اما عضو دیگری از سفارت فرانسه در قاهره، یک دیپلمات بلندپرواز به نام «رنه دوینل دو سن کنتین ۱»، احساس کرد که جای نگرانی نیست. لورنس با تملق از «سن کانتین» او را «یک غیرانگلیسی در قاهره» خطاب می‌کرد «که باید با او در مورد هر رخدادی به صراحت سخن بگوییم.» در نتیجه، کانتین درک نکرد که لورنس می‌خواهد او را ترغیب به طغیان علیه عثمانی‌ها در قلب منطقه‌ای کند که فرانسه امیدوار به حاکمیت بر آن پس از جنگ است زیرا این استراتژی‌ بود که لورنس آشکارا او را مطمئن کرده بود که دنبال نخواهد کرد. کانتین در توصیفی تحسین برانگیز از این همکار انگلیسی‌اش - «احتمالا برجسته‌ترین چهره در ارتش بریتانیا یا دولت این کشور در شرق»- به شباهت لورنس با اعراب پی برد و به آن تصریح کرد اما استدلال کرد که این افسر جوان بریتانیایی «آنقدر وفادار است که تسلیم دستورات رؤسایش نشود اگر آنها آشکارا سیاست همکاری فرانسه-انگلیس را پی نهند.» درست چند ماه پیش‌تر بود که برای فرانسوی‌ها روشن شد لورنس به واسطه سیاست رسمی انگلیس دستش باز است و محدودیتی ندارد زیرا او اکنون درحال شکل دادن به سیاست انگلیس است.

شانس لورنس برای انجام این کار زمانی رخ نمود که چند روز پس از رسیدنش به قاهره، فرا خوانده شد تا به دیدار فرمانده کل نیروهای انگلیسی در مصر یعنی «ادموند آلنبی ۲» برود. این دیدار پتانسیل این را داشت که «فاجعه بار» باشد زیرا این لورنسی که ساز مخالف می‌زد و ژولیده می‌نمود (و روزگاری یک سرباز خشمگین او را چنین توصیف کرده بود «یک جوان احمق از خود راضی که می‌خواهد همه چیز را به هم بزند»)قرار بود با مردی دیدار کند که به «جوشی» بودن شهره بود و پشت سرش به او «گاو خونی» می‌گفتند. اگرچه شهرت ژنرال آلنبی به ترسناک بودنش بود اما فردی خوش‌فکر و بازاندیش بود و به نقص‌ها و کمبودهایش آگاه بود. آلنبی بعدها گفت که پس از دو بار شکست در آزمون خدمات کشوری در هند به ارتش پیوست زیرا «مشتاق انجام هر کار دیگری بود و جسارت آن را هم داشت.» همان‌طور که لورنس زیرکانه فهمیده بود، آلنبی در وضعیتی دشوار و پیچیده قرار داشت. آلنبی به تازگی به مصر رسیده بود تا فرماندهی تلاش جدیدی برای حمله به فلسطین را بر عهده بگیرد.

او که پیش‌تر فرمانده لشگر سوم بریتانیا بود به‌دنبال انتقادی که از عملکردش در فرانسه در بهار همان سال [۱۹۱۷] طی «نبرد آراس ۳» از او صورت گرفت، اخراج شد و فرماندهی نیروهای مصری به او داده شد. این نه تنها یک تنزل رتبه برای او بود (پیش از اینکه برای پذیرش مسوولیت جدید به قاهره برود) بلکه پیام‌های ضدونقیضی هم دریافت می‌کرد. «لوید جورج» به او گفته بود که «بیت‌المقدس را تا کریسمس» بگیرد. اما «سر ویلیام رابرتسون ۴»، مشاور نظامی اصلی دولت که حمله به فلسطین را به منزله انحراف از جبهه غربی می‌دانست، بارها در خفا به او هشدار داده بود که نخست‌وزیر نیروی اضافی ندارد که به او بدهد. براساس فشارهای مشابه، فرمانده‌ بیچاره‌ قبل از آلنبی نیز که دو بار سعی کرده بود غزه را از عثمانی بگیرد و شکست خورده بود بهای این شکست را با شغلش پرداخت. آلنبی وامانده و مستاصل بود تا مبادا او نیز در این دام بیفتد.

