از این خواهد شد، رشد منفی همچنان ادامه پیدا می‌کند یا منفی‌تر می‌شود و بنابراین دوران پس از جنگ، به‌خودی‌خود دوران پربرکت و سودآوری نخواهد شد.

دوران پس از جنگ در صورتی سودآور خواهد شد که نگاه سیاستگذار به اداره اقتصاد تغییر کند. نگاه کشور باید با دنیای امروز هماهنگ شود، در واقع دولت باید رفتار، نگاه و رفتار اقتصادی‌ خود را با آنچه در دنیا در حال اتفاق افتادن است، هماهنگ کند؛ یعنی جذب‌کننده فناوری شود و خلاقیت‌ها را رشد دهد. کشور امکانات بسیار زیادی برای رشد و خلاقیت دارد؛ اما باید دانست که خلاقیت‌ها در یک محیط بسته رشد نمی‌کنند و فضا باید باز و امکانات جذب سرمایه فراهم شود تا خلاقیت‌ها امکان رشد بیشتری پیدا کنند و بتوانند در بستر بازار و سرمایه‌گذاری توسعه یابند. خلاقیت زمانی سودآور می‌شود که منافع آن در اقتصاد به سود و درآمد بیشتر منجر شود؛ در غیر این صورت، جز هزینه چیزی در بر نخواهد داشت و مردم برای آن هزینه و وقت صرف نخواهند کرد. در چنین شرایطی این وظیفه بر عهده دولت خواهد بود؛ درحالی‌که دولت نیز فعلا پولی ندارد و با کسری بودجه بسیار زیاد مواجه است. بنابراین، در جمع‌بندی باید گفت که اگر قرار است رفاهی برای جامعه ایجاد شود و اقتصاد رونق یابد، باید با توجه به پتانسیل‌های کشور، نگاه دولت نیز تجارت‌محور شود و صنایعی را در کشور توسعه دهد که بتوانند در مسیر کریدورهای صادراتی قرار بگیرند و صادرات‌محور، یعنی رقابتی شوند.

صنایع کشور عمدتا در مکان‌های نامناسب قرار گرفته‌اند و اصولا پرهزینه هستند. صنایع همچنین به‌دلیل قانون کار نامناسب، مملو از نیروی کار مازاد شده‌اند. باید به رشته فعالیت‌های صنعتی اجازه داده شود که از نیروی کار مازاد رهایی پیدا کنند و فناوری مدرن وارد کنند تا بتوانند با هزینه کمتر تولید کنند. البته در کنار آن باید شرایطی به‌وجود بیاید که سرمایه‌گذاری افزایش پیدا کند و نیروهایی که در دوره جنگ آزاد شده‌اند یا پس از این احتمالا آزاد خواهند شد، بتوانند جذب فعالیت‌های جدید شوند. اگر چنین نشود، قطعا معضلات بسیار بیشتری به‌وجود خواهد آمد و البته کشور هم فقر بیشتری تجربه می‌کند.

* اقتصاددان