پروفسور مایکل کریمر از دانشگاه‌هاروارد، آقای آبهیجیت بانرجی و خانم استر دوفلو از دانشگاه ام‌آی‌تی، یک تیم تحقیقاتی را تشکیل داده‌اند و در بیش از دو دهه اخیر تحقیقاتی تجربی را در هند و کنیا برای شناسایی علل فقر و نحوه اثرگذاری سیاست‌ها انجام داده‌اند. اقتصاددان‌ها معتقدند شیوه تحقیقاتی این سه نفر در حوزه اقتصاد توسعه، در آینده و در صورت به‌کار گرفته شدن به شکل فراگیر برای حل دیگر مسائل موجود می‌تواند زمینه حل مشکلات را با انرژی کمتر و صرف سرمایه محدودتر فراهم کند.

این نوعی انقلاب در روش تحقیقاتی اقتصاد توسعه است که در آینده شکل‌های توسعه یافته‌تر آن در اختیار دولت‌ها و سیاست‌گذاران در سراسر جهان قرار خواهد گرفت. در حالی که بسیاری از جوایز نوبل به کشفیاتی تعلق می‌گیرد که متعلق به مدت‌ها پیش است جایزه امسال نوبل بر مبنای تحقیقاتی به این اقتصاددان‌ها داده شد که در ابتدای توسعه قرار دارد و به تدریج در تمامی بنیادها و نهادهای فعال در حوزه اقتصاد توسعه جهان مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

طبق تعریف بانک جهانی، زندگی با درآمد کمتر از ۹/ ۱ دلار در روز زندگی در فقر محسوب می‌شود و در حال حاضر بیش از ۷۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان در فقر به سر می‌برند. البته تمرکز فقرا در قاره آفریقا بسیار بالاست. همچنین از هر سه کودک، یک کودک دچار سوء تغذیه است و هر سال بسیاری از کودکان در اثر بیماری‌هایی که قابل درمان و پیشگیری هستند جان خود را از دست می‌دهند. از سوی دیگر تعداد زیادی از کودکان در اقتصادهای فقیر و در حال توسعه بدون کسب مهارت‌های اولیه نوشتن، خواندن و محاسبات ریاضی مدرسه را ترک می‌کنند. سه اقتصاددانی که امسال جایزه نوبل را دریافت کردند تلاش کرده‌اند به شکل تجربی مشخص کنند کدام تغییرات در سیاستگذاری‌ها می‌تواند بیشترین اثرات را بر رفع فقر و مبارزه با بیماری‌ها داشته باشد و علت این اثرگذاری چیست. در واقع علمی کردن مبارزه با فقر از طریق آزمون و روش‌های تجربی، دستاورد این سه اقتصاددان است.

تحقیقات سه اقتصاددان یاد شده آغاز مسیر رفع فقر و مبارزه با بیماری‌ها به روش‌های موثرتر است. بدون تردید شرایط هر کشور و منطقه با کشور و منطقه دیگر تفاوت دارد و الگویی که در یک کشور موثر است لزوما در کشوری دیگر موثر نیست یا تاثیر کمتری دارد. اما آنچه در روش تحقیقاتی برندگان امسال جایزه نوبل در رشته اقتصاد اهمیت بالایی دارد بررسی میدانی مشکلات، درک آنها و یافتن راه‌حل برای آنهاست. همانطور که بیان شد این تازه ابتدای راه پیش روی محققان است و در آینده باید روش‌ها توسعه یابند و زمینه برای ارائه نتایج این تحقیقات به دولت‌ها و سیاستگذاران برای اقدام فراهم شود. نکته دیگری که این سه محقق به آن دست یافته‌اند این است که ضروری است تا انتهای مسیر حل مشکل به تلاش ادامه داد.

در سال ۲۰۰۰ تحقیقاتی روی رفتار کشاورزان کنیایی صورت گرفت. در این آزمایش مشخص شد توصیف فواید آفت کش‌ها برای کشاورزان کافی نیست و تضمین نمی‌کند که آنها از این مواد استفاده کنند. علت این بود که در آغاز فصل کاشت و طی دوران رشد محصول، آنها پول کافی برای خرید آفت‌کش نداشتند و به همین دلیل، عملا تمامی تلاش‌ها برای متقاعد کردن کشاورزان به استفاده از این مواد به هدر می‌رفت. این مثال به روشنی نشان می‌دهد در برخورد با مشکلات ضروری است تمامی مراحل درک مشکل و اجرای راه‌حل طی شود و تا پایان کار تحقیقات ادامه پیدا کند. در این آزمایش مشخص شد اگر به کشاورزان تخفیف داده شود آنها از آفت‌کش استفاده خواهند کرد. نکته دیگری که در حوزه روش تجربی و آزمون میدانی باید به آن اشاره شود این است که در حوزه تحقیقات علوم انسانی، رسیدن به یک فرمول قطعی از رفتار انسان‌ها آسان نیست و تحقیقات باید برای مدتی نسبتا طولانی ادامه پیدا کند. همچنین ضروری است متغیرهای مختلف که بر رفتار انسان‌ها اثر می‌گذارد مورد توجه قرار گیرد.

این مطلب برایم مفید است
14 نفر این پست را پسندیده اند