آخر هفته

پاورقی:

1 - René Doynel de St Quentin

2 - Edmund Allenby: ادموند هنری آلنبی (۲۳ آوریل ۱۸۶۱ – ۱۴ مه ۱۹۳۶) نظامی انگلیسی و فرمانداری در امپراتوری بریتانیا بود. او در جنگ جهانی اول در مقام فرماندهی کل نیروهای مصری امپراتوری بریتانیا، در جبهه سینا و فلسطین شرکت کرد. در این جنگ، طی تسخیر فلسطین، شهرهای بئرشبع، یافا و اورشلیم را از اکتبر تا دسامبر ۱۹۱۷ میلادی از عثمانی‌ها گرفت. پس از فتح دره اردن در تابستان ۱۹۱۸، اقدام به تصرف شمال فلسطین کرد و توانست در نبرد «مجیدو» نیروهای لشکر هشتم عثمانی را شکست داده و لشکریان چهارم و هفتم را نیز به سوی دمشق عقب براند. متعاقبا نیروهای او موفق شدند دمشق را تسخیر کرده و به‌سوی شمال سوریه پیشروی کنند. با پایان جنگ و سقوط امپراتوری عثمانی، آلنبی باقی دوران ماموریت خود از ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۵ را در مصر و سودان سپری کرد. برای شرح حال بیشتر از او بنگرید به:

۳-Edmund Henry Hynman Allenby, ۱st Viscount Allenby, BRITISH FIELD MARSHAL, WRITTEN BY: The Editors of Encyclopædia Britannica, accessed on ۲۰ October ۲۰۱۷, https:/ / www.britannica.com/ biography/ Edmund-Henry-Hynman-Allenby-۱st-Viscount-Allenby; Nigel Steel, Battle of Jerusalem: the Holy City is captured, ۲۹ Nov ۲۰۱۳, http:/ / www.telegraph.co.uk/ history/ world-war-one/ inside-first-world-war/ part-four/ ۱۰۴۸۳۵۹۷/ battle-jerusalem.html.

به‌دنبال سقوط بیت‌المقدس در ۹ دسامبر ۱۹۱۷ او بیانیه‌ای صادر کرد که در این آدرس قابل مشاهده است:

http:/ / www.firstworldwar.com/ source/ jerusalem_allenbyprocl.htm

 - The Battle of Arras: در فاصله ۹ آوریل تا ۱۶ مه‌۱۹۱۷ در منطقه آراس در شمال فرانسه میان نیروهای متفقین (ایتالیا، انگلستان، کانادا، استرالیا، نیوزلند) با نیروهای آلمانی جنگ در گرفت.در این جنگ متفقین دارای ۲۷ لشگر توپو، آلمانی‌ها دارای ۷ لشگر در خط مقدم و ۲۷ لشگر ذخیره بودند. در این جنگ متفقین حدود ۱۶۰ هزار نفر تلفات دادند درحالی که میزان تلفات آلمانی‌ها بین ۱۲۰ تا ۱۶۰ هزار نفر بود. با این حال، درخصوص تعداد تلفات طرفین، بین مورخین اختلاف نظر وجود دارد. نتیجه این جنگ پیروزی قطعی متفقین علیه قوای آلمانی بود. برای اطلاعات بیشتر بنگرید به:

The Battle of Arras: An Overview, accessed on ۲۰ October ۲۰۱۷, http:/ / ww۱centenary.oucs.ox.ac.uk/ battle-of-arras/ the-battle-of-arras-an-overview/ ; THE BATTLE OF ARRAS (APRIL ۱۹۱۷), accessed on ۲۰ October ۲۰۱۷, http:/ / www.remembrancetrails-northernfrance.com/ history/ battles/ the-battle-of-arras-april-۱۹۱۷.html; The Arras offensive, ۱۹۱۷ (Battle of Arras), accessed on ۲۰ October ۲۰۱۷, http:/ / www.longlongtrail.co.uk/ battles/ battles-of-the-western-front-in-france-and-flanders/ the-arras-offensive-۱۹۱۷-battle-of-arras/ ; Adrian Gilbert, Battle of Arras, accessed on ۲۰ October ۲۰۱۷, https:/ / www.britannica.com/ topic/ Battle-of-Arras

۴- Sir William Robert Robertson, ۱st Baronet: رئیس ستاد کل نیروهای امپریالیستی بریتانیا در جنگ جهانی اول. او حامی «سر داگلاس هیگ»، فرمانده کل قوای بریتانیا در فرانسه بود که به او اصرار می‌کرد تمرکز نیروهای بریتانیایی برجبهه غربی باشد. برای شرح حال او بنگرید به:

The Editors of Encyclopædia Britannica, Sir William Robert Robertson, ۱st Baronet, accessed on ۲۰ October ۲۰۱۷, https:/ / www.britannica.com/ biography/ Sir-William-Robert-Robertson-۱st-Baronet; Who’s Who - Sir William Robertson, accessed on ۲۰ October ۲۰۱۷, http:/ / www.firstworldwar.com/ bio/ robertson.htm.