مسیر جدید تجارت ایران و عراق/ میراث ۱۴۰۴ برای اقتصاد ایران چه بود؟ +فیلم
در «تیتر یک» امروز، ابتدا به تازهترین آمارهای بانک مرکزی از نقدینگی و پایه پولی در سال ۱۴۰۴ میپردازیم؛ آماری که از ثبت بالاترین نرخ رشد نقدینگی و پایه پولی در دهههای اخیر خبر میدهد و نشانهای از افزایش نااطمینانی در اقتصاد ایران است. سپس بررسی میکنیم که عراق چگونه در شرایط جدید منطقهای به یکی از مهمترین مسیرهای تجارت خارجی ایران تبدیل شده و چه فرصتها و چالشهایی پیش روی این رابطه اقتصادی قرار دارد. در ادامه، سراغ بازار مسکن تهران میرویم؛ بازاری که شکاف قیمتی میان مناطق مختلف آن به بالاترین سطوح رسیده و فاصله معناداری میان قیمتهای پیشنهادی و معاملات واقعی شکل گرفته است. همچنین تحولات صنعت حافظه در عصر هوش مصنوعی را مرور میکنیم؛ صنعتی که از کره جنوبی تا ژاپن به یکی از برندگان اصلی موج سرمایهگذاریهای فناوری تبدیل شده است. در بخش خودرو، این پرسش را مطرح میکنیم که آیا مشکل اصلی بازار خودرو قیمتگذاری است یا کمبود عرضه؟ سپس گزارش مرکز آمار از رشد اقتصادی سال ۱۴۰۴ را بررسی خواهیم کرد؛ گزارشی که از توقف رشد، افت سرمایهگذاری و کوچکتر شدن بخش غیرنفتی اقتصاد حکایت دارد. و در پایان، به این موضوع میپردازیم که نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا چه تأثیری بر آینده سیاسی جیدی ونس، یکی از مهمترین چهرههای دولت ترامپ، خواهد داشت.با «تیتر یک» دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵ همراه باشید.
اقتصاد ایران با چه نقدینگی به استقبال سال 1405 رفت؟
بانک مرکزی تازهترین آمار مربوط به نقدینگی و پایه پولی در سال ۱۴۰۴ را منتشر کرد. بر اساس این آمار رشد نقدینگی به ۵۳.۳ درصد در سال گذشته رسیده که بالاترین سطح در نیم قرن گذشته بوده است. همچنین آمارهای رشد پایه پولی نشان میدهد رشد این متغیر به ۶۱.۵ درصد رسیده و از سال ۵۸ تا کنون بالاترین سطح را به خود اختصاص داده است.
رئیس کل بانک مرکزی از کاهش انتظارات تورمی و برنامههای جدی برای مهار تورم و تأمین ارز تولید خبر داد.
آمارهای منتشر شده نشان میدهد در ۴ سال گذشته سهم پول از نقدینگی افزایش یافته و نااطمینانی در اقتصاد را از دید آحاد جامعه تصویر کرده است. پیشتر افزایش سهم پول در سالهای انتهایی دهه هشتاد و ابتدایی دهه ۹۰ دیده میشد که همزمان با اوجگیری تحریمها و بنبستهای بینالمللی برای اقتصاد ایران بود.
مسیر جدید تجارت ایران و عراق
تحولات و تنشهای اخیر منطقه بار دیگر اهمیت عراق را در تجارت خارجی ایران پررنگ کرده است. این کشور با داشتن طولانیترین مرز زمینی مشترک با ایران، یکی از مهمترین مقاصد صادراتی کشور محسوب میشود؛ به طوری که از مجموع حدود ۱۱۰ میلیارد دلار تجارت خارجی ایران در سال ۱۴۰۴، نزدیک به ۱۲ میلیارد دلار به مبادلات با عراق اختصاص داشته است. عراق همچنین با سهمی بیش از ۱۷ درصد، دومین مقصد صادراتی ایران به شمار میرود.
