دولت‌های قبل از دولت نهم ودهم با سرمایه‌گذاری و بهره‌برداری از نیروهای متخصص و دلسوز صنعت نفت توانستند قدم‌های بزرگی برای بزرگ‌سازی صنعت گاز طبیعی کشور (پارس جنوبی و سایر طرح‌ها) و پتروشیمی بردارند. سرمایه‌گذاری‌های سنگینی ازجیب بیت‌المال دراین صنایع به‌عمل آمد. متاسفانه بخش مهم و سوددهی از صنعت نفت به بهانه خصوصی‌سازی‌ها و با این شعار که بهتر و اقتصادی‌تر مدیریت شوند تا محصولات پتروشیمی و فرآورده‌های نفتی و برق (انرژی) به‌صورت رقابتی و ارزان به‌دست مصرف‌کنندگان برسند، از دست دولت خارج شد.

امروز: درپنجم دی‌ماه سال ۹۲ مهندس زنگنه در گردهمایی جمعی از کارکنان کنار گذاشته شده و بازنشسته شده صنعت نفت گفت که پس از بازگشت به صنعت نفت متوجه شده است که مافیا در صنعت نفت با قدرت فعال است. صنعت پتروشیمی، صنعت پالایش نفت خام، صنعت تولید برق (انرژی) کشور آنطور که همه مقامات بلندپایه کشور به دفعات اذعان داشتند ارزان و... به‌طوری که نیاز به بررسی و بازنگری جدی دارند،به اصطلاح به بخش خصوصی واگذار شدند. امروز وزارت نفت و صنعت نفتی داریم که باید پاسخگوی مسائلی باشد که برای حل آنها کنترل واقعی و موثری بر صنایع پتروشیمی، پالایشی و غیره در بخش پایین‌دستی صنعت نفت ندارد و فقط و فقط تحت‌فشار است که خوراک صنایع مذکوررا ارزان در اختیار آنها قرار دهد.

درواقع هزینه تولید نفت خام و گاز تحویلی به صنایع پایین دستی صنعت نفت بیشتر از قیمتی است که آنها به صنعت نفت بابت بهای خوراک دریافتی‌شان می‌پردازند. علاوه برآن صنعت نفت دیروز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با حدود 30 هزار پرسنل روزی 6 میلیون بشکه نفت تولید می‌کرد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا سال ۱۳۸۴ صنعت نفت حدود ۷۰ تا ۸۰ هزار نفر پرسنل متخصص و کارآمد داشت که پس از پایان جنگ تحمیلی هم درگیر بازسازی صنعت نفت بودند. بعد از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ تعداد کارکنان صنعت نفت به بیش از ۲۳۰ هزار نفر رسیده است که تاکنون هم همین تعداد درصنعت نفت حضور دارند. درواقع هزینه‌های بالاسری و تولید نفت خام در صنعت نفت ایران بسیار گران‌تر از رقبای صنعت نفت در خلیج‌فارس و در دریای خزر است.

در هر حال به‌رغم همه مشکلات و چوب لای چرخ گذاشتن‌های مجلس نهم وزارت نفت دولت یازدهم موفقیت‌های چشمگیری در بازپس‌گیری سهم ایران در بازار با افزایش تولید نفت خام و گازطبیعی داشت. اگرچه تا امروز وزارت نفت دولت دوازدهم هنوز نتوانسته است گزارشی به مردم بدهد که میلیارد‌ها دلار پولی که مدعیان اجرا و به تولید رساندن برخی از فاز‌های پارس جنوبی گرفتند و گفتند در مدت ۳۵ ماه به تولید می‌رسند چه شد.

فردا: صنعت نفت در حال‌حاضر تحت‌فشار داخلی و بیرونی قراردارد. مثلث ترامپ، اسرائیل و آل‌سعود از جیب آل‌سعود و متحدان‌اش در خلیج فارس میلیاردها دلار بودجه برای ایجاد بحران اقتصادی درایران و تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران اختصاص داده‌اند.  

