میرزاخانی در هشتمین همایش سیاست‌های پولی و چالش‌های بانکداری و تولید با بیان این موضوع که از همایش هفتم در اسفند ماه سال ۹۶ تاکنون اتفاقات بسیار زیاد و عمدتا تلخی در اقتصاد ایران به وقوع پیوست، گفت: این رویدادها اهمیت مباحث این همایش را مضاعف می‌کند. او ریشه همه اتفاقات تلخ این برش زمانی را در سیاست‌گذاری‌های نادرستی دانست که نقد این سیاست‌گذاری‌ها محور اصلی پنج همایش از هفت همایش گذشته «دنیای اقتصاد» بود، اما متاسفانه عموم راهکارهایی که در جهت اجتناب از این بحران‌ها ارائه شد، مورد بی‌اعتنایی نظام سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیران اقتصادی قرار گرفت.

او موضوعات محوری پنج همایش گذشته را «راهکارهای علمی تورم‌زدایی از اقتصاد»، «مبانی کارشناسی سیاست‌گذاری برای نرخ ارز و نرخ سود بانکی و ضرورت هماهنگی سیاسی ارزی و سیاست پولی»، «نحوه تامین مالی بنگاه‌های تولیدی در شرایط رکود»، «راهکارهای اصلاح نظام بانکی» و «ساختار صحیح نظام سیاست‌گذاری پولی و ارزی» معرفی کرد و گفت: با توجه به پیش‌بینی بحران‌های قریب‌الوقوع از همین گسل‌ها در دستورکار همایش‌های گذشته قرار گرفتند، اما مورد بی‌توجهی دستگاه سیاست‌گذاری و نظام تصمیم‌گیری اقتصادی واقع شدند.

میرزاخانی با تاکید بر این موضوع که این کم‌اعتنایی و بی‌توجهی به نظرات کارشناسی در اقتصاد ایران چندان بی‌سابقه نیست، توضیح داد: حدود نیم قرن است که برای چالش‌های تکراری اقتصاد ایران، راه‌حل‌های اشتباه مشابهی در دستورکار قرار می‌گیرد و این سریال تاکنون ادامه داشته است؛ به‌گونه‌ای‌که نه وقوع انقلاب باعث کنار گذاشتن سیاست‌های اشتباه اقتصادی شد که شروع آن به اواخر دهه ۴۰ بر اقتصاد ایران بازمی‌گشت و نه تغییر دولت‌ها در سال‌های پس از انقلاب، کیفیت این سیاست‌گذاری‌ها را تغییر قابل‌اعتنایی داد.

سردبیر ارشد گروه رسانه‌ای «دنیای اقتصاد» نتیجه این سریال سیاست‌گذاری دارای کیفیت پایین را علاوه‌بر «اتلاف منابع ملی» و «رشد اقتصادی پایین و پرنوسان» بروز مشکلاتی از قبیل تورم مزمن، شوک‌های قیمتی، بیکاری بالا به‌ویژه در رده سنی جوانان و کاهش قابل‌توجه قدرت خرید عموم مردم در مقاطع مختلف دانست. از نگاه او، درک این نکته که این مشکلات، معلول و دستپخت آن سیاست‌گذاری‌هاست، چندان پیچیده نیست اما همین نکته ساده که نباید به معلول مشغول شد و باید به سراغ علت یعنی ارتقای کیفیت سیاست‌گذاری رفت، حدود ۵۰ سال است که در بایگانی قرار دارد.

میرزاخانی تاکید کرد: شورای علمی همایش هشتم به همین دلیل تصمیم گرفت که محور اصلی همایش امسال را به «علل تکرار این مشکلات و اشتباهات» اختصاص دهد و در جست‌و‌جوی پاسخی برای این سوال برآید که چرا خروجی نظام سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری اقتصادی، ارتباطی با یافته‌های علمی و تجویزهای کارشناسی ندارد و اینکه، این خروجی ریشه در چه مناسباتی دارد که قادر به ارتقای کیفیت سیاست‌گذاری‌های اقتصادی نیست. او در ادامه این پرسش مهم را مطرح کرد که «آیا مشکل، ریشه در ناتوانی نظام کارشناسی دارد که قادر به ارائه‌ نسخه‌های علمی برای پیشگیری و درمان چالش‌ها نیست یا ریشه در بی‌اعتنایی نظام تصمیم‌گیری به تجویزهای کارشناسی؟»

میرزاخانی با اشاره به این نکته که حتی اجماع کارشناسی روی برخی راه‌حل‌ها هم باعث تغییر خروجی اقتصاد نشده است، به یک مثال در این خصوص اشاره کرد و گفت: اجماع روی این راه‌حل که بنگاه‌داری کار بخش خصوصی است نه بخش دولتی و نیمه‌دولتی و شبه‌دولتی، نه تنها باعث نشده است که در این مسیر حرکت کنیم، بلکه حرکت در مسیر معکوس تداوم یافته است. او افزود: به همین دلیل، شاید بتوان گفت نظام تصمیم‌گیری اقتصادی و اجرایی، در معرض اتهام بالاتری به‌عنوان عامل تداوم و تکرار چالش‌ها قرار دارد.

سردبیر ارشد روزنامه «دنیای اقتصاد» با تاکید بر این موضوع که عدم‌پذیرش «اصول حکمرانی در اقتصاد» و بحران تئوریک ناشی از آن، باعث به‌وجود آمدن «شرایط امتناع سیاست‌گذاری علمی» شده و ریشه در برخی موانع فکری دارد، تاکید کرد: در کنار این موضوع، فقدان احزاب سیاسی قدرتمند و دارای برنامه منسجم اقتصادی، یک مشکل ریشه‌ای است که دید کوتاه‌مدت در تصمیم‌گیری‌ها را تشدید می‌کند؛ چراکه باعث فقدان مهم‌ترین مکانیزم برای مسوولیت‌پذیر کردن سیاستمداران نسبت به تبعات بلندمدت تصمیماتشان می‌شود. او در پایان صحبت‌های خود ابراز امیدواری کرد که این همایش با هدف توسعه و اعتلای کشور، راهی برای عبور از بن‌بست تکرار چالش‌ها و اشتباهات بگشاید.

 

دو دنیای متفاوت اقتصاد ایران

ریشه واگرایی نظام کارشناسی و نظام تصمیم‌گیری

غایب بزرگ توسعه اقتصادی

بدیل واقعی اقتصاد دولتی

دو خاستگاه تکرار ابرچالش‌ها

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند