دیپلماسی در میدان تدبیر استانی برای جهش اقتصاد ملی

دنیای اقتصاد-تبریز: در این میان استان آذربایجان غربی نه به عنوان یک قطعه حاشیه‌ای در نقشه ایران بلکه به عنوان مرکز نقل دیپلماسی همسایگی و خط مقدم جبهه اقتصادی کشور شناخته می‌شود. این استان با موقعیت منحصر به فرد ژئوپلیتیک خود تنها استانی است که با کشور ترکیه هم‌مرز بوده و عملاً دروازه اصلی و بی‌بدیل ورود ایران به بازارهای اروپایی به شمار میرود. دارا بودن نزدیک به ۵۰۰ کیلومتر مرز مشترک در کنار سه پایانه گمرکی استراتژیک پرتردد و حیاتی نظیر بازرگان سرو و رازی این جغرافیای خاص را به شاهرگ اصلی ترانزیت و تجارت خارجی کشور تبدیل کرده است.

اما مزیت‌های آذربایجان غربی صرفاً در زیرساخت‌های فیزیکی و پایانه‌های اسفالت شده خلاصه نمی‌شود. پیوندهای عمیق زبانی اشتراکات ریشه‌دار فرهنگی و پیشینه تاریخی مردمان این خطه با کشور ترکیه سرمایه‌ای عظیم و نامشهود است که می‌تواند هزینه‌های مبادله را به شدت کاهش داده و روند اعتمادسازی در تجارت بین‌الملل را تسریع کند. این استان با برخورداری از اراضی مستعد کشاورزی ظرفیت‌های بی‌نظیر ترانزیتی و پتانسیل ایجاد شهرک‌های صنعتی مشترک به تنهایی قادر است بار بزرگی از اهداف صادرات غیرنفتی کشور را به دوش بکشد در واقع توسعه و پویایی این استان مستقیماً با امنیت اقتصادی تأمین ارز و رفاه کل کشور گره خورده است.

با وجود تمام این ظرفیت‌های ذاتی و غیرقابل‌انکار سالهاست که یک عارضه مزمن اداری و نگاه مرکز گرا مانع از شکوفایی کامل این پتانسیل‌ها شده بود تا پیش از این مدیریت مناسبات تجاری خرد و کلان با ترکیه و سازوکارهای مربوط به میز ترکیه در پایتخت و فرسنگ ها دورتر از واقعیت‌های میدانی مرزها صورت می‌گرفت تصمیم‌گیری در اتاق‌های دربسته تهران برای کامیونی که در مرز بازرگان متوقف شده است. رویکردی بود که غالباً به طولانی شدن دیوان سالاری فرسایش سرمایه اجتماعی کندی در حل چالش‌های روزمره تجار و عدم درک دقیق از اقتضائات محلی می‌انجامید. اهمیت و جایگاه میز ترکیه در ساختار اقتصاد سیاسی ما بر کسی پوشیده نیست وقتی عالی‌ترین مقامات دو کشور هدف‌گذاری کلان مبادلات تجاری را بر روی عدد ۳۰ میلیارد دلار تنظیم می‌کنند تحقق این چشم‌انداز بزرگ با بخشنامه نامه‌نگاری‌های طولانی‌مدت میان ادارات پایتخت و ساختارهای کند اداری محقق نمی‌شود. این هدف نیازمند یک قرارگاه عملیاتی در نقطه صفر مرزی است تا تصمیمات با سرعت، دقت و اشراف کامل به میدان اتخاذ شوند. انتقال میز ترکیه به یک استان مرزی نمادی از تغییر الگو در نظام تصمیم گیری کشور و عبور از تمرکزگرایی آسیب‌زا به سوی واقع گرایی و چابکی اقتصادی بود.

اما عبور از این تمرکزگرایی تاریخی و انتقال این قرارگاه به استان نیازمند اراده‌ای جدی قدرت چانه‌زنی بالا در سطح ملی و فهمی عمیق از مناسبات کلان اقتصادی بود. انتقال میز ترکیه به آذربایجان غربی که اخیراً و برای نخستین بار محقق شد محصول همین اراده است. در این مسیر سخت و ساختار گشا، نقش کلیدی پررنگ و مجدانه دکتر رضا رحمانی استاندار آذربایجان غربی شایسته واکاوی و تقدیری ملی است. حضور یک مدیر با سابقه در سطح ملی که پیش‌تر سکاندار وزارت صنعت معدن و تجارت بوده و با پیچیدگی‌های تولید دیوان‌سالاری و دیپلماسی اقتصادی از نزدیک آشناست، این فرصت را به استان داد تا با زبانی ملی با مرکز نشینان گفت و گو کند.

