امیر تیمور گورکانی پس از تسلط بر نواحی مختلف آسیای مرکزی و ایران بر آن شد تا فتوحات خود را توسعه دهد و در ادامه توسعه سرزمینی بود که با سدی به نام عثمانی برخورد کرد. تنش و اختلاف میان امیر تیمور با عثمانی سبب‌ساز ایجاد مناسبات وی با دول اروپایی شد که در این زمان سخت تحت فشار دولت عثمانی قرار گرفته بودند. در واقع دول مسیحی اروپایی سعی در استفاده از توان نظامی تیمور برای حذف عثمانی‌ها داشتند. این مناسبات که در دهه آخر حکومت تیمور شکل گرفت، تحت تاثیر عواملی همچون بعد مسافت و ترس اروپاییان از شخص تیمور به یک رابطه پایدار و مداوم تبدیل نشد و بعد از شکست عثمانی و تضعیف آن توسط تیمور این مناسبات پایان پذیرفت و حتی در دوره جانشینان تیمور نیز ادامه پیدا نکرد. امیرتیمور گورکانی سه بار به ایران لشکر کشید، در یکی از لشکرکشی‌هایش به ایران، شهر اصفهان را ویران و در این شهر از سر مقتولان مناره ساخت.

با وجود این، ابن خلدون از او به‌عنوان مردی ادیب‌پرور و علاقه‌مند به اصحاب فکر و دانش و مشوق هنر، معماری و مهندسی یاد کرده است. مورخان نظامی نوشته‌اند که تیمور نبردها را عمدتا با جنگ روانی و تبلیغات قبلی در مهارت و شجاعت لشکریانش و سلاح‌های برتر آنان می‌برد. وی در ۱۲ فوریه سال ۱۴۰۵ میلادی (۲۳ بهمن ماه) در ۶۹ سالگی در قزاقستان درگذشت و پیکر او را به سمرقند منتقل و در گورگاهی که خود در این شهر باستانی ساخته بود دفن کردند. پس از مرگ تیمور تمام سرزمین‌هایی که او فتح کرده بود (به استثنای خراسان بزرگ که شامل ماوراءالنهر و بخش بزرگی از افغانستان فعلی و تمامی خراسان کنونی و بخشی از سیستان می‌شد) به‌سرعت از تصرف جانشینان تیمور خارج شد. بر خلاف چنگیزخان که پسرانش بلافاصله بعد از او، با ولیعهدی که او برگزیده بود کنار آمدند و با حفظ اتحاد، از فروپاشی امپراتوری جلوگیری کردند، بازماندگان تیمور به درگیری با هم پرداختند. بازماندگان تیمور که بیشتر نوادگان او بودند، پس از مرگش به مخالفت با یکدیگر پرداختند و قلمرو وسیعی را که او با وجود آن همه جنگ و شقاوت به هم پیوند داده بود، تجزیه کردند.