با وجود مزیتهای لجستیکی و ظرفیت بالای تجارت میان دو کشور، روابط اقتصادی تهران و بغداد همچنان با چالشهایی مانند تحریمهای آمریکا، رقابت فزاینده کشورهای منطقه در بازار عراق، شرایط سیاسی و امنیتی این کشور و تلاش بغداد برای متنوعسازی شرکای تجاری خود روبهرو است. با این حال، بسیاری از کارشناسان معتقدند عراق میتواند در سالهای آینده نقش پررنگتری در حفظ و توسعه تجارت خارجی ایران ایفا کند.
تغییرات قیمتی ۲۲ منطقه تهران
بازار مسکن تهران در خرداد ۱۴۰۵ همچنان تصویری از شکافهای عمیق قیمتی را به نمایش میگذارد. شاخص قیمت اکوایران که بر اساس فایلهای عرضهشده در پلتفرمهای آنلاین مسکن محاسبه شده، نشان میدهد میانگین قیمت هر متر مربع آپارتمان نوساز در پایتخت به حدود ۲۴۰ میلیون تومان رسیده است. با این حال، این میانگین بهتنهایی نمیتواند واقعیت پیچیده بازار را توضیح دهد.
بررسی دادهها نشان میدهد قیمت نوسازها در منطقه یک به بیش از ۶۸۰ میلیون تومان در هر متر مربع رسیده، در حالی که در منطقه ۱۹ این رقم کمتر از ۱۲۰ میلیون تومان است. به عبارت دیگر، قیمت مسکن در گرانترین منطقه تهران حدود شش برابر ارزانترین منطقه پایتخت است. اما تفاوتها تنها به مقایسه مناطق محدود نمیشود؛ در بسیاری از مناطق، شکافهای قیمتی قابل توجهی میان محلهها و حتی پروژههای مختلف یک محله مشاهده میشود.
نکته مهمتر آن است که این ارقام بر پایه قیمتهای پیشنهادی فروشندگان محاسبه شدهاند. گزارشهای بازار نشان میدهد فاصله میان قیمتهای پیشنهادی و قیمتهای قطعی معاملات در ماههای اخیر افزایش یافته و به حدود ۲۷ درصد رسیده است. این موضوع از شکاف میان انتظارات فروشندگان و توان خرید متقاضیان حکایت دارد؛ شکافی که در سایه رکود معاملاتی و کاهش قدرت خرید خانوارها شکل گرفته است.
در چنین شرایطی، شاخص قیمت اکوایران بیش از آنکه تصویری از معاملات انجامشده باشد، نمایی از انتظارات فعالان بازار ارائه میدهد. انتظاراتی که نشان میدهد بازار مسکن تهران بیش از هر زمان دیگری به بازارهای محلی و منطقهای تقسیم شده و میانگینها دیگر نمیتوانند تمام واقعیت این بازار پیچیده و چندلایه را روایت کنند.
تحول شرکتهای جهانی تولیدکننده حافظه
اگر تا چند سال پیش از شما میپرسیدند مهمترین کالای استراتژیک صنعت فناوری چیست، احتمالا پاسخ بسیاری «پردازنده» بود. اما عصر هوش مصنوعی یک برنده کمتر دیدهشده دارد: حافظه.
قابلیتهای جدید «هوش اپل» (Apple Intelligence) همگی یک هدف را دنبال میکنند: جابهجایی کمتر بین برنامهها و حضور بیشتر دستیار هوش مصنوعی سیری (Siri) که بالاخره توجهها را به خود جلب میکند. «هوش اپل ۲.۰» نام رسمی اپل نیست، اما اصطلاح کاربردی و کوتاهی برای توصیف مسیر آینده این شرکت است. اپل آن را نسل بعدی هوش اپل مینامد که هوش مصنوعی سیری، مشهودترین بخش آن است.
امروز رقابت اصلی تنها بر سر ساخت تراشههای قدرتمند نیست؛ بلکه بر سر دسترسی به حافظههایی است که بتوانند حجم عظیم دادههای مورد نیاز مدلهای هوش مصنوعی را در لحظه پردازش کنند. به همین دلیل شرکتهایی که حافظههای DRAM و HBM تولید میکنند، به بازیگران کلیدی اقتصاد دیجیتال تبدیل شدهاند.