از سوی دیگر بنا بر قانون جدیدی مقرر شده کسانی که دارای تجربه هستند و تاکنون توانسته‌اند صنعت نفت متلاشی شده، بحران‌زده و گرفتار مافیاهای مختلف در دولت دهم را از سال ۱۳۹۲ به بعد مدیریت و بازسازی کنند، صنعت را ترک کنند.  

ادامه فردا: موضوع حائز اهمیت توجه به این نکته است که ایران بیش از ۱۳۰ میلیارد بشکه ذخایر نفتی دارد.

یعنی اگر روزی پنج میلیون بشکه نفت تولید کند تا ۵۰ سال آینده می‌تواند تولید‌کننده و صادر‌کننده نفت خام باشد. ایران بیش از ۳۰ تریلیون مترمکعب ذخایر گاز طبیعی دارد و چنانچه بیش از پنج برابر امروز گاز طبیعی تولید کند تا ۵۰ سال آینده ایران می‌تواند تولید‌کننده و صادر‌کننده گاز طبیعی باشد.

علاوه بر منابع نفت و گاز، ایران از نظر ذخایر معادن مختلف نظیر آهن، مس، طلا و ... از کشورهای ثروتمند دنیا محسوب می‌شود. ایران بزرگ‌ترین اقتصاد در منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی بین خلیج‌فارس و دریای خزر با نیروی انسانی جوان، متخصص، باسواد و مبتکر است که در صورتی که استعداد‌های بالقوه ایرانی با استعدادهای بالقوه عراقی و سوری و سایر کشورهای همسایه ایران دست به‌دست هم دهند برای آنها که اهداف استثماری و استعماری را دنبال می‌کنند یک خطر بزرگ محسوب می‌شوند.دیروز: پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، آمریکا و متحدانش در اروپا و منطقه نه تنها کنترل و تسلط بر منابع عظیم نفت و گاز و ... در ایران را از دست دادند، بلکه مردم ایران انتقام کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت منتخب خود را گرفتند.

امروز: در طول ۴۰ سال آمریکا و متحدانش هرکاری که می‌توانستند کردند تا ایران را به زانو درآورند و موفق نشدند. پرزیدنت ترامپ گفت که فقط در چند سال اخیر آمریکا ۷ تریلیون دلار در منطقه خرج کرده و دستاوردی نداشته است. شعار ترامپ برای اینکه آمریکا را از تحقیری که پیروزی انقلاب اسلامی در ایران برایش ایجاد کرد، رها کند این بود که قصد دارد «آمریکا را دوباره قدرتمند و بزرگ کند» و مدعی است  «آمریکا باید اول باشد» و در راستای تحقق این شعار باید نظام جمهوری اسلامی ایران تغییر کند. باید شرایطی مهیا شود تا یک گروه، یک حزب یا یک فرد دیکتاتور به بهانه نجات ایران زمام امور را با حمایت و پشتیبانی آمریکا به‌دست بگیرد. برای این منظور میلیاردها دلار از جیب آل‌سعود و متحدانش سرمایه‌گذاری کرده‌اند و باید صنعت نفت ایران تضعیف و از گردونه خارج شود.

چرا؟: روز ۲۹ ژوئن ۲۰۱۷ ترامپ رسما اعلام کرد که سیاست انرژی آمریکا تسلط کامل به بازار نفت و تعیین قیمت نفت و گاز در این بازار است. دیدیم که اخیرا از طریق آل‌سعود به اوپک هم دستور می‌داد که چه بکند یا چه نکند. کارشناسان به این نتیجه رسیده‌اند که اقتصاد آمریکا با بیش از ۲۰ تریلیون دلار بدهی خارجی هر لحظه ممکن است دچار بحران شود. به همین دلیل دولت ترامپ با نفت صادراتی آمریکا و نفت عربستان قصد دارد برای دلار آمریکا یک پشتوانه نفتی تعریف کند.