دکتر رحمانی با درک عمیق از اینکه دیپلماسی اقتصادی بدون تفویض اختیار به میدان داران اصلی آن ابتر میماند با استدلالهای متقن کارشناسی رایزنی‌های مستمر با مقامات عالی در نهاد ریاست جمهوری و وزارتخانه های متولی توانست مرکز را برای این واگذاری تاریخی اقناع کند. هنر استاندار در این بود که نشان داد میتوان اقتدار و نظارت ملی را با تدبیر و چابکی محلی پیوند زد و تصمیم‌سازی را به جایی سپرد که نبض تجارت در آن می‌تپد. این اقدام او صرفاً یک جابه جایی ساده اداری نبود بلکه دفاع از هویت اقتصادی استان و اثبات این واقعیت بود که اگر به ظرفیتهای استانی اعتماد شود. گره‌های کور ملی باز خواهد شد. او ثابت کرد که مسئولیت‌پذیری در قبال معیشت مردم نیازمند تصمیمات شجاعانه و پیگیری‌های خستگی‌ناپذیر است.

از آنجا که این میز به تازگی به استان واگذار شده و ساختارهای آن در حال استقرار نهایی است. طبیعتاً قرار نیست از همین امروز منتظر تغییرات ناگهانی در ترازوی صادرات باشیم اما چشم‌انداز پیش رو و دستاوردهایی که این ساختار جدید به دنبال خواهد داشت افق‌های بسیار روشنی را ترسیم می‌کند. در آینده‌ای بسیار نزدیک استان آذربایجان غربی از یک مسیر عبوری و ترانزیتی صرف» به کانون اصلی سیاست‌گذاری، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و تسهیل گر مستقیم تجارت ارتقا خواهد یافت انتظار می‌رود با حذف دست‌اندازهای دیوان سالاری جلسات کارگروه‌های تخصصی هم‌اندیشی‌ها و رفع موانع گمرکی مستقیماً میان مقامات و تجار استانی با همتایان ترکیه ای در همان نقطه مرزی برگزار شود.

این پویایی اقتصادی در گام نخست و در سطح محلی مستقیماً بر سفره و معیشت مردم خطه آذربایجان غربی اثر گذار خواهد بود. با ریل‌گذاری‌های صورت‌گرفته به زودی شاهد تسریع در ترخیص کالاها کاهش خواب کامیون‌ها در مرز رونق گرفتن واقعی بازارچه‌های مرزی و فعال شدن تعاونی‌های مرزنشینان خواهیم بود.

این میز می‌تواند با شناسایی دقیق ظرفیتهای صادراتی استان در حوزه‌های کشاورزی و صنایع تبدیلی سرمایه‌گذاران ترکیه‌ای را بدون درگیری با پیچ و خم‌های اداری مرکز مستقیماً جذب شهرکهای صنعتی استان کند نتیجه نهایی این فرآیند ایجاد اشتغال پایدار برای جوانان منطقه کاهش نرخ بیکاری و تزریق امید به جامعه‌ای است که شایسته بهترین خدمات است.

اما در کنار این امتیازات استانی دستاوردهای کلان این انتقال برای تمامیت اقتصاد ایران بی‌بدیل خواهد بود. در دوره پساجنگ اقتصادی، مهم‌ترین وظیفه ساختار حکمرانی تبدیل آرامش امنیتی به ثبات اقتصادی و اطمینان در بازار است. استقرار میز ترکیه در آذربایجان غربی بخشی از پدافند غیر عامل و راهبرد خنثی‌سازی تحریم‌هاست. این ساختار با ظرفیتی که در افزایش سرعت و حجم مبادلات ایجاد می‌کند بی‌شک به تأمین پایدار نیازهای ارزی تسهیل ورود کالاهای اساسی و مواد اولیه تولید کمک شایانی خواهد کرد و در عمل نشان خواهد داد که تمرکز زدایی چگونه به افزایش تاب‌آوری اقتصاد ملی منجر می‌شود.

هیچ کس مدعی نیست که در مسیر توسعه تجارت خارجی مدیریت پساجنگ اقتصادی و خنثی‌سازی تحریم‌ها تمامی امور بی‌خطا بوده با موانع یک‌شبه برطرف می‌شوند. اما انصاف حکم می‌کند مجاهدت‌های خاموش و تداییر ساختاری مدیرانی که برای گشودن گره‌های تاریخی تلاش می کنند، به درستی دیده شود. در شرایطی که بدخواهان ایران می‌کوشند با بزرگنمایی مشکلات آینده را تاریک جلوه دهند ریل‌گذاری‌های هوشمندانه‌ای نظیر انتقال میز ترکیه پاسخی عملی و قاطع به این جنگ روانی است. ایران امروز به مدیرانی نیاز دارد که به جای تولید دوگانه های ناروا و هزینه تراشی برای کشور آستین همت بالا زده و ظرفیت‌های معطل مانده را به کار گیرند. پیروزی واقعی آن است که کشور درگیر دیوان‌سالاری‌های فلج‌کننده نشود و اقتصاد ملی با تکیه بر ظرفیت‌های استانی جان بگیرد. انتقال میز ترکیه به آذربایجان غربی تجلی همان عقلانیت توام با اقتدار است راهی که نشان می‌دهد می‌توان با تدبیر، بها دادن به ظرفیت مرزنشینان و اصلاحساختارهای معیوب منافع بلندمدت ایران را تأمین کرد و زندگی مردم را در مسیر رونق و توسعه قرار داد.

ناصر شیرزاده

کارشناس ارشد توسعه اقتصادی و برنامه‌ریزی