رشد خیرهکننده شرکتهای کرهای و ژاپنی در ماههای اخیر اتفاقی نیست. از SK Hynix گرفته تا کیوشیا، همگی در مرکز موج جدید سرمایهگذاریهای هوش مصنوعی قرار گرفتهاند. در حالی که غولهای فناوری مانند مایکروسافت، گوگل، آمازون، متا و اپل صدها میلیارد دلار برای توسعه مراکز داده هزینه میکنند، تقاضا برای حافظه با سرعتی بیشتر از ظرفیت تولید در حال افزایش است.
نتیجه این روند، جهش درآمد شرکتهای حافظهساز، رشد صادرات نیمههادیها و حتی تأثیرگذاری بر اقتصاد کشورهای تولیدکننده است. در کره جنوبی، رونق صنعت تراشه آنقدر بزرگ شده که نگرانیهایی درباره افزایش دستمزدها و فشارهای تورمی ایجاد کرده است.
البته این رونق یک نقطه ضعف هم دارد؛ صنعت حافظه به شدت به هزینهکرد غولهای فناوری وابسته است. اگر روزی سرمایهگذاری در هوش مصنوعی کاهش پیدا کند، نخستین بخشی که تحت فشار قرار خواهد گرفت، همین صنعت خواهد بود.
اما فعلاً نشانهای از کاهش تقاضا دیده نمیشود. سفارشها همچنان در حال افزایش است و بخش بزرگی از ظرفیت تولید سال آینده از همین حالا پیشفروش شده است.
در عصر هوش مصنوعی، شاید مهمترین دارایی استراتژیک جهان دیگر نفت یا حتی پردازندهها نباشند؛ بلکه حافظههایی باشند که موتور اصلی انقلاب هوش مصنوعی را روشن نگه میدارند.
گره اصلی بازار خودرو؛ قیمت یا کمبود عرضه؟
افزایش قیمت جدید ایرانخودرو خیلیها را عصبانی کرده، اما شاید قبل از هر قضاوتی باید به یک عدد نگاه کرد؛ بیش از یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر در آخرین طرح فروش این شرکت ثبتنام کردهاند، در حالی که تعداد خودروهای عرضهشده تنها کسری از این رقم بوده است. بازاری که در آن برای هر خودرو دهها نفر رقابت میکنند، طبیعتاً با کمبود عرضه و فشار تقاضا مواجه خواهد شد.
در چنین شرایطی بحث اصلی فقط قیمت نیست؛ مسئله اصلی شکاف عمیق میان عرضه و تقاضاست. تا زمانی که تولید پاسخگوی حجم تقاضای موجود نباشد و رقابت واقعی در بازار شکل نگیرد، نه قیمتگذاری دستوری میتواند مشکل را حل کند و نه افزایش قیمتها. گره اصلی بازار خودرو همچنان همان مسئله قدیمی است: کمبود عرضه.
گزارش رشد اقتصادی ۱۴۰۴ مرکز آمار
سال ۱۴۰۴ برای اقتصاد ایران، سال بقا بود نه رشد. ایرانیان سال را در حالی آغاز کردند که کمتر کسی تصور میکرد کشور در طول یک سال، دو جنگ بزرگ، ماهها نااطمینانی سیاسی و شوکهای متعدد اقتصادی را تجربه کند. اما پیامد این تحولات در نهایت خود را در مهمترین شاخص اقتصاد کلان نشان داد: رشد اقتصادی.
بر اساس آخرین برآوردهای رسمی، اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۴ تنها ۰.۲ درصد رشد کرده است؛ رقمی که عملاً به معنای ایست کامل اقتصاد است. حتی اگر بخش نفت را کنار بگذاریم، رشد اقتصادی به منفی ۰.۳ درصد میرسد؛ یعنی اقتصاد غیرنفتی کشور کوچکتر شده است.