ایران برای تحقق این طرح مزاحم است و باید صنعت نفت ایران منزوی شود یا نظامی در این کشور روی کار بیاید که مثل رژیم حاکم در عربستان دست‌نشانده آمریکا باشد.دیروز: آمریکا در سال ۱۹۹۸ در روسیه موفق شد سیاستی را که برنامه‌ریزی کرده بود، پیاده کند. دولت یلتسین که متشکل از اولیگارش‌های تازه به دوران رسیده روسیه بود با فرصت‌طلبی و انحصارخواهی و مفت‌فروشی اموال بیت‌المال برای روسیه فاجعه‌ای به بار آورد که مردم روسیه در ماجرای حمله ارتش آلمان نازی در سال ۱۹۴۱ میلادی تجربه کرده بودند و آن خاطره، ورشکستگی روسیه بود.

آری خصوصی‌سازی در روسیه که درواقع کانال‌سازی سرازیر شدن اموال بیت‌المال به دست اقلیت اصحاب ثروت و قدرت Oligarchs بود موجب شد که رشد اقتصادی روسیه به شدت کاهش پیدا کند، مردم به شدت فقیر شدند، قدرت خرید مردم روسیه به‌شدت پایین آمد، سلامت مردم روسیه ناشی از مواد افزودنی به مواد خوراکی، کمبود دارو، ابزار پزشکی و ... به مخاطره افتاد. مرگ و میر ناشی از نداشتن امکانات رفاهی و درمانی نیز به‌شدت افزایش یافت. به‌طور کلی امنیت جامعه روسیه دچار اختلال شدید شد.

درواقع خصوصی‌سازی برای روسیه به جای اینکه رشد اقتصادی، کاهش قیمت‌ها و رقابت اقتصادی را به ارمغان بیاورد موجب شد که اصحاب ثروت و قدرت بر سر تقسیم اموال بیت‌المال بین خودشان دچار اختلاف شدید بشوند و برای در دست گرفتن قدرت با هم مبارزه و دعوا کنند. این درحالی بود که فساد و رشوه‌خواری نیز رشد وسیعی پیدا کرده بود و اصحاب ثروت و قدرت ترسی از محاکمه و پاسخگویی نداشتند. کار به جایی رسید که نظامیان حامی دولت یلتسین مجلس روسیه را به توپ بستند.

درنتیجه در ماه اوت سال ۱۹۹۸ قدرت خرید روبل روسیه به‌کلی از هم پاشید و دولت روسیه تقریبا در آستانه اعلام ورشکستگی کامل و قادر نبودن به انجام تعهدات مالی‌اش قرار گرفت. دول غربی و در راس آنها آمریکا که زمینه‌سازی‌های لازم را برای ورشکستگی روسیه آماده کرده بودند از روند سقوط روسیه خوشحال و راضی بودند. این در حالی بود که اکثر صاحبان زر و زور روسی اقامت کشورهای غربی را داشتند و هرچه ارز از روسیه خارج کرده بودند در حساب‌های بانکی‌شان در غرب نگهداری می‌شد. آمریکا اینک به گمان خود درصدد آن است که توطئه مشابهی را در مورد ایران اجرا کند.

امروز: در زمان ارائه لایحه قانون بودجه سال ۹۷ درآذرماه سال ۹۶ رئیس دولت دوازدهم قول داد که بودجه را شفاف کند. یعنی روحانی تصمیم گرفته بود که ایران را نجات دهد. اعتراضاتی هم به ایشان از سوی کسانی که بودجه کمتری در مقام مقایسه با دولت نهم و دهم دریافت می‌کردند به‌عمل آمد.

نکته مهمی که ایشان درمجلس شورای اسلامی بیان داشت این بود که اقتصاد کشور درست نمی‌شود تا امور بانکی درست نشود. ایشان گفت که در دولت یازدهم چند اصلاح انجام دادیم و قصد داریم در دولت دوازدهم بیشتر اصلاح کنیم.

ایشان صراحتا گفت که موسسات تعاونی و اعتباری‌ای در کشور به وجود آمده‌اند که زندگی مردم را دچار اختلال کردند.

فردا: آنچه امروز تجربه می‌کنیم و فردای ما را مورد سوال قرار داده است شدید‌ترین تحریم‌های اقتصاد و بانکی آمریکا نیست. بلکه ادامه عدم شفافیت‌ها در اقتصاد کشور است. ایجاد شفافیت و اتحاد مردم و مسوولان راه مقابله با همه بحران‌ها است.