مخالفان عرضه نفت در بورس با اشاره به دوره قبلی تحریم‌ها (سال‌۹۰) معتقدند که «فروش نفت در سازوکاری غیر از «مدل سنتی فروش نفت» که نفت کشور توسط امور بین‌الملل شرکت ملی نفت به تجار نفتی سرشناس بین‌المللی یا پالایشگاه‌های مشخص به فروش می‌رسد؛ باعث می‌شود که تجربه تلخ گذشته تکرار شود و نه تنها نفت کشور به فروش نرسد، بلکه زمینه‌ساز ایجاد رانت و فساد گسترده‌ای نیز شود. در واقع عرضه نفت در بورس با این هدف انجام می‌شود که واسطه‌گران بخش خصوصی داخلی اقدام به خرید نفت از این سازوکار کنند و ورود این بخش به بازار جهانی نفت با توجه به تجربه گذشته به صلاح کشور نیست.»

اما باید توجه داشت که هرچند مدل فروش نفت در دوره قبلی تحریم‌ها و دوره کنونی (عرضه نفت در بورس) برای بی‌اثرکردن تحریم‌های نفتی، سازوکاری غیر از مدل فروش سنتی نفت کشور است، اما این دو سازوکار تفاوت‌های بنیادین زیادی با یکدیگر دارند. در تجربه گذشته راهکار وزارت نفت برای جلوگیری از افت میزان صادرات نفت کشور اجرای مدل «فروش نفت در اتاق تاریک» بود. به این صورت که کمیته‌ای ۵ نفره از جانب دولت تعیین شد و وظیفه‌ این کمیته تعامل با دلالان نفتی بود. این کمیته در یک سازوکار نامشخص و بدون اخذ تضامین لازم و با ارائه تخفیفات ویژه نفت را در اختیار دلالان نفتی قرار می‌داد. در چنین شرایطی شکل‌گیری فساد و پدیده‌هایی مانند بابک زنجانی در این سازوکار غیرشفاف دور از انتظار نیست.

اما در مدل عرضه نفت خام در بورس، نفت کشور در سازوکار رقابتی و شفاف بورس انرژی عرضه خواهد شد و بخش خصوصی توانمند داخلی با ارائه‌ تضامین لازم نفت خام ایران را خریداری خواهد کرد. به‌طور کلی دو ویژگی مذکور در مدل فعلی یعنی سازوکار رقابتی بورس و اخذ تضامین لازم از بخش خصوصی مانع بروز رانت و فساد و ظهور پدیده‌هایی مانند بابک زنجانی است که در ادامه به آن پرداخته می‌شود.

۱- سازوکار رقابتی بورس، مانع اعطای رانت: قیمت‌گذاری در مدل «فروش نفت در اتاق تاریک» روشی غیرشفاف و براساس تجربه مدیران امور بین‌الملل شرکت ملی نفت بود و در نهایت با چانه‌زنی مستقیم با دلالان نفتی تعیین می‌شد. اما در سازوکار بورس ابتدا شرکت ملی نفت قیمت پایه هر بشکه نفت خام را مشخص می‌کند و سپس بین متقاضیان خرید نفت رقابت شکل گرفته و بدین صورت قیمت هر بشکه نفت در یک سازوکار رقابتی تا حد ممکن افزایش می‌یابد. در شرایط تحریمی قیمت نفت ایران به دلیل ایجاد هزینه پوشش‌های بیمه‌ای، ریسک شناسایی محموله‌ها و بلوکه شدن پول در بانک‌های خارجی کاهش می‌یابد و عرضه نفت در سازوکار رقابتی بورس باعث می‌شود که هزینه تحریم نفت ایران واقعی شده و قیمت نفت کشور بیش از آن کاهش نیابد. در واقع رقابت ایجاد شده باعث می‌شود که قیمت نفت ایران در بالاترین حد ممکن کشف شود در نتیجه فروش نفت در این سازوکار با اعطای رانت همراه نخواهد بود.

۲- تضمین معاملات در بورس: اشاره شد که در مدل «فروش نفت در اتاق تاریک» نفت کشور در سازوکاری غیرشفاف و بدون اخذ تضامین لازم در اختیار افرادی نامشخص قرار داده می‌شد که روال تایید صلاحیت این افراد نیز تنها با ارتباط‌گیری با مسوولان شرکت ملی نفت ممکن بود. این درحالی است که کارکرد اصلی بورس، تضمین معاملات برای طرفین معامله است. در مدل عرضه نفت خام در بورس، بخش خصوصی اطلاعات اولیه‌ای از شرکت خود را در اختیار بورس انرژی قرار می‌دهد و کد معاملاتی دریافت می‌کند و با پرداخت ۱۰ درصد ارزش محموله‌ها اجازه ورود به بازار برای خرید را به دست می‌آورد. در صورتی که معامله صورت بگیرد بخش خصوصی موظف است قبل از بارگیری محموله، ۱۰‌درصد دیگر از بهای محموله را نیز به‌صورت ریالی واریز کند. همچنین بخش خصوصی موظف است قبل از بارگیری محموله، ضمانت‌نامه بانکی با ارزشی معادل ۲۵/ ۱ برابر ۸۰ درصد باقی‌مانده را به بورس ارائه دهد. در صورت پرداخت ۲۰ درصد نقدی و ارائه ضمانت‌نامه لازم، نفت به بخش خصوصی تحویل داده می‌شود و اگر شرکت خصوصی نتواند ارزش محموله را پس از ۶۰ روز به‌طور کامل تسویه کند بورس وثیقه بانکی آن شرکت را که به‌صورت ضمانت‌نامه اخذ شده بود ضبط می‌کند. همچنین در صورتی که بخش خصوصی نتواند قبل از بارگیری، ۱۰ درصد ریالی یا ضمانت‌نامه لازم را ارائه کند، نفتی را تحویل نخواهد گرفت و ۵ درصد از ارزش محموله به‌عنوان جریمه از سپرده اولیه او برداشت خواهد شد. به این صورت در سازوکار شفاف بورس امکان بروز فساد و بابک زنجانی‌ها وجود ندارد.

در مجموع باید توجه داشت که برخلاف مدل «فروش نفت در اتاق تاریک»، راهکار عرضه نفت در سازوکار شفاف و رقابتی بورس انرژی و اخذ تضامین لازم از متقاضیان خرید نفت ایران، عملا راه را برای ورود هرگونه دلال نفتی به این عرصه سد می‌کند و مانع شکل‌گیری رانت و فساد و بابک زنجانی‌ها می‌شود. در واقع مخالفان این راهکار به دلیل عدم شناخت کافی از سازوکار بورس انرژی و مکانیزم‌های تعبیه شده توسط شرکت ملی نفت دچار نوعی سوءبرداشت نسبت به این راهکار ضدتحریمی شده‌اند؛ راهکاری که درصورت تداوم پیگیری، ظرفیت فوق‌العاده‌ای برای توسعه تجارت نفت توسط شرکت‌های ایرانی دارد و می‌تواند بستری برای بی‌اثرکردن کامل تحریم‌های نفتی آمریکا فراهم کند.