نگاهی به جزئیات آمارها تصویر نگرانکنندهتری ارائه میدهد. رشد بخش کشاورزی منفی شده، صنعت کوچکتر شده و خدمات نیز که در سالهای اخیر موتور اصلی رشد اقتصاد ایران بود، تقریباً متوقف شده است. تنها بخش نفت توانسته مانع از ثبت رشد منفی در کل اقتصاد شود.
اما شاید مهمترین زنگ خطر، سقوط سرمایهگذاری باشد. تشکیل سرمایه ثابت ناخالص که موتور تولید، اشتغال و افزایش رفاه در آینده محسوب میشود، در سال گذشته ۲.۸ درصد کاهش یافته است. نگرانکنندهتر اینکه سرمایهگذاری در ماشینآلات، که نقش کلیدی در افزایش بهرهوری و توسعه صنعتی دارد، افت قابلتوجهی را تجربه کرده است.
همزمان مصرف خانوارها کاهش یافته، صادرات افت کرده و واردات نیز با کاهش شدیدی مواجه شده است؛ نشانههایی که از تضعیف فعالیتهای اقتصادی و کاهش قدرت خرید حکایت دارند.
اقتصاد ایران پیش از این نیز با تحریمها، کمبود سرمایهگذاری و نااطمینانیهای مزمن دستوپنجه نرم میکرد. اما حوادث سال ۱۴۰۴ این مشکلات را تشدید کرد و نتیجه آن اقتصادی بود که نه توان رشد داشت و نه ظرفیت ایجاد رفاه بیشتر برای شهروندان.
سؤال اصلی اکنون این است: آیا اقتصاد ایران میتواند از چرخه نااطمینانی و رشدهای نزدیک به صفر خارج شود یا سالهای آینده نیز در همین مسیر ادامه خواهد یافت؟
تاثیر مذاکرات ایران و آمریکا بر آینده سیاسی ونس
در ظاهر، مذاکرات ایران و آمریکا درباره برنامه هستهای، امنیت منطقه و آینده خاورمیانه است؛ اما برای جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، این پرونده یک بُعد شخصی و سیاسی مهمتر هم دارد: آینده خودش.
ونس در ماههای اخیر به یکی از چهرههای اصلی پیگیری توافق با تهران تبدیل شده و بسیاری او را معمار اصلی مسیر دیپلماسی دولت ترامپ میدانند. اما همین نقش، او را وارد یک بازی پرریسک کرده است. اگر مذاکرات به نتیجه برسد، ونس میتواند خود را سیاستمداری معرفی کند که از یک جنگ پرهزینه جلوگیری کرده و راهحل دیپلماتیک ارائه داده است. اما اگر مذاکرات شکست بخورد، او نخستین فردی خواهد بود که زیر تیغ انتقاد قرار میگیرد.
فشارها از هر سو ادامه دارد. بخشی از جمهوریخواهان، ونس را به نرمش بیش از حد در برابر ایران متهم میکنند و برخی چهرههای تندرو حتی توافق احتمالی را بدتر از برجام میدانند. در مقابل، ونس تلاش کرده با حضور مداوم در رسانهها از مسیر مذاکره دفاع کند و مخالفان توافق را جنگطلب معرفی کند.
مشکل اینجاست که مواضع او همیشه با مواضع ترامپ یکسان نیست. جایی که ونس از ادامه فشار و محدودیتها سخن میگوید، ترامپ همچنان گزینه حمله نظامی را روی میز نگه میدارد. همین تفاوتها باعث شده بسیاری این مذاکرات را نه فقط آزمونی برای سیاست خارجی آمریکا، بلکه آزمونی برای آینده سیاسی ونس بدانند.
شاید به همین دلیل بود که نگاه متحیر او در حاشیه مذاکرات اخیر، بیش از هر چیز یادآور این واقعیت بود که نتیجه این پرونده میتواند سرنوشت یکی از مهمترین مدعیان آینده کاخ سفید را تعیین کند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.